دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۶۷۰

مولوی
ما به خرمنگاه جان بازآمدیم جانب شه همچو شهباز آمدیم
سیر گشتیم از غریبی و فراق سوی اصل و سوی آغاز آمدیم
وارهیدیم از گدایی و نیاز پای کوبان جانب ناز آمدیم
در کنار محرمان جان پروریم چونک اندر پرده راز آمدیم
او کمند انداخت و ما را برکشید ما به دست صانع انگاز آمدیم
پیش از آن کاین خانه ویران کرد اجل حمدلله خانه پرداز آمدیم
نان ما پخته ست و بویش می رسد تا به بوی نان به خباز آمدیم
هین خمش کن تا بگوید ترجمان کز مذلت سوی اعزاز آمدیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، روایتی شورانگیز از بازگشت روح به اصل و سرچشمه الهی خویش است. شاعر با زبانی حماسی و عارفانه، از رهایی از قید و بندهای دنیوی و پایان‌یافتن دوران غربت و جدایی سخن می‌گوید و آن را نه یک تلاش صرفاً انسانی، بلکه نتیجه کشش و جذبه‌ی حضرت حق می‌داند.

در این فضای روحانی، روحِ انسان که روزگاری در طلب دنیا در مذلت و نیاز بود، اکنون با دلی فارغ و شادمان به سوی جایگاه اصلی خود پرواز می‌کند. شاعر با استفاده از تمثیل‌هایی چون 'خانه'، 'نان' و 'شهباز'، آمادگی برای مرگ و وصال معبود را به تصویر می‌کشد تا بر گذار از پستی‌های عالم مادی به بلندی‌های عزت و قرب الهی تأکید ورزد.

معنای روان

ما به خرمنگاه جان بازآمدیم جانب شه همچو شهباز آمدیم

ما به جایگاه اصلی جان و حقیقت بازگشتیم و همچون شاهینی بلندپرواز و تیزبین، به سوی پادشاه هستی پرواز کردیم.

نکته ادبی: خرمنگاه در اینجا استعاره از جایگاه جمع‌شدن جان و محل عرضه حقایق است.

سیر گشتیم از غریبی و فراق سوی اصل و سوی آغاز آمدیم

از حس غربت و دوری از اصل خویش خسته شدیم و اکنون به سوی همان جایگاه آغازین و منشأ حقیقی باز می‌گردیم.

نکته ادبی: غریبی در اینجا به معنای دوری از وطن اصلی یعنی عالم علوی است.

وارهیدیم از گدایی و نیاز پای کوبان جانب ناز آمدیم

از گداییِ خواهش‌های دنیوی و نیازهای حقیر رها شدیم و با پایکوبی و شادی به سوی ناز و کرشمه‌های دلبرانه حضرت دوست گام نهادیم.

نکته ادبی: وارهیدن در اینجا به معنی رهایی و آزادی از بند تعلقات است.

در کنار محرمان جان پروریم چونک اندر پرده راز آمدیم

اکنون که به حریم اسرار الهی راه یافته‌ایم، در میان محرمان و دوستانی هستیم که جان آدمی را پرورش می‌دهند.

نکته ادبی: محرمان جان پرور کنایه از اولیاء و عارفان است که باعث رشد روح می‌شوند.

او کمند انداخت و ما را برکشید ما به دست صانع انگاز آمدیم

خداوند ریسمان جذب و لطفش را افکند و ما را به سوی خود کشید؛ ما به عنوان ساخته‌ و پرداخته دست هنرمندِ هستی‌بخش به اینجا آمده‌ایم.

نکته ادبی: انغاز واژه‌ای کهن به معنای ساخته، پرداخته یا کارِ دست است.

پیش از آن کاین خانه ویران کرد اجل حمدلله خانه پرداز آمدیم

خدا را سپاس که پیش از آنکه مرگ این خانه تن را ویران کند، ما اسباب و مقدمات لازم برای سفر ابدی را فراهم کرده‌ایم.

نکته ادبی: خانه پرداز به کسی یا چیزی گفته می‌شود که کارهای مربوط به خانه را مرتب و آماده کرده است.

نان ما پخته ست و بویش می رسد تا به بوی نان به خباز آمدیم

توشه و نانِ جانِ ما پخته و آماده شده است و بوی آن به مشام می‌رسد؛ ما به دنبال بوی این نان معنوی، به نزد نانوا یعنی خالق آمده‌ایم.

نکته ادبی: خباز استعاره از خداوند است که نانِ جان را برای بندگان می‌پزد.

هین خمش کن تا بگوید ترجمان کز مذلت سوی اعزاز آمدیم

خاموش باش و سخن مگو تا 'ترجمان' و صدای حقیقت سخن بگوید؛ چرا که ما از خواری و مذلت، به سوی مقام عزت و سربلندی هجرت کردیم.

نکته ادبی: ترجمان در اینجا به معنای واسطه‌ای است که حقایق را بازگو می‌کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره شهباز

اشاره به روح انسان که همچون شاهینی تیزپرواز و بلندمرتبه به سوی پادشاه ازل پرواز می‌کند.

استعاره خانه

استعاره از کالبد انسانی که در برابر مرگ، ویران‌شدنی است.

مراعات نظیر (تناسب) نان، پخته، خباز

استفاده از واژگان مرتبط با پخت‌وپز برای تبیین مفهوم رزق معنوی.

کنایه کمند انداختن

کنایه از جذب و عنایت ویژه الهی که سالک را به سوی حق می‌کشاند.