دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۷۷۷

مولوی
انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم لا تیئسوا من غابکم لا تدنسوا اثوابکم
الحمد لله الذی من علینا بالثنا فی ظل دین مسند لا تغلقوا ابوابکم
یا اولیا لا تحزنوا اربحتکم لا تغبنوا اشجعتکم لا تجبنوا لا تحقروا القابکم
یا رب اشرح صدرنا یا رب ارفع قدرنا یا رب اظهر بدرنا لا تعبدوا اربابکم
ما لی اله غیره نال البرا یا خیره طاب الموافی سیره لا تخسرو اعقابکم
بوی دل آید از سخن دل حاصل آید از سخن تا مقبل آید از سخن لا تهتکوا جلبابکم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این مجموعه ابیات که ترکیبی از زبان عربی و فارسی است، در فضایی عرفانی، اخلاقی و نیایش‌گونه سروده شده است. محوریت اصلی کلام بر دعوتِ مخاطب به تقوای الهی، حفظ کرامت انسانی، امیدواری به رحمت پروردگار و پاسداشتِ پیوندهای دوستی است.

شاعر در این قطعات با بهره‌گیری از مضامین توحیدی و اخلاقی، انسان را از ناامیدی و گناه برحذر می‌دارد و بر اهمیتِ «سخن» و «آبرو» به عنوان سرمایه‌های اصلیِ آدمی تأکید می‌ورزد. لحن کلام، آمرانه و در عین حال مشفقانه است و مخاطب را به سوی کمال و استقامت در راه حق سوق می‌دهد.

معنای روان

انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم لا تیئسوا من غابکم لا تدنسوا اثوابکم

ما درِ رحمت و دوستی را به روی شما گشوده‌ایم، پس یارانِ خود را ترک مگویید. از بازگشتِ غایبان ناامید نشوید و جامه عزت و پاکیِ خویش را به گناه آلوده مسازید.

نکته ادبی: «اثواب» جمع ثوب به معنای جامه است که در اینجا کنایه از حیثیت و آبروی انسان است.

الحمد لله الذی من علینا بالثنا فی ظل دین مسند لا تغلقوا ابوابکم

ستایش خدایی را که با توفیقِ حمدِ خویش، بر ما منت نهاد. در سایه‌سارِ دینی استوار و موردِ اعتماد، درهایِ هدایت را به روی خود مبندید.

نکته ادبی: «ظل دین مسند» استعاره از پناهگاه دین است که تکیه‌گاه آدمی در برابر طوفان حوادث است.

یا اولیا لا تحزنوا اربحتکم لا تغبنوا اشجعتکم لا تجبنوا لا تحقروا القابکم

ای دوستانِ خدا، اندوهگین مباشید؛ من شما را بهره‌مند ساختم، مبادا فریب خورده و مغبون شوید. من شما را شجاعت بخشیدم، پس ترسان نباشید و مقام و منزلتِ خود را خوار مشمارید.

نکته ادبی: «اولیای» جمع ولی به معنای دوستان و نزدیکان درگاه حق است.

یا رب اشرح صدرنا یا رب ارفع قدرنا یا رب اظهر بدرنا لا تعبدوا اربابکم

پروردگارا، سینه ما را فراخ و جانمان را گشاده گردان؛ پروردگارا، قدر و منزلت ما را رفعت بخش. پروردگارا، نورِ وجودِ ما را چون ماه شب چهارده آشکار کن؛ مبادا که خدایگانِ دروغین را بپرستید.

نکته ادبی: «بدر» در اینجا کنایه از شکوهِ کمال و نورانیتِ باطنی انسان است.

ما لی اله غیره نال البرا یا خیره طاب الموافی سیره لا تخسرو اعقابکم

جز او خدایی ندارم؛ او که بر همه آفریدگان برتری یافت، ای برگزیده. مسیرِ آنکه به عهدِ خود وفا می‌کند خوش و گواراست؛ پس مبادا با بی‌تدبیری، پاداشِ پایانِ کارِ خویش را از دست بدهید.

نکته ادبی: «اعقاب» جمع عقب به معنای نسل و پشت سر است که در اینجا به نتیجه و پاداشِ نهایی کار اشاره دارد.

بوی دل آید از سخن دل حاصل آید از سخن تا مقبل آید از سخن لا تهتکوا جلبابکم

از سخن گفتن، رایحه دل‌انگیزِ جان استشمام می‌شود و حاصلِ جان از همین سخن به دست می‌آید. برای آنکه به سعادت و اقبال دست یابید، پردهِ آبروی خود را با سخنِ ناروا مَدرید.

نکته ادبی: «جلباب» پوشش و جامه است که در اینجا کنایه از حریم آبرو و حیثیت انسانی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه لا تدنسوا اثوابکم

به معنای پرهیز از آلوده شدن به گناه و حفظ پاکدامنی و آبرو است.

استعاره اظهر بدرنا

تشبیه نورانیت و کمال معنوی انسان به ماه کامل (بدر) برای نشان دادن درخشش باطنی.

تکرار و سجع بوی دل آید از سخن...

تکرارِ «از سخن» در پایان جملات، علاوه بر ایجاد موسیقی کلام، بر اهمیتِ تأثیرِ گفتار تأکید دارد.

مجاز جلباب

استفاده از پوشش و لباس برای اشاره به آبرو و شخصیتِ اخلاقی فرد.