دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۱۴۳

مولوی
روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو عشرت چون شکر ما را تو نگهدار و مرو
عشوه دهد دشمن من عشوه او را مشنو جان و دلم را به غم و غصه بمسپار و مرو
دشمن ما را و تو را بهر خدا شاد مکن حیله دشمن مشنو دوست میازار و مرو
هیچ حسود از پی کس نیک نگوید صنما آنج سزد از کرم دوست به پیش آر و مرو
همچو خسان هر نفسی خویش به هر باد مده وسوسه ها را بزن آتش تو به یک بار و مرو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه فریادی عاشقانه و درخواستی عمیق از محبوب است تا از ترکِ کانونِ مهر و مودتِ عاشق دست بردارد. شاعر با ترسیمِ فضایِ انس و الفت، حضورِ محبوب را به مثابۀ روشنایی‌بخشِ خانۀ دل می‌داند و هرگونه جدایی را موجبِ تاریکی و اندوه برمی‌شمارد.

درونمایۀ دیگرِ اثر، هشدار نسبت به کیدِ دشمنان و بدخواهان است. شاعر با زبانی اندرزگونه و مشفقانه، محبوب را از گوش سپردن به یاوه‌گویی‌های حسودان و وسوسه‌هایی که پیوندِ میانِ دوستداران را سست می‌کند، برحذر می‌دارد و او را به استقامت در راهِ مهر و نادیده گرفتنِ حرف‌های بیهوده فرامی‌خواند.

معنای روان

روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو عشرت چون شکر ما را تو نگهدار و مرو

تو آن نور و فروغی هستی که خانۀ ما را گرم و روشن نگاه داشته است؛ پس این خانه را رها مکن و مرو. شادی و عیشِ شیرینی را که همچون شکر کام‌بخشِ ماست، حفظ کن و ما را ترک مکن.

نکته ادبی: بمگذار شکل کهن فعل امر منفی به معنای رها مکن است.

عشوه دهد دشمن من عشوه او را مشنو جان و دلم را به غم و غصه بمسپار و مرو

دشمن من سعی دارد با فریب و عشوه تو را منحرف کند؛ به این نیرنگ‌ها توجهی مکن. جان و دلِ مرا به چنگالِ غم و اندوه مسپار و از نزدِ من مرو.

نکته ادبی: بمسپار از مصدر سپردن، به معنای واگذار کردن یا تسلیم کردن است.

دشمن ما را و تو را بهر خدا شاد مکن حیله دشمن مشنو دوست میازار و مرو

به خاطرِ خداوند، کاری مکن که دشمنانِ ما از این جدایی شاد شوند. فریبِ حیله‌های آنان را نخور، دوستِ خود را میازار و این محفلِ انس را ترک مگو.

نکته ادبی: میازار از مصدر آزردن، به معنای رنجاندن یا دل‌شکستن است.

هیچ حسود از پی کس نیک نگوید صنما آنج سزد از کرم دوست به پیش آر و مرو

ای محبوب زیبا، هیچ حسودی در این عالم از کسی به نیکی یاد نمی‌کند. تو از سرِ بزرگواری و کرمی که شایستۀ مقامِ دوستی است، رفتار کن و از نزدِ ما مرو.

نکته ادبی: صنما خطاب به محبوب و به معنای بت‌رو یا زیباروی است.

همچو خسان هر نفسی خویش به هر باد مده وسوسه ها را بزن آتش تو به یک بار و مرو

مانندِ فرومایگان، خود را با هر نسیمِ مخالف به سویی مبر و در برابرِ تغییرات تزلزل نشان مده. تمامیِ وسوسه‌ها و شک‌ها را یک‌باره به آتشِ یقین بسوزان و از این راه باز مگرد.

نکته ادبی: خسان جمع خَس به معنای فرومایگان و ناکسان است.

آرایه‌های ادبی

استعاره روشنی خانه

محبوب به نور و روشنی تشبیه شده که وجودش گرمابخشِ زندگی و کانونِ دل است.

تشبیه عشرت چون شکر

لذت و خوشی به شکر تشبیه شده تا شیرینی و دلپذیری آن نمایان شود.

کنایه خویش به هر باد مده

کنایه از تزلزل، بی‌ثباتی و سستی اراده در برابر وقایع و القائات دیگران است.

تضاد دوست و دشمن

تقابل میانِ یارانِ وفادار و بدخواهان که محور اصلی کشمکشِ درونی شعر است.