دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۹۸۰

مولوی
یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از این کره عشقم رمید و نی لگامستم نی زین
پیش روی ماه ما مستانه یک رقصی کنید مطربا بهر خدا بر دف بزن ضرب حزین
رقص کن در عشق جانم ای حریف مهربان مطربا دف را بکوب و نیست بختت غیر از این
آن دف خوب تو این جا هست مقبول و صواب مطربا دف را بزن بس مر تو را طاعت همین
مطربا این دف برای عشق شاه دلبر است مفخر تبریز جان جان جان ها شمس دین
مطربا گفتی تو نام شمس دین و شمس دین درربودی از سرم یک بارگی تو عقل و دین
چونک گفتی شمس دین زنهار تو فارغ مشو کفر باشد در طلب گر زانک گویی غیر این
مطربا گشتی ملول از گفت من از گفت من همچنان خواهی مکن تو همچنین و همچنین

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، تصویری از شور و حال عارفانه و بی‌خویشتنی سالک در مسیر عشق الهی است. شاعر، یاران و همراهانِ طریق را فرا می‌خواند تا در میانهٔ اندوهِ فراق، به رقصی روحانی بپردازند؛ اندوهی که نه از سرِ ملال، بلکه به سببِ رها شدنِ مرکبِ عشق از قیدِ لگامِ عقل و بندِ تدبیر دنیوی است.

در این میان، شخصیتِ 'مطرب' نمادی از نیروی درونی، الهام یا همان پیرِ راه است که با نواختنِ سازِ عشق، جان را به وجد می‌آورد. غزل با ستایشِ شمسِ تبریزی به اوج می‌رسد و شاعر تأکید می‌ورزد که ذکرِ نامِ محبوب، تنها غایت و وظیفهٔ سالک است و هرگونه بازگشت یا توجه به غیرِ او، دوری از حقیقت و در حکمِ کفرِ طریق محسوب می‌شود.

معنای روان

یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از این کره عشقم رمید و نی لگامستم نی زین

ای دوستان، در میانِ غمِ من رقصی باشکوه‌تر از همیشه برپا کنید؛ چرا که مرکبِ عشقِ من رمیده است و دیگر نه مهار و لگامی دارد و نه زین و چارپایه‌ای که آن را مهار کند.

نکته ادبی: استعارهٔ 'کرهٔ عشق' به معنای اسبِ جوان و چموشِ عشق است که اشاره به غیرقابل‌کنترل بودنِ احساساتِ عاشقانه دارد.

پیش روی ماه ما مستانه یک رقصی کنید مطربا بهر خدا بر دف بزن ضرب حزین

در برابرِ جمالِ همچون ماهِ محبوبِ ما، به حالتِ مستی و بی‌خودی برقصید. ای مطرب، به خاطرِ خدا، با ضرب‌آهنگی حزین و غمگین بر دف بکوب.

نکته ادبی: واژهٔ 'ماه' در متون عرفانی کنایه از معشوق و منبع نور و هدایت است.

رقص کن در عشق جانم ای حریف مهربان مطربا دف را بکوب و نیست بختت غیر از این

ای یارِ مهربان، در راهِ عشقِ جانِ من برقص. ای مطرب، دف را با شور بکوب که برای تو نصیب و بخت و شغلی بهتر از این وجود ندارد.

نکته ادبی: تأکید بر یگانگیِ وظیفهٔ مطرب (نواختن) و یگانگیِ مسیرِ عاشق.

آن دف خوب تو این جا هست مقبول و صواب مطربا دف را بزن بس مر تو را طاعت همین

آن دف‌نوازیِ تو در این مقام، پذیرفته و درست است. ای مطرب، دف بزن که عبادت و طاعتِ تو همین نوازندگی در راهِ عشق است.

نکته ادبی: صواب به معنای درست و مقبول افتادن است.

مطربا این دف برای عشق شاه دلبر است مفخر تبریز جان جان جان ها شمس دین

ای مطرب، این دف‌زدن برای عشقِ پادشاهِ دلربای ماست؛ همان که افتخارِ تبریز است و جانِ جانان و شمسِ دین.

نکته ادبی: اشاره به شمس تبریزی به عنوان محور عالم معنا.

مطربا گفتی تو نام شمس دین و شمس دین درربودی از سرم یک بارگی تو عقل و دین

ای مطرب، به محض اینکه نامِ شمسِ دین را بر زبان آوردی، عقل و دین و ایمانِ مرا به یکباره از سرم ربودی.

نکته ادبی: بیانِ غلبهٔ سکر (مستی) بر صحو (هشیاری و عقل) پس از ذکر نام محبوب.

چونک گفتی شمس دین زنهار تو فارغ مشو کفر باشد در طلب گر زانک گویی غیر این

حال که نامِ شمسِ دین را گفتی، زنهار که از این ذکر و یاد غافل نشوی؛ زیرا در طلبِ عشق، اگر سخنی جز این بگویی، کفر و بی‌وفایی است.

نکته ادبی: کفر در اینجا به معنای اصطلاحیِ آن نیست، بلکه به معنای بازگشت از حق به سوی باطل یا غیر است.

مطربا گشتی ملول از گفت من از گفت من همچنان خواهی مکن تو همچنین و همچنین

ای مطرب، آیا از سخنانِ مداومِ من خسته شدی؟ اگر چنین است و می‌خواهی که دیگر نگویم، پس همان‌طور که خودت می‌خواهی عمل کن و بیش از این ادامه نده.

نکته ادبی: شاعر به مطرب اختیار می‌دهد، که نشان‌دهندهٔ احترامی است که برای او قائل است.

آرایه‌های ادبی

استعاره کره عشق

تشبیه نیروی عشق به اسبِ جوان و سرکش که از بندِ عقل گریخته است.

مجاز مطرب

استفاده از عنوان مطرب برای مخاطب قرار دادنِ پیر یا الهام‌بخشِ درونی که جان را به رقص (وجدان) وامی‌دارد.

کنایه درربودی از سرم یک بارگی عقل و دین

کنایه از مغلوب شدنِ منطق و دینِ رسمی در برابرِ قدرتِ عشق و معرفتِ حضوری.

تکرار شمس دین و شمس دین

تکرار برای تأکید بر اهمیت نام و حضور محبوب و غلبهٔ آن بر فضای ذهنیِ شاعر.