دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۵۷۱

مولوی
در عشق قدیم سال خوردیم وز گفت حسود برنگردیم
زین دمدمه ها زنان بترسند بر ما تو مخوان که مرد مردیم
مردانه کنیم کار مردان پنهان نکنیم آنچ کردیم
ما را تو به زرد و سرخ مفریب کز خنجر عشق روی زردیم
بر درد هزار آفرین باد باقی بر ما که یار دردیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات، دعوت‌نامه‌ای است به ایستادگی و دلیری در راه عشق. شاعر با لحنی حماسی و استوار، مخاطب را به فراتر رفتن از ترس‌های واهی و فریب‌های دنیوی فرا می‌خواند. فضای حاکم بر شعر، فضایی مردانه و سرشار از پختگی است که در آن، عاشق دیگر نه از سرزنش دیگران هراسی دارد و نه از زرق و برق دنیا فریفته می‌شود.

مفهوم مرکزی این سروده، ستایش رنج و دردی است که در مسیر عشق حاصل می‌شود. از نظر شاعر، این درد نه تنها نقطه ضعف نیست، بلکه افتخاری است که او را از دیگران متمایز می‌کند و تکیه‌گاه اصلی او در زندگی به شمار می‌آید.

معنای روان

در عشق قدیم سال خوردیم وز گفت حسود برنگردیم

ما سال‌هاست که در مسیر عشق قدیمی و اصیل زندگی کرده‌ایم و آزموده شده‌ایم؛ از این رو، با حرف‌ها و سرزنش‌های حسودان، هرگز از این راه بازنمی‌گردیم.

نکته ادبی: «سال خوردن» کنایه از پیر و آزموده شدن در یک کار است و «گفت» در اینجا به معنای گفتار و سخن‌چینی است.

زین دمدمه ها زنان بترسند بر ما تو مخوان که مرد مردیم

این ترساندن‌ها و هیاهوهای میان‌تهی ممکن است افراد ضعیف‌النفس را بترساند؛ اما برای ما این حرف‌ها را نزن، چرا که ما در راه عشق، مردانِ آزموده و جنگ‌دیده هستیم.

نکته ادبی: «دمدمه» به معنای هیاهوی بی‌اساس و وسوسه است و «مرد مردیم» تأکیدی بر کمالِ رندی و مردانگی در طریق عرفان است.

مردانه کنیم کار مردان پنهان نکنیم آنچ کردیم

ما به شیوه‌ی مردانِ میدان‌دار عمل می‌کنیم و آنچه را که در راه عشق انجام داده‌ایم، از کسی پنهان نمی‌کنیم و از آن شرمگین نیستیم.

نکته ادبی: «کار مردان» اشاره به مجاهدت‌های دشوار در طریق عرفان است که نیاز به دلیری دارد.

ما را تو به زرد و سرخ مفریب کز خنجر عشق روی زردیم

ما را با وعده‌ی طلا (زرد) و خوشی‌های ظاهری (سرخ) فریب مده؛ چرا که ما پیش از این، با خنجرِ رنج‌آور عشق مجروح شده‌ایم و چهره‌ی زرد ما نشانه‌ی این دردِ مقدس است.

نکته ادبی: «زرد و سرخ» اشاره به سکه‌های طلا و زیبایی‌های دنیوی دارد و «روی زرد» نمادِ عاشقی است که از فراق یا رنجِ عشق، چهره‌اش زرد شده است.

بر درد هزار آفرین باد باقی بر ما که یار دردیم

هزاران آفرین و درود بر «دردِ عشق» باد. بقیه‌ی امور دنیا فانی و گذرا هستند و تنها چیزی که برای ما باقی می‌ماند، همین درد است که با آن هم‌نشین و رفیق هستیم.

نکته ادبی: «یار دردیم» یعنی ما با دردِ عشق خو گرفته‌ایم و رفاقت ما با درد است.

آرایه‌های ادبی

استعاره خنجر عشق

درد و رنجِ ناشی از عشق به خنجری تشبیه شده که عاشق را مجروح می‌کند.

تضاد و کنایه زرد و سرخ در برابر روی زرد

تضاد میان زردیِ سکه (ثروت) و زردیِ چهره‌ی عاشق که نشانه‌ی ریاضت و رنجِ اوست.

نماد مرد

مرد در اینجا به معنای جنسیت نیست، بلکه نمادِ کسی است که در راه عشق صاحبِ استقامت و شجاعت است.