دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۳۸۵

مولوی
روز ما را دیگران را شب شده ز آفتابی اختران را شب شده
تیر دولت های ما پیروز شد تیر جست و مر کمان را شب شده
روز خندان در رخ عین الیقین کافرستان گمان را شب شده
برپریده مرغ ایمانت کنون بی امان خواهی امان را شب شده
هر دمی روز است اندر کان جان روز نقد توست کان را شب شده
عاشقان را روزهای بی نشان عاقل رسم و نشان را شب شده

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضایی عرفانی و معنوی را ترسیم می‌کنند که در آن تضادی بنیادین میان نگاهِ عارفانه و نگاهِ عقل‌محور یا مادی‌گرایانه برقرار است. شاعر با بهره‌گیری از نمادهای «روز» و «شب»، به جایگاه برترِ شهود و یقینِ قلبی اشاره دارد که برای غیرِ اهلِ معرفت، ناپیدا و تاریک است.

در این نگاه، حقیقتِ درونی و عالمِ جان، نوری است که تاریکیِ شک، دلبستگی‌های دنیوی و عقلِ جزئی‌نگر را می‌پوشاند. شاعر به مخاطب گوشزد می‌کند که آنچه در ظاهر برای دیگران موفقیت یا علم محسوب می‌شود، در برابرِ نورِ مطلقِ الهی و تجربه‌ی عاشقانه‌ی درونی، رنگ می‌بازد و به شبِ تاریکِ نادانی بدل می‌گردد.

معنای روان

روز ما را دیگران را شب شده ز آفتابی اختران را شب شده

روزِ حقیقت و معرفتِ ما برای دیگران، شب و تاریکی است؛ چرا که با طلوع خورشیدِ آگاهی در وجود ما، ستارگانِ کم‌نورِ دانشِ ظاهری دیگران در روشناییِ آن محو و بی‌اثر شده‌اند.

تیر دولت های ما پیروز شد تیر جست و مر کمان را شب شده

تیرِ بخت و اقبالِ معنویِ ما به هدف نشست و پیروز گشت؛ وقتی تیر از کمان رها شد، دیگر کمان کارایی ندارد و برای آن دنیایِ محدودِ اسباب و علل، شب فرا رسیده و عمرِ آن به پایان رسیده است.

روز خندان در رخ عین الیقین کافرستان گمان را شب شده

روشناییِ بی‌پایانِ روز در چهره‌ی «عین‌الیقین» (یقینِ کاملِ قلبی) خندان و درخشان است، در حالی که برای دنیای تاریکِ شک و گمان، شبِ زوال و نابودی فرا رسیده است.

برپریده مرغ ایمانت کنون بی امان خواهی امان را شب شده

مرغِ ایمان از وجودت پرواز کرده و رفته است؛ اکنون که در بی‌امانی و سرگشتگی گرفتار شده‌ای، حتی امید به یافتنِ پناهگاه نیز برای تو به پایان رسیده و تاریک شده است.

هر دمی روز است اندر کان جان روز نقد توست کان را شب شده

در باطن و معدنِ جان، هر لحظه روزِ روشن است؛ اما آن «روزِ» نقد و دنیویِ تو، در برابرِ این نورِ ابدی و حقیقی، تاریک و همچون شب است.

عاشقان را روزهای بی نشان عاقل رسم و نشان را شب شده

برای عاشقان، روزهایی بی‌آغاز و انجام وجود دارد که از قیدِ نشانه‌های ظاهری رهاست؛ بنابراین برای عاقلی که در بندِ رسم، نام و نشانِ دنیوی است، این جهانِ بی کرانِ عشق، شبِ تاریکی است که راهی در آن ندارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) روز و شب

بهره‌گیری مداوم از تقابل نور و تاریکی برای نشان دادن تضاد میان آگاهیِ عرفانی و ناآگاهیِ دنیوی.

استعاره تیر دولت

تیر به معنای موفقیت و بختِ نیک است که به سوی هدفِ معنوی پرتاب شده است.

استعاره مرغ ایمان

ایمان به مرغی تشبیه شده که از قفسِ تن پرواز کرده و رفته است.

تشبیه کانِ جان

جانِ آدمی به معدنی تشبیه شده که گنجینه‌ی نور و حقیقت در آن نهفته است.