دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۱۹۸

مولوی
جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو گر نخواهی کبر را رو بی تکبر خاک شو
خشم هرگز برنخیزد جز ز کبر و ما و من هر دو را چون نردبان زیر آر و بر افلاک شو
هر کجا تو خشم دیدی کبر را در خشم جو گر خوشی با این دو مارت خود برو ضحاک شو
گر ز کبر و خشم بیزاری برو کنجی بخست ور ز کبر و خشم دلشادی برو غمناک شو
خشم سگساران رها کن خشم از شیران ببین خشم از شیران چو دیدی سر بنه شیشاک شو
لقمه شیرین که از وی خشم انگیزان مخور لقمه از لولاک گیر و بنده لولاک شو
رو تو قصاب هوا شو کبر و کین را خون بریز چند باشی خفته زیر این دو سگ چالاک شو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر این نکته تأکید دارند که ریشه اصلی خشم و پرخاشگری در درون انسان، «کبر» و خودبینی است. شاعر با زبانی دعوت‌گر، مخاطب را به مبارزه با «نفس اماره» فرا می‌خواند تا با فروتنی و شکستنِ قفسِ منیت، به جایگاه‌های بلند معنوی دست یابد.

در این کلام، شاعر با استفاده از تمثیل‌های صریح، راه رهایی از رذایل اخلاقی را «قصابیِ هوا و هوس» و جایگزینیِ دلبستگی‌های دنیوی با عشق الهی (اشاره به لولاک) می‌داند و هشدار می‌دهد که تا زمانی که این دو «سگِ خشم و کبر» در وجود آدمی فعال‌اند، او در خوابِ غفلت به سر می‌برد.

معنای روان

جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو گر نخواهی کبر را رو بی تکبر خاک شو

تمامی ریشه خشم و عصبانیت در تکبر است، پس برای پاک شدن از خشم، باید از کبر دوری کنی. اگر خواهان رهایی از این آفت هستی، مانند خاک در برابر حق و خلق، فروتن باش.

نکته ادبی: خاک شدن کنایه از تواضع و شکستن غرور است که در تضاد با کبر قرار دارد.

خشم هرگز برنخیزد جز ز کبر و ما و من هر دو را چون نردبان زیر آر و بر افلاک شو

خشم هرگز بدون دلیل و بدون ریشه در خودبینی و «من» گفتن‌های متکبرانه ایجاد نمی‌شود. این دو (کبر و خشم) را مانند پله‌های نردبان زیر پای خود قرار ده و با گذر از آن‌ها، به اوج آسمان‌های معنویت پرواز کن.

نکته ادبی: «ما و من» به مفهوم خودپرستی و انانیت به کار رفته است.

هر کجا تو خشم دیدی کبر را در خشم جو گر خوشی با این دو مارت خود برو ضحاک شو

هرجا که خشم دیدی، شک نکن که کبر در آنجا پنهان است؛ پس در خشم، کبر را جست‌وجو کن. اگر با این دو مار (کبر و خشم) که در آستین داری هم‌نشین هستی، بدان که مانند ضحاک دچار بلا خواهی بود.

نکته ادبی: اشاره به داستان ضحاک که دو مار بر شانه‌هایش داشت؛ در اینجا کبر و خشم به مار تشبیه شده‌اند که وجود آدمی را می‌گزند.

گر ز کبر و خشم بیزاری برو کنجی بخست ور ز کبر و خشم دلشادی برو غمناک شو

اگر از کبر و خشم بیزاری، گوشه‌نشینی و انزوا اختیار کن تا از گزندشان در امان باشی؛ اما اگر با این دو رذیله هنوز خوشحالی و لذت می‌بری، بر خود بگریی و غمگین باش، چرا که در مسیری اشتباه هستی.

نکته ادبی: «غمناک شو» در اینجا دعوتی است به توبه و بیداری، برخلافِ شادیِ کاذبِ ناشی از غفلت.

خشم سگساران رها کن خشم از شیران ببین خشم از شیران چو دیدی سر بنه شیشاک شو

خشمِ پست و حیوانی (مانند سگ) را رها کن و خشمِ برخاسته از سوی مردانِ حق و شیرانِ عرصه معرفت را بشناس. هنگامی که خشمِ اولیاء الهی را دیدی، سر به فرمان بگذار و تسلیم شو.

نکته ادبی: «شیشاک» در اینجا به معنای تسلیم شدن یا به زانو درآمدن در برابر حقیقت است.

لقمه شیرین که از وی خشم انگیزان مخور لقمه از لولاک گیر و بنده لولاک شو

آن لقمه (و کلام یا عملی) که باعث خشم و آلودگی می‌شود را مصرف نکن. در عوض، رزق و لقمه‌ای را بپذیر که از عشق الهی سرچشمه می‌گیرد و بنده آن حقیقتِ متعالی باش.

نکته ادبی: «لولاک» اشاره به حدیث قدسی «لولاک لما خلقت الافلاک» دارد که بیانگر جایگاه رفیع عشق و رسالت الهی است.

رو تو قصاب هوا شو کبر و کین را خون بریز چند باشی خفته زیر این دو سگ چالاک شو

برو و مانند قصابی که گوشت را جدا می‌کند، بر هوا و هوس خود غلبه کن و ریشه کبر و کینه را قطع کن. تا کی می‌خواهی در زیر بار این دو «سگ» (کبر و خشم) در خوابِ غفلت بمانی؟ برخیز و در مسیرِ مبارزه با نفس، چابک و فعال باش.

نکته ادبی: تشبیه کبر و خشم به سگ برای نشان دادن خوی درندگی و ناپاکی این دو رذیله است.

آرایه‌های ادبی

استعاره دو مار و دو سگ

تشبیه کبر و خشم به موجودات موذی و درنده که به روح انسان آسیب می‌رسانند.

تلمیح ضحاک

اشاره به اسطوره ضحاک ماردوش که نماد پلیدی و همراهی با شیطان است.

تلمیح لولاک

اشاره به حدیث شریف «لولاک لما خلقت الافلاک» به نشانه کمال و عشق الهی.

کنایه قصاب هوا شو

کنایه از مهار کردن و سرکوبِ نفسِ سرکش و امیالِ نفسانی.