دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۹۱۳

مولوی
به باغ آییم فردا جمله یاران همه یاران همدل همچو باران
صلا گفتیم فردا روز باغ است صلای عاشقان و حق گزاران
در آن باغ بتان و بت پرستان هزاران در هزاران در هزاران
همه شادان و دست انداز و خندان همه شاهان عشق و تاجداران
به زیر هر درختی ماه رویی زهی خوبان زهی سیمین عذاران
یکی جوقی پیاده همچو سبزه دگر جوقی چو شاخ گل سواران
نبینی سبزه را با گل حسودی نباشد مست آن می را خماران

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر به ترسیم فضای فرح‌بخش و روحانیِ ضیافتی عاشقانه می‌پردازد که در آن، یارانِ همدل برای رسیدن به وصال و شادیِ بی‌پایان فراخوانده شده‌اند. در این باغِ نمادین، هیچ‌گونه دوگانگی یا حسادتی میان عاشقان وجود ندارد و همگان در اوجِ کمالِ روحی و بهجتِ درونی، در شکوه و وقاری شاهانه به سر می‌برند.

شاعر با دعوت از همگان به این محفلِ روحانی، فضای وحدت و یکپارچگی را ترسیم می‌کند که در آن، تفاوت‌های ظاهری میان افراد، نه مایه جدایی که مایه زیباییِ این بزمِ عرفانی است. در این ساحتِ پاک، مستیِ حاصل از عشق، زوال‌ناپذیر و به دور از هرگونه دردسر و خماریِ مادی است.

معنای روان

به باغ آییم فردا جمله یاران همه یاران همدل همچو باران

ای یاران، بیایید فردا همه در این باغ گردهم آییم؛ یارانی که از نظر روحی با هم هم‌داستان و هماهنگ هستیم، درست مانند قطرات باران که همگی یکپارچه و هم‌جهت هستند.

نکته ادبی: تشبیه یاران به قطرات باران، نمادی از وحدت و یکرنگی است.

صلا گفتیم فردا روز باغ است صلای عاشقان و حق گزاران

ما بانگ دعوت سرداده‌ایم که فردا زمانِ حضور در باغ است؛ این فراخوانِ ویژه، تنها برای عاشقان و کسانی است که حق را می‌جویند و بندگیِ او را به جای می‌آورند.

نکته ادبی: واژه صلا به معنای بانگ دعوت و مهمانی است.

در آن باغ بتان و بت پرستان هزاران در هزاران در هزاران

در این باغِ عرفانی، هزاران هزار زیبارو و هزاران هزار عاشقِ دلداده گرد هم آمده‌اند که شماره‌ی آنان از حدِ شمارش بیرون است.

نکته ادبی: واژه بت در عرفان اغلب به معنای جلوه‌ای از زیبایی مطلق خداوند به کار می‌رود که دل را می‌رباید.

همه شادان و دست انداز و خندان همه شاهان عشق و تاجداران

همه با چهره‌ای گشاده و شادمان در حال رقص و پایکوبی هستند؛ گویی تمامی آن‌ها در سرزمینِ عشق، پادشاهانی صاحبِ تاج و تخت‌اند که عزت و شکوهی بی‌نظیر دارند.

نکته ادبی: دست‌انداز به معنای کسی است که با دست‌های باز می‌رقصد و شادی می‌کند.

به زیر هر درختی ماه رویی زهی خوبان زهی سیمین عذاران

در زیر سایه هر درختی، زیبارویی همانند ماه نشسته است؛ وه که چه خوب‌رویان و چه سیمین‌برانی در این محفل حضور دارند.

نکته ادبی: سیمین‌عذار صفت مرکبی است به معنای کسی که چهره‌ای به درخشندگی و سفیدی نقره دارد.

یکی جوقی پیاده همچو سبزه دگر جوقی چو شاخ گل سواران

گروهی از آنان مانند سبزه، فروتنانه بر زمین گام برمی‌دارند و گروهی دیگر، همچون گلی که بر شاخه سوار است، با شکوه و سربلندیِ خاصی حضور دارند.

نکته ادبی: جوق به معنای گروه و دسته است.

نبینی سبزه را با گل حسودی نباشد مست آن می را خماران

هرگز نخواهی دید که سبزه به گل حسادت ورزد؛ همچنین، در این بزمِ عشق، مستیِ حاصل از شرابِ معنوی، برخلاف شراب مادی، خماری و رنجی به دنبال نخواهد داشت.

نکته ادبی: خمار اشاره به سردرد و ناخوشی پس از مستی دارد که در این بزم روحانی وجود ندارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه همچو باران، همچو سبزه، چو شاخ گل

شاعر با استفاده از تشبیه، صفات و حالات پیروان راه عشق را برای درک بهتر مخاطب به طبیعت پیوند زده است.

استعاره بتان و بت پرستان

اشاره به زیبارویان و عاشقانِ طریقِ حق که دل در گرو جمال الهی دارند.

تضاد و مراعات نظیر سبزه و گل، پیاده و سواران

تقابل میان صفات زمینی و آسمانی یا فروتنی و شکوه که در کنار هم تصویری کامل از محفل عاشقان ارائه می‌دهد.

مبالغه هزاران در هزاران

تاکید بر کثرت و انبوهی جمعیت عاشقان در فضای روحانی.