دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۲۵۴

مولوی
دل من دل من دل من بر تو رخ تو رخ تو رخ بافر تو
صنما صنما اگر جان طلبی بدهم بدهم به جان و سر تو
کف تو کف تو کف رحمت تو لب تو لب تو لب شکر تو
دم تو دم تو دم جان وش تو می تو می تو می چون زر تو
در تو در تو در بخشش تو گل تو گل تو گل احمر تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، بیانگر اوج تسلیم و شیفتگی عاشق در برابر معشوق است. شاعر با تکرار واژگان، حالتی از بی‌خودی و شوریدگی را به تصویر می‌کشد که در آن، جان و دلِ عاشق، تنها و تنها با یاد و حضور معشوق معنا می‌یابد و پیوند می‌خورد.

شاعر در این ابیات، معشوق را سرچشمه تمام زیبایی‌ها، کرامت‌ها و جان‌بخشی‌ها می‌داند و با نثری آهنگین، عهد می‌بندد که در راه وصال و رضایت او، از هیچ ایثاری فروگذار نکند. این اثر فضایی عرفانی و عاشقانه دارد که در آن مرز میان عاشق و معشوق در حال محو شدن است.

معنای روان

دل من دل من دل من بر تو رخ تو رخ تو رخ بافر تو

دل من چنان در بند مهر تو گرفتار است که گویی از آنِ توست؛ و چهره تو چنان درخشان و والاست که خیره‌کننده است.

نکته ادبی: بافر در اینجا به معنای باشکوه و دارای فر و جلال است.

صنما صنما اگر جان طلبی بدهم بدهم به جان و سر تو

ای معشوق نازنین، اگر جان مرا بخواهی، با کمال میل و با جان و سر، آن را به پیشگاه تو تقدیم می‌کنم.

نکته ادبی: صنما به معنای ای معشوقی که چون بت زیبا هستی؛ کاربرد در ادبیات کلاسیک برای خطاب به معشوق.

کف تو کف تو کف رحمت تو لب تو لب تو لب شکر تو

دستان تو جایگاه بخشش و رحمت است و لبان تو همچون شکر، شیرین‌بخش جان‌های خسته است.

نکته ادبی: کف به معنای دست است و لب شکر استعاره از شیرینی کلام و بوسه معشوق.

دم تو دم تو دم جان وش تو می تو می تو می چون زر تو

نفس‌های تو مایه حیات و زنده ماندن جان من است و نوری که از وجود تو ساطع می‌شود، مانند زرِ خالص، گران‌بها و درخشان است.

نکته ادبی: جان‌وش به معنای حیات‌بخش و مانندِ جان است.

در تو در تو در بخشش تو گل تو گل تو گل احمر تو

وجود تو کانون بخشندگی است و در میان تمام زیبایی‌ها، تو همچون گلِ سرخِ احمر، لطیف و بی‌همتایی.

نکته ادبی: احمر به معنای سرخ است و گل احمر نماد زیبایی و طراوت است.

آرایه‌های ادبی

تکرار دل من، رخ تو، کف تو، دم تو

تکرار واژگان برای ایجاد ضرب‌آهنگ موسیقایی و نشان دادن شدت اشتیاق و بی‌قراری شاعر.

استعاره لب شکر

تشبیه لبان معشوق به شکر که نماد شیرینی و حلاوت است.

استعاره گل احمر

استعاره از چهره و زیبایی لطیف و سرخ‌فام معشوق.

مبالغه بدهم به جان و سر تو

مبالغه‌ای هنری برای نشان دادن اوج فداکاری و ایثار عاشق در راه معشوق.