دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۲۲۹

مولوی
ای غذای جان مستم نام تو چشم و عقلم روشن از ایام تو
شش جهت از روی من شد همچو زر تا بدیدم سیم هفت اندام تو
گفته بودی کز توام بگرفت دل من نخواهم در جهان جز کام تو
منتظر بنشسته ام تا دررسد از پی جان خواستن پیغام تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و اشتیاقِ قلبی عاشق در برابر معشوق است؛ فضایی آکنده از تسلیم و فدایِ جان که در آن یادِ محبوب، مایه حیات و روشنی‌بخشِ وجودِ عاشق شمرده می‌شود.

شاعر در این قطعه، اوجِ دل‌باختگی را به تصویر می‌کشد که در آن، هستیِ عاشق در گروِ یک اشاره‌ی معشوق است؛ چنان‌که از دیدنِ زیباییِ او، رنگِ رخسارش به زردی گراییده و اکنون در انتظارِ فرمانی برای فدا کردنِ جان در راهِ محبوب نشسته است.

معنای روان

ای غذای جان مستم نام تو چشم و عقلم روشن از ایام تو

ای محبوب، یادِ نامِ تو خوراکِ جانِ بی‌قرار و سرمستِ من است و روشنیِ چشمان و خردِ من، وام‌دارِ روزگارِ با تو بودن یا حضورِ توست.

نکته ادبی: جانِ مست در اینجا به معنای روحی است که از عشق سرشار شده و در پیوند با معشوق به خلسه رفته است.

شش جهت از روی من شد همچو زر تا بدیدم سیم هفت اندام تو

از آن لحظه که قامتِ نقره‌فام و درخشانِ تو را دیدم، چهره‌ام از دوری و اشتیاق همچون طلا زرد گشته و تمامِ دنیا در برابرِ زیباییِ تو رنگ باخته است.

نکته ادبی: سیم به معنای نقره، کنایه از سفیدی و درخشندگیِ تنِ معشوق است و شش جهت اشاره به سراسرِ عالم دارد.

گفته بودی کز توام بگرفت دل من نخواهم در جهان جز کام تو

تو به من گفتی که دلت را ربوده‌ام و شیفته‌ی منی؛ من نیز در این جهان هیچ خواسته‌ای جز رسیدن به مرادِ تو و رضایتِ خاطرِ تو ندارم.

نکته ادبی: کام در اینجا به معنای مراد و خواسته‌ی قلبیِ معشوق است که عاشق آن را بر خواسته‌ی خویش مقدم می‌دارد.

منتظر بنشسته ام تا دررسد از پی جان خواستن پیغام تو

من در انتظارِ تو نشسته‌ام تا پیامی از سوی تو برسد که در آن، جانِ مرا طلب کنی تا آن را خالصانه به پایت فدا کنم.

نکته ادبی: از پی جان خواستن، اشاره به نهایتِ تسلیمِ عاشق در برابر معشوق دارد که مرگِ خود را به فرمانِ محبوب می‌پذیرد.

آرایه‌های ادبی

استعاره غذای جان

نامِ معشوق به خوراکی تشبیه شده که روحِ عاشق را تغذیه و زنده نگه می‌دارد.

تشبیه چون زر

تشبیه رنگِ رخسارِ عاشق به طلا (زردیِ ناشی از بیماریِ عشق) برای نشان دادنِ رنجِ دوری.

کنایه سیم هفت اندام

استفاده از عنصرِ نقره برای اشاره به سفیدی و زیباییِ بدنِ معشوق که نشان‌دهنده‌ی ارزش و درخشندگیِ اوست.

مبالغه شش جهت

اشاره به تمامِ عالم هستی برای نشان دادنِ شدتِ دگرگونیِ حالِ عاشق.