دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۷۶۱

مولوی
ما همه از الست همدستیم عاقبت شکر بازپیوستیم
ما همه همدلیم و همراهیم جمله از یک شراب سرمستیم
ما ز کونین عشق بگزیدیم جز که آن عشق هیچ نپرستیم
چند تلخی کشید جان ز فراق عاقبت از فراق وارستیم
آفتابی درآمد از روزن کرد ما را بلند اگر پستیم
آفتابا مکش ز ما دامن نی که بر دامن تو بنشستیم
از شعاع تو است اگر لعلیم از تو هستیم ما اگر هستیم
پیش تو ذره وار رقصانیم از هوای تو بند بشکستیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، بازتابی از اندیشه وحدت وجود و بازگشتِ جان به اصلِ خویشتن است. شاعر با یادآوری پیمانِ ازلی (الست)، بر این باور است که تمامِ موجودات در ریشه‌ای مشترک، یگانه و هم‌سخن بوده‌اند و اکنون نیز در مستیِ عشقِ الهی، با یکدیگر در پیوندی عمیق به سر می‌برند.

فضای حاکم بر این ابیات، سرشار از شورِ رهایی از قیدوبندهای دنیوی و پیوستن به نورِ لایزال الهی است. نویسنده با بهره‌گیری از نمادهایی چون خورشید و ذرات، به ناتوانی و در عین حال ارزشمندیِ هستیِ انسان در سایه حضورِ معشوقِ ازلی اشاره دارد و تأکید می‌کند که هرچه هست، تنها پرتوِ وجودِ اوست.

معنای روان

ما همه از الست همدستیم عاقبت شکر بازپیوستیم

ما همگی از همان لحظه‌ی پیمانِ ازلی (الست) با هم همراه و هم‌دست بوده‌ایم و سرانجام به آن اصلِ یگانگی بازگشتیم.

نکته ادبی: الست اشاره به آیه «أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ» در قرآن است که نمادِ عهدِ پیش از خلقت میانِ روح و خداوند است.

ما همه همدلیم و همراهیم جمله از یک شراب سرمستیم

ما تماماً هم‌دل و هم‌گام هستیم و همگی از یک جامِ محبتِ الهی سرمست و بی‌قرار شده‌ایم.

نکته ادبی: شراب در عرفان نمادِ عشقِ بی‌آلایش و بی‌خودیِ معنوی است.

ما ز کونین عشق بگزیدیم جز که آن عشق هیچ نپرستیم

ما از میانِ هر دو جهان (دنیا و آخرت)، عشق را برگزیدیم و جز آن، هیچ چیز دیگری را نمی‌پرستیم و ستایش نمی‌کنیم.

نکته ادبی: کونین به معنای دو عالم است که در اینجا اشاره به تمامیِ تعلقاتِ مادی و معنوی غیر از خدا دارد.

چند تلخی کشید جان ز فراق عاقبت از فراق وارستیم

جانِ ما به خاطرِ دوری از یار، تلخی‌های بسیاری چشید، اما سرانجام از رنجِ این جدایی رهایی یافتیم.

نکته ادبی: وارستن به معنای رها شدن و آزادی از قیدِ تعلقات است.

آفتابی درآمد از روزن کرد ما را بلند اگر پستیم

آن خورشیدِ حقیقت (معشوق) از دریچه ظاهر شد و وجودِ ما را، هرچند که در مرتبه‌ای پست بودیم، به جایگاه‌های بلند و متعالی رساند.

نکته ادبی: روزن استعاره از مجراهای تجلیِ الهی است.

آفتابا مکش ز ما دامن نی که بر دامن تو بنشستیم

ای آفتابِ وجود، دامنِ مهر از ما کوتاه مکن؛ چرا که ما به دامنِ رحمتِ تو چنگ زده‌ایم و به آن تکیه کرده‌ایم.

نکته ادبی: دامن بر دامنِ کسی نشستن کنایه از تمسک و پناه آوردن به بزرگی است.

از شعاع تو است اگر لعلیم از تو هستیم ما اگر هستیم

اگر ما در ارزش و درخشندگی، همچون لعل هستیم، به خاطرِ تابشِ نورِ توست؛ در حقیقت، اگر وجودی هم داشته باشیم، از هستیِ توست.

نکته ادبی: لعل استعاره از گوهرِ جان است که با نورِ الهی ارزش می‌یابد.

پیش تو ذره وار رقصانیم از هوای تو بند بشکستیم

ما در برابرِ شکوهِ تو مانند ذراتِ غبار در رقص و حرکتیم و به لطفِ شورِ عشقِ تو، بندهای اسارتِ دنیا را گسستیم.

نکته ادبی: ذره‌وار رقصیدن تصویرِ حرکتِ عاشق در برابرِ تجلیِ معشوق است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح الست

اشاره به پیمانِ ازلیِ خداوند با روحِ انسان‌ها.

استعاره آفتاب

خورشید نمادی از ذاتِ الهی و جلوه بی‌واسطه‌ی حقیقت است.

تشبیه ذره‌وار

تشبیه کردنِ خود به ذراتِ ناچیز در برابرِ عظمتِ خورشید برای نشان دادنِ فقرِ وجودی.

مجاز شراب

استفاده از واژه‌ی شراب برای بیانِ بی‌خودی و مستیِ ناشی از عشقِ معنوی.