دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۳۴۷

مولوی
خدایا رحمت خود را به من ده دریدی پیرهن تو پیرهن ده
مرا صفرای تو سرگشته کرده ست ز لطف خود مرا صفراشکن ده
اگر عالم به غم خوردن به پای است مده غم را به من با بوالحزن ده
خدایا عمر نوح و عمر لقمان و صد چندان بدان خوب ختن ده
سهیل روی تو اندر یمن تافت مرا راهی به سوی آن یمن ده

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده‌ها مناجات‌هایی است که در پیوندی عمیق میان طلب رحمت الهی و اشتیاق به معشوق شکل گرفته است. شاعر با بهره‌گیری از مفاهیم عرفانی و طبی، به توصیف احوال پریشان و اضطراب درونی خود می‌پردازد و در پی پناهگاهی برای آرامش روان می‌گردد.

فضای کلی حاکم بر این ابیات آمیزه‌ای از نیاز و التماس است که در آن شاعر با مدد جستن از کهن‌الگوها تقاضای طول عمر برای محبوب و گشایش در کار خود را دارد و جهان را عرصه‌ای می‌بیند که در آن غم بخشی از ساختار هستی است.

معنای روان

خدایا رحمت خود را به من ده دریدی پیرهن تو پیرهن ده

پروردگارا رحمت بی‌کران خویش را شامل حال من گردان. همان‌طور که با آزمون‌های دشوار جامه‌ی آرامش را از تنم دریدی اکنون جامه‌ی جدیدی از عنایت و مرحمت بر من بپوشان.

نکته ادبی: پیرهن دریدن کنایه از مصیبت دیدن و بی‌آرام شدن است.

مرا صفرای تو سرگشته کرده ست ز لطف خود مرا صفراشکن ده

عشق و اشتیاق به تو ذهن و جان مرا چنان آشفته کرده که گویی دچار غلبه‌ی صفرا شده‌ام؛ از لطف خود پادزهر و مرهمی برای این آشفتگی به من عطا کن.

نکته ادبی: صفرا در طب قدیم نماد گرمی و خشکی و عاملی برای بی‌قراری است؛ صفراشکن به معنای درمان‌کننده این حالت است.

اگر عالم به غم خوردن به پای است مده غم را به من با بوالحزن ده

اگر دوام و بقای این جهان در گروِ غم خوردن و رنج کشیدن است این غم را نصیب من نکن و آن را به کسی واگذار که کارش رنج بردن است.

نکته ادبی: بوالحزن در اینجا به معنای پدر اندوه یا کسی است که همیشه اندوهگین است.

خدایا عمر نوح و عمر لقمان و صد چندان بدان خوب ختن ده

خدایا عمر طولانی همانند نوح و لقمان را و حتی صد برابر بیشتر از آن را به آن محبوب زیباروی اهل ختن ببخش.

نکته ادبی: خُتن در ادبیات فارسی نماد زیبایی و خاستگاه زیبارویان است.

سهیل روی تو اندر یمن تافت مرا راهی به سوی آن یمن ده

چهره‌ی تابان تو مانند ستاره‌ی سهیل در یمن درخشیده است؛ پس از روی لطف راهی برای رسیدن من به آن سرزمینی که تو در آن هستی بگشا.

نکته ادبی: ستاره سهیل در یمن طلوع می‌کند و نماد درخشش و دوری است؛ یمن در اینجا کنایه از جایگاه محبوب است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح عمر نوح و عمر لقمان

اشاره به دو اسطوره طول عمر در فرهنگ دینی و تاریخی.

استعاره صفرا

بهره‌گیری از اصطلاح طبی برای توصیف آشفتگی روانی و بی‌قراری عاشقانه.

کنایه سهیل روی تو

تشبیه چهره محبوب به ستاره سهیل که هم زیباست و هم دست‌نیافتنی.