دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۸۴۸

مولوی
چه باشد پیشه عاشق بجز دیوانگی کردن چه باشد ناز معشوقان بجز بیگانگی کردن
ز هر ذره بیاموزید پیش نور برجستن ز پروانه بیاموزید آن مردانگی کردن
چو شیر مست بیرون جه نه اول دان و نه آخر که آید ننگ شیران را ز روبه شانگی کردن
سرافراز است که لیکن نداند ذره باشیدن چه گویم باز را لیکن کجا پروانگی کردن
به پیش تیر چون اسپر برهنه زخم را جستن میان کوره با آتش چو زر همخانگی کردن
گر آب جوی شیرین است ولی کو هیبت دریا کجا فرزین شه بودن کجا فرزانگی کردن
تویی پیمانه اسرار گوش و چشم را بربند نتاند کاسه سوراخ خود پیمانگی کردن
اگر باشد شبی روشن کجا باشد به جای روز وگر باشد شبه تابان کجا دردانگی کردن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر مدارِ ستایشِ جنونِ عاشقی و گذار از عقلِ جزئی‌نگر به سویِ تسلیمِ مطلق و ایثار جان در راهِ حقیقت می‌چرخد. شاعر با بهره‌گیری از تمثیلاتِ متنوع، مخاطب را به دوری از منیت و ترس و پیوستن به دریایِ وجود دعوت می‌کند تا با عبور از تعلقاتِ ظاهری، به گوهرِ حقیقیِ خود برسد.

درونمایه‌ی اصلی این اثر، تضاد میانِ عافیت‌طلبی و خطرپذیریِ عارفانه است. عشق در این نگاه، نه یک احساسِ ساده، بلکه آتشی است که باید خاکسترِ هستیِ موهومِ عاشق را بزداید تا حقیقتِ نابِ وجودش آشکار گردد و بتواند از قالبِ محدودیت‌ها رهایی یابد.

معنای روان

چه باشد پیشه عاشق بجز دیوانگی کردن چه باشد ناز معشوقان بجز بیگانگی کردن

پیشه‌ی اصلیِ عاشق چیزی جز دیوانگی و رها کردنِ عقلِ مصلحت‌اندیش نیست؛ و نازِ معشوق نیز در این است که خود را از عاشق پنهان کند و با او غریبگی و دوری نماید.

نکته ادبی: پیشه به معنای کار و شغل و در اینجا به معنای خصلتِ ذاتیِ عاشق به کار رفته است.

ز هر ذره بیاموزید پیش نور برجستن ز پروانه بیاموزید آن مردانگی کردن

از ذره یاد بگیرید که چگونه مشتاقانه به سوی نور می‌شتابد و از پروانه بیاموزید که چگونه با نثارِ جان در آتش، شجاعتِ واقعی را به نمایش می‌گذارد.

نکته ادبی: برجستن در زبان کهن به معنای جهیدن و شتافتن است و نه به معنای برتری یافتن.

چو شیر مست بیرون جه نه اول دان و نه آخر که آید ننگ شیران را ز روبه شانگی کردن

همچون شیرِ مست و بی‌باک باشید که در کارِ عشق به آغاز و انجام نمی‌اندیشد و نگرانِ نتیجه نیست؛ چرا که برایِ شیرانِ بیشه‌ی حقیقت، تن دادن به پستی و حیله‌گریِ روباهانه ننگ است.

نکته ادبی: بیرون جه کردن کنایه از خروج از اندیشه‌های محدودِ دنیوی و ورود به وادیِ بی‌خودی است.

سرافراز است که لیکن نداند ذره باشیدن چه گویم باز را لیکن کجا پروانگی کردن

سرافرازی در این است که بدانی چگونه فروتن و کوچک باشی، اما برای کسی که طبعِ بلند و عقاب‌گونه دارد، بسیار دشوار است که تن به کوچکی و بی‌اعتباری دهد.

نکته ادبی: پروانگی در این بیت به معنایِ سوختن و فنا شدن در عینِ بزرگی است.

به پیش تیر چون اسپر برهنه زخم را جستن میان کوره با آتش چو زر همخانگی کردن

در برابرِ تیرهای بلا، همچون سپری سینه سپر کن و از زخم استقبال نما؛ همان‌طور که طلا در میانه‌ی کوره با آتش هم‌نشین می‌شود تا ناخالصی‌هایش بسوزد و خالص گردد.

نکته ادبی: همخانگی به معنای هم‌نشینی و انس گرفتن با سختی‌ها برای رسیدن به کمال است.

گر آب جوی شیرین است ولی کو هیبت دریا کجا فرزین شه بودن کجا فرزانگی کردن

اگرچه آبِ جوی، شیرین و گواراست، اما هرگز شکوه و عظمتِ دریا را ندارد؛ همان‌طور که مهره‌ی فرزین در شطرنج، هرچقدر هم حرکت کند، در نهایتِ خود نمی‌تواند به جایگاهِ حقیقیِ شاه برسد.

نکته ادبی: فرزین در شطرنجِ قدیم همان مهره‌ای است که امروزه وزیر نامیده می‌شود.

تویی پیمانه اسرار گوش و چشم را بربند نتاند کاسه سوراخ خود پیمانگی کردن

تو خود ظرفِ اسرارِ الهی هستی، پس چشم و گوشِ حواسِ ظاهری را ببند؛ زیرا ظرفی که سوراخ باشد، نمی‌تواند نوشابه‌ی اسرار را در خود نگه دارد و پیمانه کند.

نکته ادبی: پیمانگی در اینجا واژه‌ای است که شاعر برای بیانِ اندازه‌گیری و حفظِ درون‌مایه به کار برده است.

اگر باشد شبی روشن کجا باشد به جای روز وگر باشد شبه تابان کجا دردانگی کردن

اگر شبی هرچقدر هم که روشن باشد، باز هم جایِ خورشیدِ حقیقت را نمی‌گیرد؛ همچنان که سنگِ بدلِ سیاه (شبه) هرچقدر هم درخشان باشد، نمی‌تواند گوهرِ ناب و اصلی (دردانه) محسوب شود.

نکته ادبی: شبه نوعی سنگِ بدلِ سیاه‌رنگ است که برای فریبِ مردم به جای گوهر استفاده می‌شده است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل پروانه و آتش

نمادِ عاشقِ بی‌باک و فداکاری که برای رسیدن به حقیقت، از جان و هستی خود می‌گذرد.

تضاد شیر و روباه

برای نشان دادنِ تقابلِ میانِ شجاعت و آزادگیِ عارفانه با حیله‌گری و پستیِ دنیوی.

استعاره کاسه سوراخ

اشاره به انسانی که به دلیلِ اشتغال به حواسِ پنج‌گانه و امور مادی، ظرفیتِ دریافتِ حقایقِ معنوی را ندارد.