دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۵۳۷

مولوی
چرا شاید چو ما شه زادگانیم که جز صورت ز یک دیگر ندانیم
چو مرغ خانه تا کی دانه چینیم چه شد دریا چو ما مرغابیانیم
برو ای مرغ خانه تو چه دانی که ما مرغان در آن دریا چه سانیم
مزن بر عاشقان عشق تشنیع تو را چه کاین چنینیم و چنانیم
چنینیم و چنان و هر چه هستیم اسیر دام عشق بی امانیم
چرا از جهل بر ما می دوانی نه گردون را چنین ما می دوانیم
عجب نبود اگر ما را بخایند که آتش دیده و پخته چو نانیم
وگر چون گرگ ما را می درانند چه چاره چون به حکم آن شبانیم
چو چرخ اندر زبان ها اوفتادیم چو چرخ بی گناه و بی زبانیم
حریف کهرباییم ار چو کاهیم نه در زندان چو کاه کاهدانیم
نتاند باد کاه ما ربودن که ما زان کهربا اندر امانیم
تو را باد و دم شهوت رباید نه ما که کهربای عقل و جانیم
خمش کن کاه و کوه و کهربا چیست که آنچ از فهم بیرون است آنیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری عمیق و عرفانی، تمایز میان جان‌های آزاده و کسانی که در تعلقات دنیوی گرفتارند را با بیانی تمثیلی تصویر می‌کند. شاعر در پیِ آن است تا مخاطب را از سطحِ زندگیِ روزمره و بازی‌های حقیرانه فراتر برده و به سوی حقیقتِ هستی و دریای بی‌کرانِ معرفت رهنمون سازد. در این فضا، انسانِ رهیده، نه با قضاوتِ دیگران هراسان می‌شود و نه در برابرِ حوادثِ روزگار تاب می‌آورد، چرا که هستیِ خود را در دستِ خداوند (چوپانِ ازلی) می‌بیند.

این اثر تأکید دارد که دلبستگی به عشقِ الهی، آدمی را از آسیبِ بادِ هوس‌های زودگذر مصون می‌دارد. در واقع، عاشقان به چنان مقامی از کششِ معنوی دست یافته‌اند که دیگر همچون کاهی ناچیز در دستِ بادِ هوا و هوسِ سرگردان نیستند، بلکه خود، آهن‌ربایِ جان و عقل‌اند و در پناهِ حق، آرام گرفته‌اند.

معنای روان

چرا شاید چو ما شه زادگانیم که جز صورت ز یک دیگر ندانیم

چرا مانند غریبه‌ها هستیم که یکدیگر را تنها از روی چهره و صورت می‌شناسیم و از جوهره و حقیقت هم بی‌خبریم؟

نکته ادبی: استفاده از واژه شه‌زادگان به معنای بزرگ‌زادگان و روح‌های متعالی است که از اصل خود غافل شده‌اند.

چو مرغ خانه تا کی دانه چینیم چه شد دریا چو ما مرغابیانیم

تا کِی مانند مرغ خانگی به دانه خوردن (امور مادی) قانع باشیم؟ ما که از تبار مرغانِ دریایی (اهل معنا) هستیم، چرا از دریا (اصل خود) دور مانده‌ایم؟

نکته ادبی: تضادِ مرغِ خانه و مرغابی (مرغ دریایی) برای نشان دادن دو ساحتِ وجودی متفاوت.

برو ای مرغ خانه تو چه دانی که ما مرغان در آن دریا چه سانیم

ای مرغ خانگی، کنار برو! تو چه می‌دانی که ما مرغانِ حقیقت در آن دریای بی‌پایانِ معرفت چه حال و مقامی داریم؟

نکته ادبی: فعل «چه سانیم» به معنای چگونگیِ حال و مقامِ روحی است.

مزن بر عاشقان عشق تشنیع تو را چه کاین چنینیم و چنانیم

به عاشقان خرده مگیر و ملامت مکن؛ تو از مقامِ ما چه می‌دانی که چرا این‌گونه (عاشق) و چنان (آزاده) هستیم؟

نکته ادبی: تشنیع در اینجا به معنای ملامت و بدگوییِ تند است.

چنینیم و چنان و هر چه هستیم اسیر دام عشق بی امانیم

ما هرچه هستیم و به هر شکلی که باشیم، همه اسیرِ دامِ محکم و همیشگیِ عشق هستیم.

نکته ادبی: اشاره به جبری که از سرِ عشق است و با اراده‌ی عاشقانه عجین شده.

چرا از جهل بر ما می دوانی نه گردون را چنین ما می دوانیم

چرا از سرِ نادانی بر ما خرده می‌گیری؟ مگر نه این است که ما هم‌سویِ گردشِ آسمان و نظامِ هستی حرکت می‌کنیم؟

نکته ادبی: کنایه از هم‌سوییِ عاشق با حرکتِ دوارِ هستی و کائنات.

عجب نبود اگر ما را بخایند که آتش دیده و پخته چو نانیم

جای شگفتی نیست که سختی‌های روزگار ما را در هم می‌شکند، چرا که ما در آتشِ عشق سوخته و پخته شده‌ایم (مانند نانی که از خمیر تبدیل به پختگی رسیده است).

نکته ادبی: تمثیلِ پختگیِ جان در آتشِ عشق، ریشه در متون کلاسیکِ عرفانی دارد.

وگر چون گرگ ما را می درانند چه چاره چون به حکم آن شبانیم

اگر حوادثِ روزگار مانند گرگ ما را می‌درند، چاره‌ای نیست؛ ما تسلیمِ تقدیرِ آن چوپانِ (خداوند) هستیم.

نکته ادبی: استعاره از حوادثِ تلخ به گرگ و اراده الهی به شبان.

چو چرخ اندر زبان ها اوفتادیم چو چرخ بی گناه و بی زبانیم

ما در میانِ زبان‌های مردم (قضاوت‌ها) مانند فلک می‌چرخیم؛ اما همچون آسمان، بی‌گناه و خاموش و فراتر از این هیاهوییم.

نکته ادبی: تشبیه به چرخ (آسمان) که بی‌گناه است اما در زبان‌ها (گفتگوها) افتاده است.

حریف کهرباییم ار چو کاهیم نه در زندان چو کاه کاهدانیم

اگر ما همچون کاه ضعیف باشیم، حریفِ آهن‌ربایِ حق (خدا) هستیم؛ ما در زندانِ کاهدان (دنیای مادی) اسیر نیستیم.

نکته ادبی: اشاره به خاصیتِ کهربا که کاه را جذب می‌کند؛ استعاره‌ای برای جذب شدن به سوی خدا.

نتاند باد کاه ما ربودن که ما زان کهربا اندر امانیم

بادِ هوا و هوس نمی‌تواند کاهِ وجودِ ما را با خود ببرد، چرا که ما تحت حمایتِ آن آهن‌ربایِ الهی در امان هستیم.

نکته ادبی: استعاره از باد به عاملِ پراکندگی و هوس.

تو را باد و دم شهوت رباید نه ما که کهربای عقل و جانیم

آنچه باد و دمِ شهوت می‌رباید، تو (انسانِ غافل) هستی؛ نه ما که خود آهن‌ربایِ عقل و جان شده‌ایم.

نکته ادبی: تقابل میان کاه (انسانِ دنیوی) و کهربا (انسانِ کامل).

خمش کن کاه و کوه و کهربا چیست که آنچ از فهم بیرون است آنیم

ساکت باش؛ صحبت از کاه و کوه و آهن‌ربا چیست؟ ما آن حقیقتی هستیم که از فهم و گمانِ بشری فراتر است.

نکته ادبی: اشاره به مقامِ حیرت و ناتوانیِ زبان از وصفِ حقیقتِ مطلق.

آرایه‌های ادبی

استعاره مرغ خانه

نمادِ انسان‌های سرگرم به لذات و روزمرگی‌های مادی.

استعاره مرغ دریایی

نمادِ انسان‌های عارف و سالکِ راه حق.

تمثیل آتش و نان

بیانگرِ روندِ پختگی و کمال یافتنِ جان در مسیرِ رنج و عشق.

تمثیل گرگ و چوپان

تمثیلی برای حوادث تلخ دنیا (گرگ) و تسلیم در برابر مشیت و اراده خداوند (چوپان).

تمثیل کاه و کهربا

استعاره‌ای زیبا برای جاذبه‌ی الهی که عاشق را از پراکندگی توسط بادِ هوس حفظ می‌کند.