دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۸۹۲

مولوی
هر شب که بود قاعده سفره نهادن ما را ز خیال تو بود روزه گشادن
ای لطف تو را قاعده بر روزه گشایان مانند مسیحا ز فلک مایده دادن
چون قوت دل از مطبخ سودای تو باشد باید به میان رفتن و در لوت فتادن
ما را هم از آن آتش دل آب حیات است بر آتش دل شاد بسوزیم چو لادن
کار حیوان است نه کار دل و جان است در خاک بپوسیدن و از خاک بزادن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر پیوند میان نیازهای جسمانی و تمنیات روحانی است. شاعر در این قطعه، گرسنگی و روزه‌گشایی را نه به معنای خوردن طعام دنیوی، بلکه به مثابه فرصتی برای پیوند قلبی با محبوب بازتعریف می‌کند.

شاعر بر این باور است که تغذیه حقیقی جان از دریای عشق و سودای محبوب تأمین می‌شود و رنج‌های مسیر عاشقی، در حقیقت جان‌مایه حیات ابدی است، نه دست‌مایه‌ی نابودی و زوال.

معنای روان

هر شب که بود قاعده سفره نهادن ما را ز خیال تو بود روزه گشادن

هر شب که رسم و عادت مردم بر آن است که سفره شام بگسترانند، برای من، یاد و خیال تو تنها چیزی است که روزه‌ام را با آن افطار می‌کنم.

نکته ادبی: سفره نهادن کنایه از آماده‌سازی برای خوردن و روزه گشادن استعاره از افطار کردن است.

ای لطف تو را قاعده بر روزه گشایان مانند مسیحا ز فلک مایده دادن

ای کسی که روش محبت تو نسبت به عاشقانِ چشم‌به‌راه، همچون معجزه حضرت عیسی(ع) است که از آسمان مائده‌های آسمانی برای بندگان می‌فرستاد.

نکته ادبی: تلمیح به داستان نزول مائده آسمانی بر حواریون در قرآن کریم.

چون قوت دل از مطبخ سودای تو باشد باید به میان رفتن و در لوت فتادن

از آنجا که غذای جان من از آشپزخانه عشق و سودای تو تأمین می‌شود، شایسته است که جسورانه به میانه این میدان پا بگذارم و از نعمت‌های بی‌کران عشقت بهره‌مند شوم.

نکته ادبی: مطبخ سودا استعاره از کانون عشق و شوریدگی است و لوت به معنای خوردنی و نعمت است.

ما را هم از آن آتش دل آب حیات است بر آتش دل شاد بسوزیم چو لادن

برای ما، آن آتشِ سوزانِ عشق، در واقع همان آب حیات‌بخش است؛ پس ما مشتاقانه و با شادمانی در این آتش می‌سوزیم، همان‌طور که گیاه لادن برای آزاد کردن عطر خود در آتش می‌سوزد.

نکته ادبی: تناقض (پارادوکس) آتشِ دل و آب حیات، کنایه از اینکه رنج عشق باعث بقای روح است.

کار حیوان است نه کار دل و جان است در خاک بپوسیدن و از خاک بزادن

اینکه آدمی در خاک بپوسد و دوباره از خاک زاده شود، تنها در خورِ حیات حیوانی است، نه در شأنِ دل و جانِ انسانِ عاشق و متعالی.

نکته ادبی: اشاره به چرخه مادی بیولوژیکی در مقابل تداوم وجودی روح.

آرایه‌های ادبی

تلمیح مسیحا و مائده

اشاره به معجزه عیسی بن مریم در نزول خوان نعمت از آسمان.

تناقض (پارادوکس) آتش دل و آب حیات

آتش که سوزاننده است، در اینجا مایه حیات معرفی شده است.

تشبیه بسوزیم چو لادن

تشبیه سوختن عاشق در عشق به سوختن گیاه لادن برای پراکندن بوی خوش.