دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۳۱۰

مولوی
ای غایب از این محضر از مات سلام الله وی از همه حاضرتر از مات سلام الله
ای نور پسندیده وی سرمه هر دیده احسنت زهی منظر از مات سلام الله
ای صورت روحانی وی رحمت ربانی بر مومن و بر کافر از مات سلام الله
چون ماه تمام آیی و آن گاه ز بام آیی ای ماه تو را چاکر از مات سلام الله
ای غایب بس حاضر بر حال همه ناظر وی بحر پر از گوهر از مات سلام الله
ای شاهد بی نقصان وی روح ز تو رقصان وی مستی تو در سر از مات سلام الله
ای جوشش می از تو وی شکر نی از تو وز هر دو تویی خوشتر از مات سلام الله
شمس الحق تبریزی در لخلخه آمیزی هم مشکی و هم عنبر از مات سلام الله

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، سرودی است پرشور و عاشقانه در ستایش و اشتیاق به پیر و مرشد روحانی، که در آن شاعر با زبانی سرشار از ستایش و فروتنی، غیبت ظاهری معشوق را با حضورِ عمیق و همیشگی او در جان و دلِ خود به تصویر می‌کشد. این ابیات بیانگر رابطه‌ای عمیق میان عاشق و معشوق است که از مرزهای مادی عبور کرده و به پیوندی روحانی تبدیل شده است.

فضای حاکم بر این ابیات، فضایی عرفانی و آکنده از حیرت و ستایش است که در آن، معشوق نه فقط یک شخص، بلکه تجلی‌گاه نور الهی، سرچشمه‌ی مستی و دانایی و منبعِ تمامِ زیبایی‌ها دانسته شده است.

معنای روان

ای غایب از این محضر از مات سلام الله وی از همه حاضرتر از مات سلام الله

ای که در ظاهر از جمع ما دوری، از جانب ما سلام خدا بر تو باد؛ تو در عین دوری، از هر حاضرِ دیگری در قلب و روح ما پررنگ‌تر و هویداتری.

نکته ادبی: محضر به معنای مکان حضور و مات ترکیبی از ما و تو است که در این متن به کار رفته است.

ای نور پسندیده وی سرمه هر دیده احسنت زهی منظر از مات سلام الله

ای نورِ دلپسند و ای سرمه که دیدگانِ حقیقت‌بینِ ما را روشن می‌کنی؛ آفرین بر این چهره و منظرِ زیبا که ما را چنین شیفته کرده است.

نکته ادبی: سرمه استعاره از وسیله‌ای برای بینایی و بصیرت است و زهی به معنای آفرین است.

ای صورت روحانی وی رحمت ربانی بر مومن و بر کافر از مات سلام الله

ای آن که وجودت از جنس روح و حقیقت معنوی است و رحمتی که از سوی پروردگار فرستاده شده‌ای؛ رحمتِ وجودِ تو شاملِ حالِ همه، چه مؤمن و چه کافر می‌شود.

نکته ادبی: صورت روحانی نماد تجلی معنوی و غیرمادی است.

چون ماه تمام آیی و آن گاه ز بام آیی ای ماه تو را چاکر از مات سلام الله

چون ماهِ کامل پدیدار می‌شوی و از بامِ بلندِ آسمانِ جان طلوع می‌کنی؛ ای ماهِ من، حتی ماهِ آسمان نیز در برابرِ زیباییِ تو بنده و فرمان‌بردار است.

نکته ادبی: ماه تمام تشبیهی برای کمال و زیباییِ درخشانِ معشوق است.

ای غایب بس حاضر بر حال همه ناظر وی بحر پر از گوهر از مات سلام الله

ای کسی که گرچه در ظاهر نیستی اما در حقیقت همیشه حاضری و بر احوالِ ما نظارت داری؛ تو مانند دریایی هستی که مملو از مرواریدهای گران‌بهای معرفت است.

نکته ادبی: بحر پر از گوهر استعاره‌ای برای گستردگی دانش و معنویتِ پیر است.

ای شاهد بی نقصان وی روح ز تو رقصان وی مستی تو در سر از مات سلام الله

ای معشوقِ بی‌عیب و نقص که روحِ ما از شادیِ یادِ تو به رقص درآمده است؛ سرمستیِ ناشی از عشقِ تو، سرتاسر وجود و اندیشه‌ی ما را فرا گرفته است.

نکته ادبی: شاهد به معنای معشوق است و رقصان کنایه از شادی و وجد عرفانی است.

ای جوشش می از تو وی شکر نی از تو وز هر دو تویی خوشتر از مات سلام الله

ای که سرچشمه‌ی جوششِ میِ عشق و شیرینیِ نایِ جان از توست؛ وجودِ خودِ تو از تمامِ این لذت‌های ظاهری و معنوی، دل‌پذیرتر و برتر است.

نکته ادبی: شکر نی استعاره از کلام شیرین و شیرینی‌های معنوی است.

شمس الحق تبریزی در لخلخه آمیزی هم مشکی و هم عنبر از مات سلام الله

ای شمسِ تبریزی که وجودت مانند لخلخه‌ای معطر، مشامِ جان را می‌نوازد؛ تو برای ما مانند مشک و عنبرِ خوش‌بو و گران‌بها هستی.

نکته ادبی: لخلخه ظرفی معطر بوده که برای خوش‌بو کردن هوا استفاده می‌شد و استعاره از عطرِ حضورِ معشوق است.

آرایه‌های ادبی

تضاد غایب و حاضر

شاعر با کنار هم قرار دادن غیبت ظاهری و حضور معنوی، به کمال مطلق معشوق اشاره می‌کند.

تشبیه چون ماه تمام آیی

تشبیه معشوق به ماه کامل برای نشان دادن زیبایی و درخشش او.

استعاره بحر پر از گوهر

معشوق به دریایی تشبیه شده که مملو از گوهر دانش و معنویت است.

تلمیح و اشاره شمس الحق تبریزی

اشاره مستقیم به مرشد و پیر شاعر که کانون اصلی الهام اوست.