دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۷۵۵

مولوی
در طریقت دو صد کمین دارم لیک صد چشم خرده بین دارم
این نشان ها که بر رخم پیداست دانک از شاه همنشین دارم
آن یکی گنج کز جهان بیش است در دل و جان خود دفین دارم
ظلمت شک جای من بادا گر از آن رو سر یقین دارم
من نهانی ز جبرئیل امین جبرئیل دگر امین دارم
نقش چین مر مرا چه کار آید چونک بر رخ ز عشق چین دارم
اسپ اقبال را ببرم پی زانک بر پشت عشق زین دارم
پای دار است جان من در عشق چونک پاهای آهنین دارم
از دمم بوی باغ می آید کز درون باغ و یاسمین دارم
از فرح پایم از زمین دور است چونک در لامکان زمین دارم
رو به تبریز شرح این بطلب زانک من این ز شمس دین دارم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل بیانگر عوالم درونی سالکی است که با پشت سر گذاشتن تعلقات مادی و تردیدهای عقلانی، به مرتبه‌ای از شهود قلبی رسیده است. شاعر در این ابیات، خود را بهره‌مند از گنجینه‌ای پنهان می‌داند که نه از طریق دانش ظاهری، بلکه به واسطه عشق و همراهی با پیر و مراد خویش حاصل شده است.

فضای حاکم بر این سروده، سرشار از شور، ایمان راسخ و رهایی از بند مکان و زمان است. شاعر با زبانی نمادین و استعاری، از درونی سخن می‌گوید که به باغی پرطراوت بدل شده و او را از زیبایی‌های بیرونی و دنیوی بی‌نیاز کرده است.

معنای روان

در طریقت دو صد کمین دارم لیک صد چشم خرده بین دارم

در مسیر پرخطرِ عرفان و سلوک، صدها مانع و دام در برابر من گسترده شده است، اما من چشمانی تیزبین دارم که می‌توانند تمامی این موانع را تشخیص داده و از آن‌ها عبور کنند.

نکته ادبی: طریقت به معنای راه و روش عرفانی است و کمین کنایه از موانع راه سلوک.

این نشان ها که بر رخم پیداست دانک از شاه همنشین دارم

این حالات و نشانه‌های ویژه‌ای که در چهره من هویداست، ناشی از همنشینی و همراهی با پادشاهِ عشق (مراد و پیر) است که روح مرا صیقل داده است.

نکته ادبی: شاه در ادبیات عرفانی به پیر یا خداوند اشاره دارد.

آن یکی گنج کز جهان بیش است در دل و جان خود دفین دارم

آن گنجینه معنوی که ارزشش از تمام دارایی‌های جهان بیشتر است، در گنجینه جان و دل من پنهان و مدفون شده است.

نکته ادبی: دفین به معنای دفن شده و نهفته است.

ظلمت شک جای من بادا گر از آن رو سر یقین دارم

اگر روزی ادعا کنم که تنها بر پایه عقل و یقینِ استدلالی به این مقام رسیده‌ام، سزاوار است که در تاریکیِ تردید و نادانی گرفتار شوم.

نکته ادبی: شک و یقین در اینجا تقابلِ بین عقلِ جزئی و کشفِ شهودی است.

من نهانی ز جبرئیل امین جبرئیل دگر امین دارم

من رازی در نهان دارم که حتی فرشته مقربی همچون جبرئیل امین نیز از آن بی‌خبر است؛ چرا که من با منبعی بالاتر و حقیقتی والاتر (وجود پیر) در ارتباطم.

نکته ادبی: اشاره به جایگاه متعالی سالک که از اسرار فرشتگان نیز فراتر می‌رود.

نقش چین مر مرا چه کار آید چونک بر رخ ز عشق چین دارم

نقاشی‌های زیبا و ظریفِ چینی که زبانزدِ جهان است، برای من چه ارزشی دارد؟ چرا که من بر چهره خود اثرِ عشق و نشانِ رنجِ عاشقی را دارم که از هر نقشی زیباتر است.

نکته ادبی: ایهام در واژه چین (کشور چین/چین و چروک صورت که اثر عشق است).

اسپ اقبال را ببرم پی زانک بر پشت عشق زین دارم

من در پیِ اسب اقبال و کامیابی هستم، زیرا از هم‌اکنون زینِ عشق را بر پشتِ جان خود قرار داده‌ام و برای این سفرِ معنوی آماده‌ام.

نکته ادبی: استعاره از آمادگی برای سلوک معنوی.

پای دار است جان من در عشق چونک پاهای آهنین دارم

جانِ من در وادی عشق، استوار و ثابت‌قدم است، چرا که با اراده‌ای پولادین و پاهای آهنین، در این مسیر گام برمی‌دارم.

نکته ادبی: پاهای آهنین نماد استقامت و پایداری در راه دشوار است.

از دمم بوی باغ می آید کز درون باغ و یاسمین دارم

از سخنان و نفسِ من بوی خوشِ گل و گیاه به مشام می‌رسد، زیرا درونِ من باغی سرسبز و معطر از حقایق الهی است.

نکته ادبی: بوی باغ کنایه از پاکیزگی روح و طراوت معنوی است.

از فرح پایم از زمین دور است چونک در لامکان زمین دارم

از شدتِ شادی و شعفِ روحانی، پاهایم از زمین جدا شده است (اوج گرفته‌ام)، زیرا جایگاهِ حقیقی من در عالمِ بی‌پایان و لامکان است.

نکته ادبی: لامکان اشاره به مرتبه الوهیت و عالم غیب است که فراتر از ابعاد مادی است.

رو به تبریز شرح این بطلب زانک من این ز شمس دین دارم

اگر در جستجوی شرح و تفسیرِ این حقایق هستی، رو به سوی تبریز کن، چرا که من تمام این معارف و احوال را از وجودِ شمس‌الدین تبریزی آموخته‌ام.

نکته ادبی: تبریز نمادِ حضورِ پیر و خورشیدِ حقیقت است.

آرایه‌های ادبی

ایهام چین

اشاره به سرزمین چین و هنر نقاشی آن، در مقابلِ چین و شکنِ صورت که نشانه‌ای از غم و رنج عشق است.

استعاره زین دارم

تشبیه جانِ عاشق به اسبی که برای سفر معنوی تجهیز شده است.

تناقض (پارادوکس) در لامکان زمین دارم

داشتنِ جایگاه در جایی که مکانی ندارد؛ اشاره به مرتبه فنا و حضور در عالم معنا.

کنایه صد چشم خرده‌بین

کنایه از بصیرتِ قلبی و دقت در تشخیص حق از باطل در مسیر سلوک.