دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۶۲۷

مولوی
نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم به کسم مکن حواله که بجز تو کس ندارم
چه کمی درآید آخر به شرابخانه تو اگر از شراب وصلت ببری ز سر خمارم
چو نیم سزای شادی ز خودم مدار بی غم که در این میان همیشه غم توست غمگسارم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر حال و هوای نیایش‌گونه و عارفانه شاعری است که با نهایت خضوع و فروتنی، خود را در برابر معشوقی یگانه، بی‌دفاع و نیازمند می‌بیند. درون‌مایه اصلی شعر، توکل مطلق و طلبِ توجه از منبعی است که تنها امید نجات و آرامش جان است.

شاعر در این مسیرِ سلوک، حتی غم و رنجِ دوری از معشوق را بر شادی‌های زودگذر دنیوی ترجیح می‌دهد و آن را مایه تسلای خاطر خود می‌داند. فضایی سرشار از تسلیم و دلدادگی که در آن عاشق، هستی خویش را به اراده و عنایت معشوق گره زده است.

معنای روان

نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم به کسم مکن حواله که بجز تو کس ندارم

نگاهی به سرنوشت و کارهای من بینداز که همه چیزم از دست رفته است. مرا به هیچ‌کس جز خودت واگذار نکن، چرا که در تمام هستی هیچ پناهی جز تو ندارم.

نکته ادبی: حواله در اینجا به معنای ارجاع دادن یا سپردنِ کارِ عاشق به دستِ دیگری است. واژه کس نماد غیر و اغیار است.

چه کمی درآید آخر به شرابخانه تو اگر از شراب وصلت ببری ز سر خمارم

چه چیزی از دستگاه تو کم می‌شود اگر لطف کنی و با رسیدن به وصالت، رنج و تشنگیِ دوری را از جان من بزدایی؟

نکته ادبی: شرابخانه استعاره از مقام قرب الهی و شراب نماد فیض و وصل است. خمار در اینجا نماد سوز و گداز عاشقانه ناشی از دوری است.

چو نیم سزای شادی ز خودم مدار بی غم که در این میان همیشه غم توست غمگسارم

از آنجا که من لیاقت شادی‌های دنیا را ندارم، مرا از این غم محروم مکن؛ چرا که در این بیابانِ زندگی، همین غمی که از تو در دل دارم، تنها مایه آرامش و همراهِ من است.

نکته ادبی: غمگسار به معنای کسی است که غم را از میان می‌برد. در اینجا پارادوکسی وجود دارد که غمِ معشوق، خودش درمانِ غم است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شرابخانه و شراب

اشاره به مقام فیض‌بخشی معشوق و شراب نمادِ عنایت و وصال اوست.

پارادوکس (متناقض‌نما) غم... غمگسارم

شاعر غمِ دوری از معشوق را نه مایه رنج، بلکه مایه تسلا و آرامش خود می‌داند.

تکرار غم... غم

تکرار واژه غم برای تأکید بر حضور مداوم و درونی آن در فضای عاطفی شعر.