دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۲۳۲

مولوی
به حریفان بنشین خواب مرو همچو ماهی به تک آب مرو
همچو دریا همه شب جوشان باش نی پراکنده چو سیلاب مرو
آب حیوان نه که در تاریکی است بطلب در شب و مشتاب مرو
شب روان فلکی پرنورند تو هم از صحبت اصحاب مرو
شمع بیدار نه در طشت زر است به زمین در تو چو سیماب مرو
شب روان را بنماید مه رو منتظر شو شب مهتاب مرو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات دعوت‌نامه‌ای به هوشیاری و بیداریِ معنوی در مسیر سلوک است. شاعر با بهره‌گیری از استعاره‌ی «شب»، آن را نه زمانِ غفلت و خواب، بلکه فرصتی برای جست‌وجوی حقیقتِ پنهان می‌داند. مخاطب به دوری از انفعال فراخوانده شده و تشویق می‌شود تا با حفظِ همراهیِ یارانِ طریق و پایداری در طلب، به نورِ آگاهی دست یابد.

مضمون اصلی، نکوهشِ سستی و پراکنده‌خاطری است. شاعر توصیه می‌کند که سالک باید همچون دریایی خروشان و بی‌قرار باشد و در عینِ جست‌وجویِ گوهرِ حقیقت در تاریکی‌های سلوک، از شتاب‌زدگی پرهیز کند و چشم‌انتظارِ تجلیِ نورِ حقیقت بماند.

معنای روان

به حریفان بنشین خواب مرو همچو ماهی به تک آب مرو

در میان یاران و همراهان بیدار باش و غفلت را کنار بگذار؛ همچون ماهی نباش که در عمق آب پنهان می‌شود و از حرکت و تکاپو باز می‌ماند.

نکته ادبی: تک آب کنایه از غرق شدن در روزمرگی و انفعال است.

همچو دریا همه شب جوشان باش نی پراکنده چو سیلاب مرو

همچون دریا که همواره در جنب‌وجوش است، در شبِ سلوک پویا و فعال باش و مانند سیلاب که به هر سو پراکنده می‌شود و به هدر می‌رود، عمل مکن.

نکته ادبی: تقابل میان دریا (تمرکز و قدرت) و سیلاب (پراکندگی و بی‌هدفی).

آب حیوان نه که در تاریکی است بطلب در شب و مشتاب مرو

آبِ حیات یا همان سرچشمه‌ی معرفت در تاریکی‌ها نهفته است؛ پس در شبِ تارِ سختی‌ها به جست‌وجوی آن برخیز، اما در این طلب، عجله و شتابِ بی‌جا مکن.

نکته ادبی: اشاره به داستان خضر در ظلمات برای یافتن آب حیات.

شب روان فلکی پرنورند تو هم از صحبت اصحاب مرو

کسانی که در شب سفر می‌کنند و اهلِ سلوک‌اند، همچون ستارگانِ آسمان پرنور و راهنما هستند؛ تو نیز از همراهی با این هم‌نشینانِ الهی جدا مشو.

نکته ادبی: شب‌روان استعاره از سالکان و عارفان است.

شمع بیدار نه در طشت زر است به زمین در تو چو سیماب مرو

شمعِ فروزانِ معرفت در ظواهرِ پر زرق‌وبرق و آسودگیِ دنیا (طشتِ زر) یافت نمی‌شود؛ پس همچون سیماب (جیوه) نباش که بی‌قرار و مضطرب روی زمین می‌لغزد و به ثباتی نمی‌رسد.

نکته ادبی: سیماب به دلیل حرکت نامنظم و لغزندگی نماد بی‌ثباتی است.

شب روان را بنماید مه رو منتظر شو شب مهتاب مرو

برای کسانی که اهلِ شب‌زنده‌داری و سلوک‌اند، چهره‌ی حقیقت (ماه) نمایان می‌شود؛ پس با صبر و شکیبایی منتظر بمان و در شبِ مهتابیِ کمال، از جای خود تکان مخور.

نکته ادبی: ماه نماد جمال حق و حقیقت است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شب

نمادِ دوران سختی، خلوتِ عارفانه و فضای پنهانیِ رسیدن به معرفت.

تضاد دریا و سیلاب

مقایسه میانِ پویاییِ عمیق و متمرکز (دریا) با هرزروی و پراکندگی (سیلاب).

کنایه آبِ حیوان

نمادِ سرچشمه‌ی جاودانگی و حقیقتِ پنهان در سختی‌ها.

تشبیه چو سیماب

تشبیه اضطراب و ناپایداریِ سالکِ ناشی به حرکتِ ناآرامِ جیوه روی زمین.