دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۱۰۱

مولوی
سیر گشتم ز نازهای خسان کم زنم من چو روغن به لسان
بعد از این شهد را نهان دارم تا نیفتند اندر او مگسان
خویش را بعد از این چنان دزدم که نیابند مر مرا عسسان
هر زمان جانب دگر تازم بی رفیقان و صاحبان و کسان
ای خدا در تو چون گریخته ام این چنین قوم را به من مرسان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این سروده، شاعر از همنشینی با افراد کوته‌فکر و متکبر اظهار خستگی و بیزاری می‌کند و تصمیم می‌گیرد که گنجینه‌های درونی و حقایق معنوی خود را از دسترسِ چنین افرادی پنهان نگاه دارد. او به جای جستجوی همراهی و تایید دیگران، انزوا و خلوت‌گزینی را برمی‌گزیند تا از گزندِ قضاوت‌ها و دخالت‌های نابجای آنان در امان بماند.

در نهایت، شاعر پناهگاه اصلی خود را خداوند می‌داند و از او می‌خواهد که با قرار گرفتن در حصنِ امنِ الهی، او را از شرِ همنشینی با افراد بی‌مایه و مزاحم در امان نگه دارد. این شعر، گویایِ مرحله‌ای از سیر و سلوک عرفانی است که سالک، ارتباط با دنیای ظاهری را به نفعِ ارتباط با عالم معنا به حداقل می‌رساند.

معنای روان

سیر گشتم ز نازهای خسان کم زنم من چو روغن به لسان

از تکبر و ناز و ادعاهای افراد بی‌ارزش و پست‌طینت خسته شده‌ام و دیگر قصد ندارم برای خشنودی آنان، زبانم را با کلمات چاپلوسانه و چرب و نرم بیارایم.

نکته ادبی: خسان جمع خس به معنای گیاهان خشک و بی‌ارزش است که در ادبیات به کنایه برای افراد پست به کار می‌رود. کنایه روغن به لسان به معنای گفتارِ فریبنده و چاپلوسانه است.

بعد از این شهد را نهان دارم تا نیفتند اندر او مگسان

از این پس، حقایقِ معنوی و زیبایی‌های درونی‌ام را از دیدگان پنهان خواهم کرد تا افراد فرصت‌طلب و بی‌مایه، که مانند مگس به دنبال شیرینی می‌گردند، گردِ وجودم جمع نشوند.

نکته ادبی: شهد استعاره از معارف و الطاف الهی است و مگسان استعاره از افراد نااهل و فرصت‌طلب است که تنها به دنبال بهره‌برداری‌های دنیوی هستند.

خویش را بعد از این چنان دزدم که نیابند مر مرا عسسان

از این پس چنان خود را پنهان می‌کنم و از چشمِ مردم دور می‌مانم که حتی کسانی که وظیفه‌شان جستجو و گشت‌زنی برای یافتنِ دیگران است، نتوانند مرا پیدا کنند.

نکته ادبی: عسسان جمع عسس به معنای نگهبانان شب و کسانی است که مخفیانه به کار دیگران رسیدگی می‌کنند.

هر زمان جانب دگر تازم بی رفیقان و صاحبان و کسان

همواره مسیر و مکان خود را تغییر می‌دهم و به جای ثبات در یکجا، مدام در حال حرکت هستم؛ آن هم در حالی که هیچ همراه، مرید یا رفیقی مرا همراهی نمی‌کند.

نکته ادبی: تازیدن در اینجا به معنایِ سریع حرکت کردن و پیمودنِ راه است. شاعر از قید و بندهای تعلقاتِ اجتماعی رها شده است.

ای خدا در تو چون گریخته ام این چنین قوم را به من مرسان

پروردگارا، اکنون که از دنیایِ پرهیاهو به سویِ تو گریخته‌ام و در پناهِ تو آرام گرفته‌ام، اجازه نده که چنین افرادِ نااهل و مزاحمی دوباره راهشان را به سوی من پیدا کنند.

نکته ادبی: گریختن در اینجا به معنایِ پناه بردن به آستانِ خداوند است. استفاده از فعل امر مرسان برای بیانِ دعا و درخواستِ قلبی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه روغن به لسان

به معنای سخنِ چرب و چاپلوسانه برای به دست آوردنِ دلِ افراد نااهل.

استعاره شهد

نمادِ حقایق معنوی، کلماتِ حکیمانه و زیبایی‌هایِ درونی که باید از نااهلان پنهان بماند.

استعاره مگسان

تمثیلی برای افرادِ بی‌مایه و فرصت‌طلب که به محض دیدنِ کوچک‌ترین فایده، دورِ کسی جمع می‌شوند.

استعاره عسسان

اشاره به کسانی که با نیتِ جاسوسی، دخالت یا قضاوت، آرامشِ خلوتِ سالک را برهم می‌زنند.