دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۲۷۰

مولوی
ابناء ربیعنا تعالوا فالورد یقول لا تبالوا
و العشق یصیحکم جهارا الخلد لکم فلا تزالوا
و الحسن علی البها تجلی و السکر حواه و الکمال
من کان مخرسا جمادا الیوم تکلموا و قالوا
من کان مبلسا قنوطا ذابوا و تضاحکوا و نالوا
من بعد فان تروا غضوبا ماذا غضب فذا دلال

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، دعوتی شورانگیز به بیداری، نشاط و استقبال از بهارِ زندگی است. شاعر در فضایی آکنده از سرور، مخاطبان را به رهایی از بند غم و اندوه فرامی‌خواند و عشق را نیرویی می‌داند که هستیِ بی‌جان را جانی تازه می‌بخشد و سکوت را به کلام تبدیل می‌کند.

در نگاه شاعر، دگرگونیِ حالاتِ روحی از ناامیدی به شادمانی، جلوه‌ای از تجلیِ زیباییِ مطلق است. همچنین، او خشم یا بی‌اعتناییِ ظاهریِ محبوب را نه از روی بدخواهی، که جلوه‌ای از ناز و کرشمه می‌داند که برای آزمودنِ عاشق رخ می‌دهد.

معنای روان

ابناء ربیعنا تعالوا فالورد یقول لا تبالوا

ای فرزندانِ بهارِ ما، پیش آیید و به سوی ما گام بردارید؛ چرا که حتی گلِ سرخ با زبانِ حال به شما می‌گوید که هیچ غمی به دل راه ندهید و از هیچ چیز نهراسید.

نکته ادبی: الورد یقول: الورد (گل سرخ) استعاره از نماد زیبایی است که با آرایه تشخیص، به آن صفت نطق نسبت داده شده است.

و العشق یصیحکم جهارا الخلد لکم فلا تزالوا

عشق به آوازِ بلند شما را ندا می‌دهد و مژده می‌دهد که ابدیت و جاودانگی از آنِ شماست؛ پس در این مقامِ وصل باقی بمانید و از آن جدا نشوید.

نکته ادبی: جهارا به معنای آشکارا و بلند است و الخلد لکم اشاره به بقای در سایه‌ی عشق دارد.

و الحسن علی البها تجلی و السکر حواه و الکمال

زیبایی بر جهانِ هستی پرتو افکنده و در کمالِ خود تجلی یافته است؛ و مستیِ ناشی از این جمال، تمامِ کمالات را در خود گنجانده و احاطه کرده است.

نکته ادبی: السکر در ادبیات عرفانی به معنای بی‌خودیِ ناشی از مشاهده‌ی جمال حق است.

من کان مخرسا جمادا الیوم تکلموا و قالوا

کسانی که پیش از این همچون اشیای بی‌جان، ساکت و خاموش بودند، امروز به لطفِ این شور و حال، زبان گشوده‌اند و از شوق سخن می‌گویند.

نکته ادبی: مخرسا جمادا کنایه از ناتوانی در ابرازِ احساسات و افسردگیِ روحی است.

من کان مبلسا قنوطا ذابوا و تضاحکوا و نالوا

آنان که در ناامیدیِ محض به سر می‌بردند و دل‌مُرده بودند، اکنون در دریای شوق ذوب شده و با خنده و شادمانی، به کامِ دلِ خود رسیده‌اند.

نکته ادبی: مبلسا قنوطا به معنای کسی است که از رحمت یا وصال ناامید شده و به نهایتِ یأس رسیده است.

من بعد فان تروا غضوبا ماذا غضب فذا دلال

و اگر پس از این همه لطف، چهره‌ای درهم‌کشیده یا خشمگین دیدید، به خطا نروید؛ چرا که آن خشم نیست، بلکه جلوه‌ای از ناز و دلبری است که برای فریبندگی به کار می‌رود.

نکته ادبی: دلال در اینجا اصطلاحی عرفانی و عاشقانه به معنای ناز و کرشمه‌ای است که محبوب برای کششِ بیشترِ عاشق انجام می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (Personification) فالورد یقول

نسبت دادنِ تواناییِ سخن گفتن و نصیحت کردن به گل سرخ.

متناقض‌نما (Paradox) ماذا غضب فذا دلال

خشم که امری منفی است، در باطن به دلبری و ناز که امری مثبت و جذاب است، تفسیر شده است.

کنایه من کان مخرسا جمادا

اشاره به کسانی که به دلیل ناامیدی یا بی‌خبری، روحشان مرده و در سکوت فرو رفته بود.