دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۰۹۴

مولوی
یک قوصره پر دارم ز سخن جان می شنود تو گوش مکن
دربند خودی زین سیر شدی گیری سر خود ای بی سر و بن
چون مستمعان جمله بروند گویم غم نو با یار کهن
کی سیر شود ماهی ز تری یا تشنه حق از علم لدن
گر سیر شدند این مستمعان جان می شنود از قرط اذن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بر تمایز میان شنیدن ظاهری و درک باطنی تأکید دارد. شاعر بیان می‌کند که حقایق عمیق عرفانی نه از طریق گوش سر، بلکه باید با جان آگاه دریافت شوند و کسی که در بند خویشتن و خودخواهی است، از درک این حقایق محروم می‌ماند.

شاعر، سالک حقیقت را به ماهی تشبیه می‌کند که هرگز از آب بی‌نیاز نمی‌شود؛ بدین معنا که اشتیاق روح برای دانش الهی و لدنی پایانی ندارد. در نهایت، بیان می‌شود که اگر گوش‌های ظاهری از شنیدن حقایق خسته شوند، جان عارف همچنان در خلوت انس با معشوق ازلی، این معانی را درک می‌کند.

معنای روان

یک قوصره پر دارم ز سخن جان می شنود تو گوش مکن

من انبوهی از سخنان حکمت‌آمیز دارم، اما گوش ظاهری‌ات را برای شنیدن آن به کار نگیر؛ چرا که این سخنان با زبان جان گفته می‌شود و باید آن را با گوش دل شنید.

نکته ادبی: قوصره به معنای سبد یا ظرف است که در اینجا استعاره از گنجینه معرفت است.

دربند خودی زین سیر شدی گیری سر خود ای بی سر و بن

اگر همچنان گرفتار منیّت و خودبینی هستی و به همین اندک ظاهری قانع شدی، سرگردان خواهی ماند و بنیاد و اصلی برای حقیقت وجودی خود نخواهی داشت.

نکته ادبی: بی‌سر و بن کنایه از سرگردانی و نداشتن تکیه‌گاه معنوی است.

چون مستمعان جمله بروند گویم غم نو با یار کهن

هنگامی که شنوندگان سطحی و ظاهربین پراکنده شدند و رفتند، من رازها و غم‌های درونی و تازه‌ام را با دوست دیرینه و حقیقی یعنی خداوند بازگو خواهم کرد.

نکته ادبی: یار کهن اشاره به رابطه دیرین روح با اصل خویش دارد.

کی سیر شود ماهی ز تری یا تشنه حق از علم لدن

همان‌طور که ماهی هرگز از آب خسته نمی‌شود، جان تشنه‌ی حقیقت نیز هرگز از دانش الهی و دانش مستقیم لدنی سیر نمی‌گردد.

نکته ادبی: علم لدنی دانشی است که مستقیم از جانب خداوند بر دل بنده افاضه می‌شود.

گر سیر شدند این مستمعان جان می شنود از قرط اذن

اگر این شنوندگان ظاهری از شنیدن سخن خسته شدند و روی برتافتند، اهمیتی ندارد؛ زیرا گوش جان، همچنان از حقیقت پنهان و درونی بهره‌مند می‌شود.

نکته ادبی: قرط اذن به گوشواره یا خود گوش اشاره دارد که در اینجا نماد ابزار شنوایی معنوی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره قوصره پر

سبد پر استعاره از لبریز بودن از حقایق و معارف عرفانی است.

تشبیه کی سیر شود ماهی ز تری

تشبیه تشنه حق به ماهی که از آب خسته نمی‌شود، برای نشان دادن سیری‌ناپذیری روح نسبت به معرفت.

تضاد گوش و جان

تضاد میان ادراک ظاهری و درک باطنی (شنیدن با گوش سر در برابر شنیدن با جان).

نماد یار کهن

نماد خداوند یا پیر راه که رازها با او گفته می‌شود.