دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۸۷۹

مولوی
آرایش باغ آمد این روی چه روی است این مستی دماغ آمد این بوی چه بوی است این
این خانه جنات است یا کوی خرابات است یا رب که چه خانه ست این یا رب که چه کوی است این
در دل صفت کوثر جویی ز می احمر دل پر شده از دلبر یا رب که چه جوی است این
ای بر سر هر پشته از درد تو صد کشته تو پرده فروهشته ای دوست چه خوی است این
جان ها که به ذوق آمد در عشق دو جوق آمد در عشق شراب است آن در عشق سبوی است این

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات نشانگرِ حیرت و شگفتیِ شاعر در برابرِ جلوه‌های جمالِ معشوق است؛ گویی شاعر در مواجهه با زیباییِ بی‌حدِ محبوب، در سرگشتگیِ عمیقی میانِ مفاهیمِ بهشتی و دنیایی غوطه‌ور شده است. او با زبانی که آکنده از شورِ عرفانی است، می‌کوشد این وضعیتِ سکرآور و غیرقابل‌توصیف را ترسیم کند.

در این اثر، شاعر از یک‌سو به شور و شوقِ عاشقانه و از سوی دیگر به بی‌اعتناییِ معشوق اشاره می‌کند. این دوگانگی میانِ طلبِ عاشق و نازِ معشوق، فضایی پُر از تضاد پدید آورده که در آن، مفاهیمی چون شراب، خرابات و کوثر، نه در معنای ظاهری، بلکه به عنوان نمادهایِ عشقِ الهی و سرمستیِ عرفانی به کار رفته‌اند.

معنای روان

آرایش باغ آمد این روی چه روی است این مستی دماغ آمد این بوی چه بوی است این

این زیبایی خیره‌کننده، همچون آراستگیِ یک باغ است؛ راستی، این چه چهره‌ای است؟ و این بوی خوش که مایه‌ی مستیِ جان شده، چه بویی است؟

نکته ادبی: تشبیه زیباییِ معشوق به آرایشِ باغ، در سنتِ شعریِ کلاسیک برای نمایشِ طراوت و تازگیِ جمال استفاده می‌شود.

این خانه جنات است یا کوی خرابات است یا رب که چه خانه ست این یا رب که چه کوی است این

آیا این مکان، بهشتِ برین است یا میخانه‌ای که عاشقان در آن مستِ بی‌خودی می‌شوند؟ پروردگارا، این چه جایگاهِ شگفت‌انگیزی است؟

نکته ادبی: خرابات در متون عرفانی برخلاف معنای ظاهری‌اش، نمادِ مقامِ فقر، فروتنی و رهایی از تعلقاتِ دنیوی است.

در دل صفت کوثر جویی ز می احمر دل پر شده از دلبر یا رب که چه جوی است این

در دلِ من، رودی از عشق و شرابِ ناب همچون آبِ کوثر جاری است؛ گویی دل از وجودِ محبوب لبریز شده است؛ پروردگارا، این چه چشمه‌ی جوشانی است؟

نکته ادبی: کوثر در ادبِ عرفانی نمادِ حیاتِ جاوید و کمالِ لطفِ الهی است که به جانِ عاشق می‌رسد.

ای بر سر هر پشته از درد تو صد کشته تو پرده فروهشته ای دوست چه خوی است این

ای که بر هر سو، ده‌ها عاشق در راهِ عشقِ تو جان باخته‌اند، با این حال همچنان خود را از دیدگان پنهان می‌داری؛ ای دوست، این چه رسم و خویِ عجیبی است؟

نکته ادبی: پرده فروهشتن استعاره‌ای کنایی از پنهان‌کاری، ناز و دوری‌گزینیِ معشوق در برابرِ عاشق است.

جان ها که به ذوق آمد در عشق دو جوق آمد در عشق شراب است آن در عشق سبوی است این

جان‌های شیفته، گروه‌گروه به سویِ این عشقِ لذیذ می‌شتابند؛ این عشق، همان شرابِ گوارا و ظرفِ آن، وجودِ نازنینِ توست.

نکته ادبی: جوق به معنای دسته و گروهِ مردم است که در زبانِ کلاسیک برای توصیفِ حرکتِ جمعیتِ عاشقان استفاده شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آرایش باغ

تشبیه زیبایی بی‌نظیر معشوق به فضای آراسته و دل‌انگیز باغ برای القای طراوت.

تضاد (طباق) جنات و خرابات

قرار دادن مفاهیم بهشت و میخانه در کنار هم برای نشان دادن حیرت شاعر و یگانگی این دو در نگاه عاشق.

استفهام انکاری چه روی است این

پرسش‌های پی‌درپی برای تأکید بر حیرت و عجز از توصیفِ زیبایی یا وضعیت موجود.

مبالغه صد کشته

اغراق برای نشان دادن شدتِ رنج و جان‌بازیِ عاشقان در راه محبوب.