دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۰۲۱

مولوی
صبحدم شد زود برخیز ای جوان رخت بربند و برس در کاروان
کاروان رفت و تو غافل خفته ای در زیانی در زیانی در زیان
عمر را ضایع مکن در معصیت تا تر و تازه بمانی جاودان
نفس شومت را بکش کان دیو توست تا ز جیبت سر برآرد حوریان
چون بکشتی نفس شومت را یقین پای نه بر بام هفتم آسمان
چون نماز و روزه ات مقبول شد پهلوانی پهلوانی پهلوان
پاک باش و خاک این درگاه باش کبر کم کن در سماع عاشقان
گر سماع عاشقان را منکری حشر گردی در قیامت با سگان
گر غلام شمس تبریزی شدی نعره زن کالحمد لک یا مستعان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری بر ضرورت بیداری معنوی و بهره‌گیری از فرصت‌های گذرای عمر تأکید دارد. شاعر با استفاده از تمثیل کاروان، زندگی را سفری می‌داند که غفلت در آن، خسرانی جبران‌ناپذیر به بار می‌آورد.

پیام اصلی متن، دعوت به تهذیب نفس، مبارزه با خواهش‌های نفسانی و تسلیم در برابر حقایق عرفانی است تا انسان بتواند از حضیض مادیات به اوج معنا پرواز کند.

معنای روان

صبحدم شد زود برخیز ای جوان رخت بربند و برس در کاروان

ای جوان، صبحگاهِ معرفت دمیده است، پس از خواب غفلت برخیز؛ بار سفر را ببند و خود را به کاروانِ سالکانِ راه حقیقت برسان.

نکته ادبی: «رخت بربستن» کنایه از آماده شدن برای سفر است و در اینجا استعاره از آمادگی برای مرگ و سفر ابدی است.

کاروان رفت و تو غافل خفته ای در زیانی در زیانی در زیان

کاروانِ عمر و معرفت در حال گذر است و تو همچنان در غفلت به سر می‌بری؛ بدان که این تأخیر و کوتاهی، سراسر زیان و خسران است.

نکته ادبی: تکرار «در زیانی» برای تأکید و ایجاد موسیقی درونی کلام است.

عمر را ضایع مکن در معصیت تا تر و تازه بمانی جاودان

عمر گران‌بهای خود را با گناه و آلودگی تباه مکن تا همواره طراوت و تازگیِ معنوی خود را حفظ کنی و جاودانه بمانی.

نکته ادبی: واژه «معصیت» به معنای نافرمانی و گناه است که در برابر «جاودان» قرار گرفته تا تضاد بین فانی بودن گناه و بقای روح را نشان دهد.

نفس شومت را بکش کان دیو توست تا ز جیبت سر برآرد حوریان

نفس سرکش خود را که همچون دیوی درون توست، مهار کن و از پای درآور تا در عوض، پاداش‌ها و زیبایی‌های روحانی از درون جانت نمایان گردد.

نکته ادبی: «حوریان» در ادبیات عرفانی نماد پاداش‌های معنوی و تجلیات غیبی است که از ضمیر پاک انسان ساطع می‌شود.

چون بکشتی نفس شومت را یقین پای نه بر بام هفتم آسمان

هنگامی که به یقین توانستی نفس اماره خود را سرکوب کنی، یقین بدان که به درجات بالای معنوی و اوج آسمان‌ها دست خواهی یافت.

نکته ادبی: «بام هفتم آسمان» استعاره از مقام قرب الهی و درجات والای عرفانی است.

چون نماز و روزه ات مقبول شد پهلوانی پهلوانی پهلوان

آن‌گاه که عبادت‌های تو (نماز و روزه) در درگاه حق پذیرفته شد، تو به مقام والای قهرمانی و پیروزی بر نفس دست یافته‌ای.

نکته ادبی: «پهلوانی» اینجا به معنای غلبه بر بزرگترین دشمن انسان یعنی نفس اماره است.

پاک باش و خاک این درگاه باش کبر کم کن در سماع عاشقان

پاک‌سیرت باش و تواضع پیشه کن (چون خاک درگاه باش) و در جمع عاشقانِ حقیقت، از کبر و غرور بپرهیز.

نکته ادبی: «سماع» در اینجا به معنای شنیدن نغمه‌های الهی و شور عارفانه است.

گر سماع عاشقان را منکری حشر گردی در قیامت با سگان

اگر منکرِ شور و حال و سماعِ عارفان هستی، بدان که عاقبت خوشی در پیش نداری و در روز جزا با زشت‌سیرتان محشور خواهی شد.

نکته ادبی: «سگان» استعاره از افراد پست و دور از درگاه الهی است.

گر غلام شمس تبریزی شدی نعره زن کالحمد لک یا مستعان

اگر بنده و مریدِ شمس تبریزی شدی و به این جایگاه رسیدی، با تمام وجود بانگ برآور و خدای را که یاری‌رسان توست، ستایش کن.

نکته ادبی: «مستعان» یکی از اسامی خداوند به معنای یاری‌جو و یاور است.

آرایه‌های ادبی

استعاره کاروان

استعاره از جریان زندگی و فرصت‌های عمر که به سرعت در حال گذر است.

کنایه بام هفتم آسمان

کنایه از رسیدن به عالی‌ترین درجات معنوی و قرب الهی.

تضاد و تکرار در زیانی در زیانی در زیان

تکرار برای تأکید بر شدت خسران و غفلت انسان که فرصت‌های خود را از دست داده است.

تشبیه نفس شومت را بکش کان دیو توست

تشبیه نفس اماره به دیو (موجود پلید) برای نشان دادن ماهیت ویرانگر آن.