دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۰۸۷

مولوی
بگویم مثالی از این عشق سوزان یکی آتشی در نهانم فروزان
اگر می بنالم وگر می ننالم به کار است آتش به شب ها و روزان
همه عقل ها خرقه دوزند لیکن جگرهای عشاق شد خرقه سوزان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به توصیف ماهیت آتشین و بی‌آرام عشق می‌پردازند که همچون شعله‌ای پنهان، هستی عاشق را در بر گرفته است. شاعر با زبانی نمادین، عشق را نیرویی می‌داند که از اراده و اختیار انسان فراتر رفته و تمام توجیهات عقلانی را به کام خود می‌کشد.

در این کلام، تقابل میان عقلِ محاسبه‌گر و دلِ عاشق به تصویر کشیده شده است. عشق در این نگاه، مرزهای عقل و مصلحت‌اندیشی را در هم می‌شکند و جانی را که درگیر آن شود، به کلی دگرگون می‌سازد؛ به گونه‌ای که نه سکوت و نه فریاد، هیچ‌کدام نمی‌تواند این شعله را خاموش کند.

معنای روان

بگویم مثالی از این عشق سوزان یکی آتشی در نهانم فروزان

می‌خواهم برای این عشق آتشین که در جان دارم، نمونه‌ای بیاورم؛ حقیقتی که مانند آتشی افروخته در پنهانِ وجودم می‌سوزد.

نکته ادبی: واژه نهان به معنای باطن و پنهان است که به جایگاه درونیِ عشق اشاره دارد.

اگر می بنالم وگر می ننالم به کار است آتش به شب ها و روزان

چه ناله و فریاد سر بدهم و چه سکوت اختیار کنم، این آتش عشق در تمام شب‌ها و روزها بی‌وقفه در حال سوختن و اثرگذاری است.

نکته ادبی: می‌بنالم به معنای نالیدن و شکایت کردن است که با حرف مضارعِ می به استمرارِ درد اشاره می‌کند.

همه عقل ها خرقه دوزند لیکن جگرهای عشاق شد خرقه سوزان

خرد و عقلِ آدمیان همواره در پیِ آن است که برای خود ظاهری آراسته و منطقی (مانند دوختن خرقه) بسازد، اما سوزشِ عشق، همین ظواهر و داشته‌های عقلانیِ عاشقان را نیز به خاکستر بدل می‌کند.

نکته ادبی: خرقه دوزند کنایه از ساختنِ ساختارهای منطقی و عقلانی برای پوشاندنِ حقیقت است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آتش در نهان

تشبیه عشق به آتش برای نشان دادن سوزندگی و پنهانی بودن آن.

تضاد می‌بنالم و می‌ننالم

به کار بردن دو حالتِ مقابل برای نشان دادن بی‌تأثیریِ واکنش‌های ظاهری عاشق در برابر قدرت عشق.

نماد خرقه

نماد هویت‌های ساختگی و عقلانی که در برابر شعله عشق نابود می‌شوند.