دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۹۱۰

مولوی
تو هر جزو جهان را بر گذر بین تو هر یک را رسیده از سفر بین
تو هر یک را به طمع روزی خود به پیش شاه خود بنهاده سر بین
مثال اختران از بهر تابش فتاده عاجز اندر پای خور بین
مثال سیل ها در جستن آب به سوی بحرشان زیر و زبر بین
برای هر یکی از مطبخ شاه به قدر او تو خوان معتبر بین
به پیش جام بحرآشام ایشان تو دریای جهان را مختصر بین
وان ها را که روزی روی شاه است ز حسن شه دهانش پرشکر بین
به چشم شمس تبریزی تو بنگر یکی دریای دیگر پرگهر بین

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این کلام، دعوت‌نامه‌ای است برای تغییر زاویه دید به جهان و هستی؛ شاعر از مخاطب می‌خواهد که جهان را نه مجموعه‌ای از پدیده‌های ثابت و جداگانه، بلکه کاروانی در حرکت ببیند که همگی از سفری طولانی به سوی مقصدی واحد، یعنی حقیقت مطلق، در تکاپو هستند. در این دیدگاه، تمام موجودات وابسته به وجود پروردگارند و روزی خود را از خوان کرم او طلب می‌کنند.

در این نگاه عرفانی، انسانِ صاحب‌دل، دریای جهانِ مادی را در برابر عظمت معرفت الهی کوچک و محدود می‌بیند. شاعر تأکید دارد که برای درک این حقیقت نهان و دیدن دریای پر از گوهرِ معانی، نیازمندِ نگاهی خاص هستیم؛ نگاهی که باید از دیدگانِ راهبر و پیرِ راه (شمس) آموخته شود تا بتوان زیبایی‌ها و وابستگی هستی به کمال مطلق را مشاهده کرد.

معنای روان

تو هر جزو جهان را بر گذر بین تو هر یک را رسیده از سفر بین

بنگر که تمام اجزای عالم در حال گذرند و هر کدام از سفری طولانی به سوی مقصدی به اینجا رسیده‌اند؛ پس به هستی با دیدی ناپایدار و در حال حرکت بنگر.

نکته ادبی: عبارت بر گذر به معنای در حال عبور است و استعاره از فناپذیری عالم ماده دارد.

تو هر یک را به طمع روزی خود به پیش شاه خود بنهاده سر بین

هر موجودی را ببین که از سر نیاز و طلبِ روزی، در برابر پادشاهِ حقیقی (خداوند) سر تسلیم فرود آورده و تنها او را قبله‌گاه خود می‌داند.

نکته ادبی: شاه در اینجا استعاره‌ای است از خداوند که همه موجودات در برابر او متواضع هستند.

مثال اختران از بهر تابش فتاده عاجز اندر پای خور بین

ستارگان را بنگر که برای کسب نور و درخشش، چگونه در برابر خورشید عاجزانه افتاده‌اند و وجودشان کاملاً وامدارِ اوست.

نکته ادبی: خور مخفف خورشید است که در ادبیات کلاسیک نمادی از تجلی حق است.

مثال سیل ها در جستن آب به سوی بحرشان زیر و زبر بین

همچون سیلاب‌هایی که برای رسیدن به اصل خود بی‌تابند، تمام هستی را ببین که با تلاطم و تکاپویِ مدام، به سوی دریای بیکرانِ هستی در حرکت‌اند.

نکته ادبی: زیر و زبر در اینجا به معنای تلاطم، دگرگونی و حرکت‌های بی‌وقفه اجزای جهان است.

برای هر یکی از مطبخ شاه به قدر او تو خوان معتبر بین

از سفره‌خانه‌ی باکرامتِ پادشاهِ هستی، بنگر که برای هر موجودی به اندازه ظرفیت و شایستگی‌اش، ضیافتی خاص و متناسب مهیا شده است.

نکته ادبی: مطبخ شاه استعاره از عالم هستی به مثابه بستر رزق‌رسانی الهی است.

به پیش جام بحرآشام ایشان تو دریای جهان را مختصر بین

کسانی که حقیقتِ دریای هستی را نوشیده‌اند و به عمق رسیده‌اند، چنان عظمتی در جان دارند که دریای بزرگ جهان در نظرشان کوچک و ناچیز می‌آید.

نکته ادبی: بحرآشام صفتی است برای عارف که تمام حقایق را در درون خود هضم کرده است.

وان ها را که روزی روی شاه است ز حسن شه دهانش پرشکر بین

کسانی که روزی‌شان دیدار و لطفِ پادشاه است، بنگر که از این حلاوتِ روحانی، دهانشان همواره به شهدِ کلام و سرور سرشار است.

نکته ادبی: شکر استعاره از لذت‌های معنوی و برکاتِ قربِ به حق است.

به چشم شمس تبریزی تو بنگر یکی دریای دیگر پرگهر بین

اگر با دیده بصیرتِ شمس تبریزی به جهان نگاه کنی، خواهی دید که دریایی بسیار عمیق‌تر از آنچه می‌پنداشتی، پر از گوهرهای معرفت در پیش روی توست.

نکته ادبی: شمس تبریزی در اینجا به عنوان پیر و راهبر معنوی، منبعِ بخشیدنِ دیدگاه حقیقت‌بین است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه مثال اختران

تشبیه ستارگان به موجودات عاجز برای نشان دادن وابستگی تمام اجزای هستی به منبع نور (خداوند).

کنایه به پیش شاه خود بنهاده سر

کنایه از تسلیم محض، بندگی و خضوع در پیشگاه پروردگار.

استعاره مطبخ شاه

استعاره از رزاقیت خداوند که تمام موجودات از سفره نعمت او بهره‌مند می‌شوند.

تضاد و مبالغه دریای جهان را مختصر بین

نشان دادن عظمت روحی عارف که جهان مادی در برابر دریای معرفتِ درون او بسیار کوچک جلوه می‌کند.