دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۹۰۸

مولوی
نتانی آمدن این راه با من کجا دارد هریسه پای روغن
ولی همراهی و با تو بسازم که چشم من به روی توست روشن
چو از راهت ببردم شرط نبود میان راه ترک دوست کردن
بغل هایت بگیرم همچو پیران چو طفلانت نهم گاهی به گردن
چو آدم توبه کن از خوشه چینی چو کشتی بذر آن توست خرمن
دهان بربند گوش فهم بسته ست مگو چیزی که می ناید به گفتن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه‌شعر سرشار از مفاهیم اخلاقی و تربیتی است که بر پایه تعهد، همراهی در مسیرهای دشوار زندگی و لزومِ شناختِ ظرفیت‌ها بنا شده است. گوینده با لحنی مشفقانه، ضمن پذیرشِ تفاوت‌های موجود، بر استمرارِ مهرورزی و مراقبت از همراه در مسیر پرمخاطره تأکید می‌ورزد.

شاعر در این کلام، علاوه بر توصیه به شفقت و وفاداری، به مضامینی چون توبه‌پذیری، پیامدهای اعمال و لزومِ خاموشی در برابرِ ناشناختنِ حقیقت اشاره دارد؛ گویی کلام، نصایحِ پیری به جوانی یا دوستی به همراهی در طریقِ حقیقت است.

معنای روان

نتانی آمدن این راه با من کجا دارد هریسه پای روغن

تو توانایی آن را نداری که در این راه پرمشقت مرا همراهی کنی؛ چرا که کسی که توانمندی و استقامت کافی ندارد، نمی‌تواند در چنین طریقی قدم بردارد.

نکته ادبی: واژه 'نتانی' شکل کهن 'نمی‌توانی' است و 'هریسه' استعاره‌ای برای توصیف ضعف و نبودِ قوام در اراده است.

ولی همراهی و با تو بسازم که چشم من به روی توست روشن

با این حال، من تو را همراهی خواهم کرد و با شرایط تو سازگار می‌شوم، زیرا دیدار تو برای چشمان من مایه روشنی و شادمانی است.

نکته ادبی: ترکیب 'چشم روشن' کنایه از شادمانی و خرسندی از دیدار است.

چو از راهت ببردم شرط نبود میان راه ترک دوست کردن

از آنجا که من تو را به این مسیر آورده‌ام، جوانمردانه نیست که در میانه راه، تو را رها کنم و تنها بگذارم.

نکته ادبی: استفاده از 'شرط نبود' در مقامِ مذموم بودن و خلاف مروت بودنِ رها کردنِ دوست.

بغل هایت بگیرم همچو پیران چو طفلانت نهم گاهی به گردن

در این مسیر، همچون پیران و بزرگان دستانت را می‌گیرم تا نیفتی و گاهی نیز همچون کودکی که ناتوان است، تو را بر دوش خود حمل می‌کنم.

نکته ادبی: این بیت تصویرسازی از کمالِ ایثار و مراقبتِ گوینده از مخاطب است.

چو آدم توبه کن از خوشه چینی چو کشتی بذر آن توست خرمن

همانند حضرت آدم، از زیاده‌خواهی و چیدن میوه‌های ممنوعه توبه کن؛ زیرا حاصلِ کار و محصولِ زندگی تو، بازتابِ بذری است که خودت کاشته‌ای.

نکته ادبی: تلمیح به داستان هبوط حضرت آدم و همچنین تأکید بر قانونِ علت و معلول (کاشت و برداشت).

دهان بربند گوش فهم بسته ست مگو چیزی که می ناید به گفتن

لب از سخن فرو ببند، زیرا مخاطبِ تو آمادگیِ درکِ این حقایق را ندارد؛ حرفی را که نمی‌توان به سادگی بیان کرد یا ظرفیت شنیدنش وجود ندارد، بر زبان نیاور.

نکته ادبی: تأکید بر رازنگهداری و لزومِ شناختِ ظرفیت شنونده قبل از سخن گفتن.

آرایه‌های ادبی

تمثیل هریسه

استفاده از غذایی که قوام ندارد برای نشان دادن ناتوانی و فقدان استقامت در راه.

تلمیح آدم

اشاره به داستان حضرت آدم و توبه او به عنوان نمادی برای بازگشت از خطاهای نفسانی.

کنایه چشم روشن

کنایه از خوشحالی و مسرت از دیدار کسی.