دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۹۴۸

مولوی
بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون آیت انا بنیناها و انا موسعون
کی شنود این بانگ را بی گوش ظاهر دم به دم تایبون العابدون الحامدون السایحون
نردبان حاصل کنید از ذی المعارج برروید تعرج الروح الیه و الملایک اجمعون
کی تراشد نردبان چرخ نجار خیال ساخت معراجش ید کل الینا راجعون
تا تراشیده نگردی تو به تیشه صبر و شکر لایلقیها فرو می خوان و الاالصابرون
بنگر این تیشه به دست کیست خوش تسلیم شو چون گره مستیز با تیشه که نحن الغالبون
پایه ای چند ار برآیی باشی اصحاب الیمین ور رسی بر بام خود السابقون السابقون
گر ز صوفی خانه گردونی ای صوفی برآ و اندرآ اندر صف انا لنحن الصافون
ور فقیری کوس تم الفقر فهو الله بزن ور فقیهی پاک باش از انهم لا یفقهون
گر چو نونی در رکوع و چون قلم اندر سجود پس تو چون نون و قلم پیوند با مایسطرون
چشم شوخ سوف یبصر باش پیش از یبصرون چو مداهن نرم سازی چیست پیش یدهنون
چون درخت سدره بیخ آور شو از لا ریب فیه تا نلرزد شاخ و برگت از دم ریب المنون
بنگر آن باغ سیه گشته ز طاف طایف مکر ایشان باغ ایشان سوخته هم نایمون

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه از اشعار، دعوتی است عارفانه و شورانگیز به سوی تعالی روح و اتصال به سرچشمه‌ی هستی. شاعر با بهره‌گیری گسترده از آیات قرآن کریم و مفاهیم متعالی، مخاطب را فرا می‌خواند تا از حصار تخیلات واهی، دلبستگی‌های سطحی و عادت‌های ظاهریِ دینی رها شود و با تسلیم در برابر مشیت الهی و صبر، به مراتب والای عرفانی دست یابد.

در نگاه شاعر، کائنات به مثابه کتابی گویا مدام در حال تسبیح و یادآوری حقیقت‌اند و انسانِ سالک باید با گوشِ جان، ندای الهی را بشنود. تأکید اصلی بر این است که کمالِ آدمی نه در بازی‌های فکری و ذهنی، بلکه در تکیه بر قدرت لایزال الهی و طی کردنِ مراتبِ بندگی است که نتیجه‌ی آن رسیدن به رستگاری و امنیت در پناه حقیقت مطلق است.

معنای روان

بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون آیت انا بنیناها و انا موسعون

از این آسمانِ فیروزه‌ای‌رنگ، هر لحظه ندایی به گوش می‌رسد که با الهام از آیه‌ی قرآن می‌گوید: ما آسمان را با قدرتِ خویش بنا کردیم و آن را وسعت بخشیدیم.

نکته ادبی: رواق آبگون استعاره از آسمان است و تلمیح به آیه ۴۷ سوره ذاریات دارد.

کی شنود این بانگ را بی گوش ظاهر دم به دم تایبون العابدون الحامدون السایحون

چه کسی جز آنانی که از گوشِ ظاهر فراتر رفته‌اند و اهلِ توبه، عبادت، ستایش پروردگار و سیر و سلوک‌اند، می‌تواند این پیامِ نهان را بشنود؟

نکته ادبی: اشاره به صفات مؤمنان در آیه ۱۱۲ سوره توبه دارد.

نردبان حاصل کنید از ذی المعارج برروید تعرج الروح الیه و الملایک اجمعون

نردبانی از جنسِ تعالی (که خداوندِ مراتبِ صعود است) بسازید و از آن بالا بروید؛ چرا که روح و ملائک همگی به سوی او عروج می‌کنند.

نکته ادبی: ذی‌المعارج از نام‌های خداوند در آیه ۳ سوره معارج است.

کی تراشد نردبان چرخ نجار خیال ساخت معراجش ید کل الینا راجعون

فکر و خیالِ آدمی هرگز نمی‌تواند نردبانی برای صعود به ملکوت بتراشد؛ بلکه آن کسی که وعده داده همه به سوی او بازمی‌گردند، خود نردبانِ معراج را برای انسان فراهم می‌کند.

نکته ادبی: تلمیح به آیه 'إِلَینَا رَاجِعُونَ' دارد؛ استعاره نردبانِ خیال برای اشاره به محدودیت عقل جزئی.

تا تراشیده نگردی تو به تیشه صبر و شکر لایلقیها فرو می خوان و الاالصابرون

تا زمانی که به تیشه صبر و شکرِ الهی تراشیده و صیقل نخوری، به آن مقامِ والا که مخصوص صابران است، دست نخواهی یافت.

نکته ادبی: تلمیح به آیه 'لَا یلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ' دارد. تراشیدن به تیشه، استعاره از ریاضت و سازندگی نفس است.

بنگر این تیشه به دست کیست خوش تسلیم شو چون گره مستیز با تیشه که نحن الغالبون

بنگر که این تیشه (سختی‌ها و آزمون‌های زندگی) به دست کیست؛ پس با جان و دل تسلیم باش و مانند گره چوب، در برابرِ تیشه مقاومت نکن که پیروزِ نهایی اوست.

نکته ادبی: تشبیه مشکلات به تیشه و انسان به چوب در حال تراشیده شدن.

پایه ای چند ار برآیی باشی اصحاب الیمین ور رسی بر بام خود السابقون السابقون

اگر چند گامی بالاتر بروی از زمره یارانِ راستین خواهی بود و اگر به قله برسی، در صفِ پیشگامان و مقربان قرار خواهی گرفت.

نکته ادبی: تلمیح به اصحاب یمین و سابقون در سوره واقعه.

گر ز صوفی خانه گردونی ای صوفی برآ و اندرآ اندر صف انا لنحن الصافون

ای صوفی! اگر در بندِ خانقاه و ظاهرِ صوفی‌گری هستی، از آن بیرون بیا و در صفِ کسانی قرار گیر که همچون ملائک، صف کشیده‌اند.

نکته ادبی: تلمیح به آیه 'إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ' (صفات).

ور فقیری کوس تم الفقر فهو الله بزن ور فقیهی پاک باش از انهم لا یفقهون

اگر فقیری (از نظر روحی)، با افتخار ندایِ فقرِ الهی را سر بده؛ و اگر فقیهی، خویشتن را از آنان که حقیقت را درک نمی‌کنند، پاک و منزه نگه دار.

نکته ادبی: اشاره به حدیث 'الفقر فخری' و نکوهشِ جهلِ دینی.

گر چو نونی در رکوع و چون قلم اندر سجود پس تو چون نون و قلم پیوند با مایسطرون

اگر همچون حرفِ 'نون' در رکوع و همچون قلم در سجود خمیده‌ای، پس تو با حقیقتِ 'نون و قلم' و آنچه ثبت می‌شود، پیوند خورده‌ای.

نکته ادبی: اشاره به آیه 'ن وَالْقَلَمِ وَمَا یسْطُرُونَ'؛ تشبیه فیزیکی نمازگزار به شکلِ حروف.

چشم شوخ سوف یبصر باش پیش از یبصرون چو مداهن نرم سازی چیست پیش یدهنون

پیش از آنکه دیگران تو را ببینند، با چشمِ تیزبینِ حقیقت‌بین به سویِ خدا بنگر؛ و اگر با سازش‌کاری و نرم‌خوییِ منافقانه در پیِ کارهای دنیایی هستی، سرانجامش چه خواهد بود؟

نکته ادبی: تلمیح به آیه 'سَوْفَ یبْصِرُونَ' و 'وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ'.

چون درخت سدره بیخ آور شو از لا ریب فیه تا نلرزد شاخ و برگت از دم ریب المنون

چون درختِ سدره (درختی در بهشت)، در حقیقتِ بدون تردیدِ قرآن ریشه دوان؛ تا شاخ و برگِ وجودت از بادِ سهمگینِ مرگ و حوادث نلرزد.

نکته ادبی: اشاره به آیه 'لَا رَیبَ فِیهِ'. سدره نماد کمال و ایستادگی است.

بنگر آن باغ سیه گشته ز طاف طایف مکر ایشان باغ ایشان سوخته هم نایمون

به آن باغِ سوخته بنگر که به خاطرِ مکر و طمعِ صاحبانش از بین رفت؛ آنان در خواب بودند و باغشان در آتش سوخت.

نکته ادبی: تلمیح به داستان اصحاب الجنه در سوره قلم؛ نمادی از عقوبتِ کبر و طمع.

آرایه‌های ادبی

تلمیح (Allusion) آیت انا بنیناها و انا موسعون

ارجاع مستقیم به مفاهیم و آیات قرآن کریم در جای‌جایِ شعر.

استعاره (Metaphor) تیشه صبر و شکر

تشبیه سختی‌ها و ریاضت‌های معنوی به تیشه‌ای که نجار برای شکل دادن به چوب استفاده می‌کند.

ایهام و تناسب (Ambiguity and Congruity) نون و قلم

علاوه بر اشاره به سوره قلم، تناسبی میان شکلِ حرفِ نون (رکوع) و شکلِ قلم (سجود) ایجاد کرده است.

نماد (Symbolism) درخت سدره

نمادِ ایمانِ راسخ و اتصال به ابدیت که در برابر حوادث متزلزل نمی‌شود.