دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۸۰۱

مولوی
آن شاخ خشک است و سیه هان ای صبا بر وی مزن ای زندگی باغ ها وی رنگ بخش مرد و زن
هان ای صبای خوب خد اندر رکابت می رود آب روان و سبزه ها وز هر طرف وجه الحسن
دریادلی و روشنی بر خشک و بر تر می زنی او سخت خشک است و سیه بر وی مزن از بهر من
من خیره روتر آمدم بر جود تو راهی زدم این کی تواند گفت گل با لاله یا سرو و سمن
ای باغ ساز و دست نی چون عقل فوق و پست نی هستی چو نحل خانه کن یا جان معمار بدن
خواهی که معنی کش شوم رو صبر کن تا خوش شوم رنجور بسته فن بود خاصه در این باریک فن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعر، گفتگویی است در فضای عرفانی میان سالک و نسیم هدایت (صبا) که نماد الطاف الهی است. شاعر در این ابیات، ضمن توصیف شکوه و زنده بودنِ روحِ حیات‌بخشِ الهی، بر ناتوانیِ وجودِ مادی و خشک (نفسانیت) در پذیرش این فیض تأکید می‌ورزد.

در بخش‌های پایانی، نگاه شاعر به سوی خود معطوف می‌شود و با بیان جسارت در طلبِ حق، بر لزوم صبر و تحمل رنج برای رسیدن به کمال و درک معانی عمیق هستی تأکید می‌کند. این متن، دعوتی است به صبوری و تسلیم در برابرِ معمارِ جان.

معنای روان

آن شاخ خشک است و سیه هان ای صبا بر وی مزن ای زندگی باغ ها وی رنگ بخش مرد و زن

ای نسیم صبا، آن شاخه خشک و سیاه است؛ پس بر آن مدم (به آن توجه نکن)، چرا که تو بخشنده حیات به باغ‌ها و به وجود آورنده رنگ و زیبایی برای مرد و زن هستی.

نکته ادبی: شاخ خشک نماد کنایی از نفس اماره یا وجودی است که از فیض الهی تهی مانده است.

هان ای صبای خوب خد اندر رکابت می رود آب روان و سبزه ها وز هر طرف وجه الحسن

ای صبای نیکو که شکوه و جمال خداوند در رکاب توست، هر جا که می‌روی، آب‌های روان و سبزه می‌روید و از هر سو زیبایی و جلوه گری نمایان می‌شود.

نکته ادبی: وجه الحسن استعاره‌ای از تجلیات و زیبایی‌های خداوند در جهان است که به همراه نسیم الهی حرکت می‌کند.

دریادلی و روشنی بر خشک و بر تر می زنی او سخت خشک است و سیه بر وی مزن از بهر من

تو بخشندگی و روشنی را به همه جا (هم خشک و هم تر) می‌رسانی، اما این وجود (مورد خطاب) بسیار خشک و سیاه است؛ پس به خاطر من هم که شده، به او نپرداز و از او بگذر.

نکته ادبی: خشک و تر کنایه از همه موجودات و عالم هستی است.

من خیره روتر آمدم بر جود تو راهی زدم این کی تواند گفت گل با لاله یا سرو و سمن

من با جسارت و گستاخی بیشتری به سوی تو آمدم و راهی به سوی بخشش تو باز کردم؛ گل یا لاله یا سرو و سمن هرگز نمی‌توانند چنین گستاخی در طلبِ عشق داشته باشند.

نکته ادبی: خیره روتر به معنای گستاخ‌تر و جسورتر است که در عرفان، نماد عاشقی است که از سر نیاز و عشق، آداب مرسوم را کنار می‌گذارد.

ای باغ ساز و دست نی چون عقل فوق و پست نی هستی چو نحل خانه کن یا جان معمار بدن

ای باغبان هستی و ای سازنده نی (قلم)، تو بالاتر یا پایین‌تر از عقل نیستی؛ تو مانند زنبور عسلی هستی که خانه می‌سازد یا مانند روحی که در پیکر انسان، جان می‌دمد و آن را معماری می‌کند.

نکته ادبی: دست نی کنایه از قدرت خلاقیت خداوند است؛ اشاره به تلمیح نی‌نوازی و آفرینشگری دارد.

خواهی که معنی کش شوم رو صبر کن تا خوش شوم رنجور بسته فن بود خاصه در این باریک فن

اگر می‌خواهی که من به درک معانی عمیق برسم، صبر پیشه کن تا من آرام و خوش شوم؛ کسی که در بند رنج و بیماری است، اسیرِ فن و مهارت (راهکارها) است، به‌ویژه در این دانش بسیار باریک و ظریف.

نکته ادبی: بسته فن بودن کنایه از درگیر شدن در جزئیات و راه‌های پیچیده است که مانعِ رسیدن به حقیقتِ اصلی می‌شود.

آرایه‌های ادبی

استعاره شاخ خشک

نمادِ نفسِ انسانی یا روحی است که از حیات معنوی و فیض الهی محروم مانده است.

تشخیص صبا

خطاب قرار دادن باد صبا به عنوان پیام‌رسان و همراهِ زیبایی‌های الهی.

تناسب گل، لاله، سرو، سمن

گردآوریِ نام‌های گل‌ها و گیاهان برای تصویرسازیِ زیبایی‌های باغِ خلقت.

کنایه در رکاب تو

کنایه از همراهی و ملازم بودن شکوه الهی با نسیمِ رحمت.