دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۶۷۴

مولوی
ما ز بالاییم و بالا می رویم ما ز دریاییم و دریا می رویم
ما از آن جا و از این جا نیستیم ما ز بی جاییم و بی جا می رویم
لااله اندر پی الالله است همچو لا ما هم به الا می رویم
قل تعالوا آیتیست از جذب حق ما به جذبه حق تعالی می رویم
کشتی نوحیم در طوفان روح لاجرم بی دست و بی پا می رویم
همچو موج از خود برآوردیم سر باز هم در خود تماشا می رویم
راه حق تنگ است چون سم الخیاط ما مثال رشته یکتا می رویم
هین ز همراهان و منزل یاد کن پس بدانک هر دمی ما می رویم
خوانده ای انا الیه راجعون تا بدانی که کجاها می رویم
اختر ما نیست در دور قمر لاجرم فوق ثریا می رویم
همت عالی است در سرهای ما از علی تا رب اعلا می رویم
رو ز خرمنگاه ما ای کورموش گر نه کوری بین که بینا می رویم
ای سخن خاموش کن با ما میا بین که ما از رشک بی ما می رویم
ای که هستی ما ره را مبند ما به کوه قاف و عنقا می رویم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل عرفانی، سرودی از تبارِ روح و بازگشت به اصلِ خویشتن است. شاعر در فضایی سرشار از اعتمادبه‌نفسِ عارفانه، خاستگاه انسان را نه در عالم خاکی، بلکه در ساحتِ بی‌پایانِ الهی می‌داند و زندگی را نه یک توقف، که حرکتی پیوسته برای رسیدن به آن منبع لایزال تصویر می‌کند.

پیام اصلی متن، گذر از محدودیت‌های مادی و رسیدن به یگانگی است. در این مسیر، ابزارهایی مانند جذبه‌ی الهی، رها کردن خویشتن و پشت سر نهادنِ وابستگی‌های دنیوی مطرح می‌شود تا انسان بتواند از تنگنایِ هستیِ محدود به وسعتِ بی‌کرانِ حقیقت برسد.

معنای روان

ما ز بالاییم و بالا می رویم ما ز دریاییم و دریا می رویم

ما از عالم بالایی‌ها هستیم و به سوی همان جایگاه والا در حال بازگشتیم؛ ما از دریای بی‌کرانِ الهی هستیم و به سوی همان دریا می‌رویم.

نکته ادبی: بالا نماد عالم ملکوت و دریای وجودِ مطلق است.

ما از آن جا و از این جا نیستیم ما ز بی جاییم و بی جا می رویم

ما وابسته به این مکان یا آن مکان نیستیم؛ ما از عالم بی‌جایی آمده‌ایم و دوباره به همان جایگاه نامکان می‌رویم.

نکته ادبی: بی‌جایی اشاره به ساحتِ غیرمادی و قدسی دارد.

لااله اندر پی الالله است همچو لا ما هم به الا می رویم

همان‌طور که نفیِ خدایانِ دروغین (لا اله) مقدمه‌ای برای رسیدن به اثباتِ خداوند یگانه (الا الله) است، ما نیز با نفیِ هستیِ خود، به سویِ اثباتِ حق می‌رویم.

نکته ادبی: اشاره به اصل توحید و فنای فی‌الله.

قل تعالوا آیتیست از جذب حق ما به جذبه حق تعالی می رویم

دعوتِ حق تعالی که می‌فرماید بیایید، نشانه‌ای از جذبه‌ی الهی است؛ ما با کشش و جذبه‌ی او به سوی او می‌رویم.

نکته ادبی: اشاره به آیه ۶۴ سوره آل‌عمران.

کشتی نوحیم در طوفان روح لاجرم بی دست و بی پا می رویم

ما همچون کشتی نوح در طوفانِ خروشانِ روحانی هستیم؛ بنابراین بی‌اختیار و بدون نیاز به کوششِ مادی، در حال حرکتیم.

نکته ادبی: کشتی نماد نجات و طوفان نمادِ سختی‌های سیرِ سلوک است.

همچو موج از خود برآوردیم سر باز هم در خود تماشا می رویم

مانند موجی که از دلِ دریا سر برمی‌آورد، ما نیز از اصلِ خود جدا شدیم و اکنون دوباره به سوی همان منبعِ اصلی باز می‌گردیم تا خود را در آن تماشا کنیم.

نکته ادبی: اشاره به وحدت وجود؛ دریا اصل و موج نمودِ آن است.

راه حق تنگ است چون سم الخیاط ما مثال رشته یکتا می رویم

راهِ رسیدن به حق، بسیار تنگ و دشوار است، همچون سوراخِ سوزن؛ ما اما همچون نخی ظریف و یگانه، از آن می‌گذریم.

نکته ادبی: سم‌الخیاط استعاره از سختیِ عبور از علایقِ دنیوی است.

هین ز همراهان و منزل یاد کن پس بدانک هر دمی ما می رویم

آگاه باش و همسفران و منزلِ مقصود را به یاد آور؛ و بدان که ما در هر لحظه از عمرمان، به آن سو در حال حرکتیم.

نکته ادبی: هین به معنی آگاه باش و مراقب باش است.

خوانده ای انا الیه راجعون تا بدانی که کجاها می رویم

آیا آن آیه که می‌گوید همه به سوی او باز می‌گردیم را نخوانده‌ای؟ تا بدانی مقصدِ نهایی ما کجاست.

نکته ادبی: اشاره به آیه انا الیه راجعون از سوره بقره.

اختر ما نیست در دور قمر لاجرم فوق ثریا می رویم

ستاره‌ی بختِ ما در مدارِ گردشِ سیاراتِ آسمانی نیست، بنابراین ما فراتر از آسمانِ ستاره‌ها و فراتر از ثریا اوج می‌گیریم.

نکته ادبی: ثریا در ادبیاتِ کهن نمادِ اوجِ آسمان است.

همت عالی است در سرهای ما از علی تا رب اعلا می رویم

همتِ بلند در جانِ ماست؛ ما از مقامِ والایِ ولایت (علی) تا به پروردگارِ بلندمرتبه در حالِ صعودیم.

نکته ادبی: علی در اینجا نمادِ انسانِ کامل و عالی‌مقام است.

رو ز خرمنگاه ما ای کورموش گر نه کوری بین که بینا می رویم

ای انسانِ کور همچون موش کور، از خرمنگاهِ معرفتِ ما دور شو؛ اگر کور نیستی، ببین که ما بینا هستیم و راه را می‌شناسیم.

نکته ادبی: کورموش استعاره از جاهلانِ غرق در مادیات است.

ای سخن خاموش کن با ما میا بین که ما از رشک بی ما می رویم

ای واژه‌ها، خاموش باشید و با ما نیایید؛ ببینید که ما در حالِ عبور از خودِ خویشتن و رهایی از بندِ کلمات هستیم.

نکته ادبی: رشک در اینجا به معنایِ غیرت و شورِ رسیدن است.

ای که هستی ما ره را مبند ما به کوه قاف و عنقا می رویم

ای کسی که هستیِ ما هستی، راهِ ما را نبند؛ ما به سوی کوه قاف و آشیانِ عنقا در حالِ پروازیم.

نکته ادبی: کوه قاف و عنقا نمادِ عالمِ غیب و مقصدِ عرفانی هستند.

آرایه‌های ادبی

تلمیح لااله اندر پی الالله

اشاره مستقیم به کلمه توحید و مفهوم فنا و بقا در عرفان.

استعاره کشتی نوح

تمثیلِ وجودِ سالک که در دریای طوفانیِ روح برای رسیدن به ساحل نجات در حرکت است.

نماد سم الخیاط

سوراخ سوزن به عنوان نمادی برای تنگنایِ راهِ سلوک و لزومِ رهایی از وابستگی‌های دنیوی برای عبور از آن.

تشبیه همچو موج

تشبیه سالک به موج که از دریا جدا شده و دوباره به دریا برمی‌گردد برای نشان دادن وحدت وجود.