دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۵۷۵

مولوی
ما شاخ گلیم نی گیاهیم ما شیوه تر و تازه خواهیم
اشکوفه باغ آسمانیم نقل و می مجلس الهیم
ما جوی نه ایم بلک آبیم ما ابر نه ایم بلک ماهیم
لوح و قلمیم نی حروفیم تیغ و علمیم نی سپاهیم
هم خسته غمزه چو تیریم هم بسته طره سیاهیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تبیین‌گر جایگاه والای روح انسان در پیوند با عالم معناست. شاعر با استفاده از تمثیلات عرفانی، برتری جوهرِ هستیِ عارف را بر امور مادی و گذرا تأکید می‌کند و می‌گوید که جانِ آگاه، محدود به قالب‌ها و پدیده‌های ظاهری نیست، بلکه از تبارِ آسمان و ملکوت است.

فضای کلی حاکم بر این سخن، شور و شوقِ رهایی از قیدهای دنیوی و پیوستن به اصلِ الهی است. شاعر با نفیِ تعلقاتِ صوری، خود و هم‌مسلکانش را نه به عنوانِ پدیده‌هایِ محدودِ زمینی، که به مثابه‌یِ حقیقتِ جاری، نورِ تابان و منشأِ آفرینش معرفی می‌کند.

معنای روان

ما شاخ گلیم نی گیاهیم ما شیوه تر و تازه خواهیم

ما از تبارِ گل‌های ارزشمند هستیم و نه گیاهانِ خودرو و بی‌مقدار؛ ما در جست‌وجوی سبکِ زندگی و نگرشی تازه، پویا و روحانی هستیم.

نکته ادبی: تضاد میان شاخ گل و گیاه، نمادی از برتریِ جانِ آگاه بر حیاتِ نباتی و روزمره است.

اشکوفه باغ آسمانیم نقل و می مجلس الهیم

ما شکوفه‌های باغِ عالمِ بالا هستیم و در حقیقت، همان شادی‌بخشِ محفلِ الهی و منشأِ شور و حیاتِ معنوییم.

نکته ادبی: استعاره از باغ آسمان برای اشاره به منشأ غیرمادیِ روح انسان به کار رفته است.

ما جوی نه ایم بلک آبیم ما ابر نه ایم بلک ماهیم

ما خودِ حقیقتِ جاری هستیم، نه مجرایِ محدود (جوی)؛ ما خودِ نورِ تابانیم، نه ابری که مانعِ رسیدنِ نور شود.

نکته ادبی: شاعر با استفاده از تضاد، بینِ «اصل» (آب و ماه) و «مظهر یا ظرف» (جوی و ابر) تمایز قائل شده تا بر اصالت روح تأکید کند.

لوح و قلمیم نی حروفیم تیغ و علمیم نی سپاهیم

ما خودِ قلمِ سرنوشت‌ساز و لوحِ آفرینش هستیم، نه فقط حروفِ نوشته شده؛ ما مظهرِ اقتدار و حقیقتیم، نه آن لشکری که فانی و زودگذر است.

نکته ادبی: اشاره به لوح و قلم به مفاهیم عرفانیِ تقدیر و قدرتِ آفرینشِ پروردگار باز می‌گردد که در اینجا به ذاتِ انسانِ کامل نسبت داده شده است.

هم خسته غمزه چو تیریم هم بسته طره سیاهیم

ما هم از نگاهِ نافذِ معشوق که همچون تیر، جانمان را مجروح کرده در رنجیم و هم اسیرِ پیچ‌وخم‌های زلفِ سیاه و رازآلودِ او گشته‌ایم.

نکته ادبی: غمزه و طره، از نمادهای کلاسیکِ ادبیات عرفانی برای توصیفِ تجلیاتِ جمال و جلالِ الهی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) شاخ گل / گیاه، جوی / آب، ابر / ماه

استفاده از تقابل برای نشان دادن برتری و اصالتِ جوهرِ معنوی بر پدیده‌های مادی.

استعاره تیغ و علم، لوح و قلم

این واژگان نمادی از قدرتِ اثرگذاری و تواناییِ بی‌بدیلِ روحِ انسان در جهانِ هستی هستند.

تشبیه هم خسته غمزه چو تیریم

تشبیه نگاهِ تند و تأثیرگذارِ معشوق به تیری که بر جانِ عاشق می‌نشیند.