دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۳۴۵

مولوی
چو بی گاه است و باران خانه خانه صلای جمله یاران خانه خانه
چو جغدان چند این محروم بودن به گرداگرد ویران خانه خانه
ایا اصحاب روشن دل شتابید به کوری جمله کوران خانه خانه
ایا ای عاقل هشیار پرغم دل ما را مشوران خانه خانه
به نقش دیو چند این عشقبازی لقبشان کرده حوران خانه خانه
بدیدی دانه و خرمن ندیدی بدین حالند موران خانه خانه
مکن چون و چرا بگذار یارا چرا را با ستوران خانه خانه
در آن خانه سماع ختنه سور است ولیکن با طهوران خانه خانه
بنا کرده ست شمس الدین تبریز برای جمع عوران خانه خانه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل دعوتی است پرشور و عرفانی به سوی بیداری و رهایی از دلبستگی‌های مادی که شاعر از آن با عنوان «ویرانه» یاد می‌کند. در این فضایِ معنایی، مخاطب فراخوانده می‌شود تا از سطحِ ظواهر عبور کرده و با شتاب به سمت حقیقتِ درونی حرکت کند.

مفهوم محوریِ شعر، نقدِ عقلِ جزئی‌نگر و چون‌وچراهای بی‌حاصل است که مانعِ شهودِ قلبی می‌شود. شاعر با استناد به راهنمایی‌های شمس تبریزی، حقیقت را نه در داشته‌های مادی، بلکه در رهایی از تعلقات (عریانیِ معنوی) و ورود به ساحتِ پاک‌دلان می‌داند.

معنای روان

چو بی گاه است و باران خانه خانه صلای جمله یاران خانه خانه

اکنون که زمانِ مناسب برای حرکت فرا رسیده و بارانِ رحمت می‌بارد، یاران را برای بازگشت به خانه اصلی (حقیقت) فراخوان.

نکته ادبی: تکرارِ «خانه خانه» علاوه بر ایجاد موسیقی، بر کثرتِ خانه‌ها و تاکید بر بازگشت به اصل تاکید دارد.

چو جغدان چند این محروم بودن به گرداگرد ویران خانه خانه

شما که از حقیقت دور مانده‌اید، چرا مانند جغدها مدام به دورِ ویرانه‌های دنیا می‌چرخید و خود را از عالم معنا محروم می‌کنید؟

نکته ادبی: جغد در ادبیات کهن نمادِ شومی و دلبستگی به ویرانه است که در تقابل با طاووس یا مرغانِ همایونی قرار دارد.

ایا اصحاب روشن دل شتابید به کوری جمله کوران خانه خانه

ای پاک‌دلانِ آگاه، بدون درنگ به سوی حقیقت بشتابید و از کورانِ باطن که مانع راه شما هستند، دوری کنید.

نکته ادبی: استفاده از تضادِ «روشن‌دل» و «کوران» برای تمایزِ اهلِ معرفت از غافلان است.

ایا ای عاقل هشیار پرغم دل ما را مشوران خانه خانه

ای عاقلِ گرفتار در قفسِ اندیشه‌های غم‌افزا، با چون‌وچراهای بیهوده، آرامشِ دلِ مرا برهم نزن.

نکته ادبی: اشاره به عقلِ جزئی‌نگر که همواره در پیِ استدلال‌های زمینی است و مانعِ شهودِ عرفانی می‌شود.

به نقش دیو چند این عشقبازی لقبشان کرده حوران خانه خانه

تا کی می‌خواهید عاشقِ زشتی‌ها و نقش‌های شیطانی باشید و به اشتباه به آن‌ها لقبِ حوری و زیبایی بدهید؟

نکته ادبی: «دیو» در اینجا کنایه از تمایلاتِ نفسانی و زشت است که انسان در نگاهِ ظاهربین، آن‌ها را زیبا می‌بیند.

بدیدی دانه و خرمن ندیدی بدین حالند موران خانه خانه

شما مانند مورچگانی هستید که فقط به دنبال دانه و رزقِ ناچیز هستید و از دیدنِ خرمنِ بزرگِ حقیقت و معنویت عاجزید.

نکته ادبی: تمثیلِ دانه و خرمن، تقابلی بینِ نیازهایِ مادیِ حقیر و دستاوردهایِ عظیمِ روحانی است.

مکن چون و چرا بگذار یارا چرا را با ستوران خانه خانه

ای دوست، بحث و چون‌وچرا را رها کن؛ این کارِ حیوانات است که فقط به دنبالِ نیازهای غریزی هستند، نه انسانِ حقیقت‌جو.

نکته ادبی: «ستوران» جمعِ ستور به معنای چهارپایان است و کنایه از کسانی دارد که از درکِ حقایقِ والا ناتوان‌اند.

در آن خانه سماع ختنه سور است ولیکن با طهوران خانه خانه

در آن خانه (حریم دل)، جشنی عظیم از معرفت برپاست؛ اما این ضیافت تنها برای کسانی است که به طهارتِ روح رسیده‌اند.

نکته ادبی: «ختنه سور» استعاره از مرحله‌ای است که انسان از تعلقات جدا می‌شود و «طهوران» کسانی هستند که پاک‌دامن و پاک‌جان‌اند.

بنا کرده ست شمس الدین تبریز برای جمع عوران خانه خانه

شمس‌الدین تبریزی این پناهگاه و خانه‌یِ معنوی را برای کسانی که از تعلقاتِ دنیوی رها و عریان شده‌اند، بنا کرده است.

نکته ادبی: «عوران» جمعِ عور به معنایِ برهنه است که در عرفان کنایه از کسی است که لباسِ خودبینی و تعلقاتِ مادی را از تن درآورده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره ویران

اشاره به دنیا و دلبستگی‌های مادی که فاقد اصالت و بقا هستند.

تضاد دانه و خرمن

تقابل میان امورِ ناچیز و زودگذر دنیا با حقیقتِ اصیل و بزرگِ الهی.

تشبیه موران

تشبیه انسان‌های مادی‌گرا به مورچگانی که تنها به دنبال رفع نیازهای اولیه و حقیرانه هستند.

کنایه ستوران

کنایه از انسان‌هایی که اسیرِ غریزه و عقلِ جزئی هستند و از شهودِ حقیقت بازمانده‌اند.