دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۰۱۷

مولوی
آمد آمد در میان خوب ختن هر دو دستت را بشو از جان و تن
داد شمشیری به دست عشق و گفت هرچ بینی غیر من گردن بزن
اندر آب انداز الا نوح را هر که باشد خوب و زشت و مرد و زن
هر که او اندر دل نوح است رست هر که در پستی است در دریا فکن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضایی از شوریدگی و رهایی کامل از تعلقات دنیوی را ترسیم می‌کنند که در آن سالک راه حق باید تمامی وابستگی‌های ذهنی، مادی و خودخواهانه را نفی کند. کلام شاعر بر این اصل استوار است که برای رسیدن به حقیقتِ متعالی، باید از هرآنچه غیر اوست دست شست.

شاعر با بهره‌گیری از تمثیل‌هایی چون «شمشیر عشق» و «طوفان نوح»، لزومِ یک‌دلی و خالص‌سازیِ وجود از غیرِ معشوق را تبیین می‌کند؛ به گونه‌ای که تنها حقیقتِ الهی در دل باقی بماند و هرچه جز آن است، در دریای فنا غرق شود.

معنای روان

آمد آمد در میان خوب ختن هر دو دستت را بشو از جان و تن

آن زیبا رویِ دل‌ربا از راه رسید؛ پس تو نیز برخیز و تمامی تعلقات دنیوی و وابستگی‌های روحی و جسمانی خود را از میان ببر و وجودت را از آلودگی‌های این جهانی پاک کن.

نکته ادبی: «خوب ختن» در ادبیات کلاسیک کنایه از معشوقی است که به زیبایی شهره است و «شستن دست از جان و تن» کنایه از رهایی از خودخواهی و وابستگی‌های مادی است.

داد شمشیری به دست عشق و گفت هرچ بینی غیر من گردن بزن

خداوند سلاح بُرنده «عشق» را به دست تو داد و فرمود: هرآنچه غیر از حقیقتِ من در نگاه توست، با این شمشیر نابود کن و ریشه‌اش را از دلت بزن.

نکته ادبی: «گردن زدن» در اینجا استعاره‌ای است از قطعِ تعلقات و نابودیِ بت‌های ذهنی و نفسانی.

اندر آب انداز الا نوح را هر که باشد خوب و زشت و مرد و زن

همه افراد، اعم از خوب و زشت، مرد و زن را در دریای فنا غرق کن و تنها «نوح» را که نماد حقیقت و راهبر است، از این غرق شدن نجات بده.

نکته ادبی: «نوح» نمادِ شخصیتِ متعالی و مرشدی است که به کشتیِ حقیقت دسترسی دارد و از طوفانِ عالمِ خاکی عبور می‌کند.

هر که او اندر دل نوح است رست هر که در پستی است در دریا فکن

هرکس که دلش با حقیقتِ نوح (راهبرِ الهی) گره خورده است، رستگار خواهد شد و هرآنچه در مرتبه پستی و دنیایی باقی مانده است، باید در دریای نیستی غرق شود.

نکته ادبی: «پستی» در اینجا استعاره‌ای از مرتبه‌ی نفسانی و دلبستگی‌هایِ پستِ دنیوی است که مانعِ صعودِ روح می‌شود.

آرایه‌های ادبی

استعاره شمشیر عشق

عشق به سلاحی تشبیه شده که موانع و تعلقاتِ غیرِ خدایی را از میان برمی‌دارد.

تلمیح نوح

اشاره به داستان طوفان نوح و نجاتِ اهلِ حقیقت از غرق شدن در دنیای مادی.

کنایه گردن زدن

کنایه از حذفِ کامل وابستگی‌ها و پاکسازیِ ذهن و دل از غیرِ معشوق.

مجاز خوب ختن

استفاده از یک صفت و مکان (زیبای ترک‌نژاد) برای توصیفِ معشوقِ مطلق.