دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۵۳۰

مولوی
من و تو دوش شب بیدار بودیم همه خفتند و ما بر کار بودیم
حریف غمزه غماز گشتیم به پیش طره طرار بودیم
بیا تا ظاهر و پیدا بگوییم که با عشق نهانی یار بودیم
اگر چه پیش و پس آن جا نگنجد به پیش صانع جبار بودیم
عجب نبود اگر ما را ندیدند که ما در مخزن اسرار بودیم
بیاوردیم درها ارمغانی که یعنی ما به دریابار بودیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده به توصیف حال و مقامِ والای عارفان و سالکانِ طریقِ حقیقت می‌پردازد که در زمانه‌ای که اکثریتِ مردم در خوابِ غفلت و ناآگاهی به سر می‌برند، آنان با هوشیاریِ معنوی در پیشگاهِ محبوبِ حقیقی حضور دارند. سراینده بر این باور است که جایگاهِ رفیعِ این عاشقان در مخزنِ اسرارِ الهی، آنان را از دیدِ ظاهربینان پنهان کرده است و آنان در این خلوتِ روحانی، به حقایقی دست یافته‌اند که چون مرواریدی گران‌بها به عالمِ ظاهر آورده‌اند تا گواهی بر سیرِ آنان در دریایِ معرفت باشد.

معنای روان

من و تو دوش شب بیدار بودیم همه خفتند و ما بر کار بودیم

دیشب من و تو در حالی که همه مردم در خوابِ غفلت و ناآگاهی بودند، بیدار ماندیم و به انجامِ وظیفه و تلاشِ معنوی مشغول بودیم.

نکته ادبی: واژه دوش به معنای شبِ گذشته است که در متونِ کلاسیک قیدِ زمان محسوب می‌شود.

حریف غمزه غماز گشتیم به پیش طره طرار بودیم

ما هم‌نشینِ نگاه‌هایِ فریبنده و سخن‌گویِ معشوق شدیم و در برابرِ گیسوانِ دلفریب و دل‌ربای او قرار گرفتیم.

نکته ادبی: غمزه غماز ترکیبی استعاری برای اشاره به جلوه‌گریِ معشوق و طرار در اینجا استعاره از زیبایی‌ای است که عقل و هوش را می‌رباید.

بیا تا ظاهر و پیدا بگوییم که با عشق نهانی یار بودیم

بیایید اکنون آشکارا و بی‌پرده بگوییم که ما همواره همراه و هم‌رازِ آن عشقِ پنهانی و درونی بوده‌ایم.

نکته ادبی: نهانی در تقابل با ظاهر و پیدا قرار دارد و بر باطنی بودنِ عشقِ حقیقی تأکید می‌کند.

اگر چه پیش و پس آن جا نگنجد به پیش صانع جبار بودیم

اگرچه در آن جایگاهِ متعالی، مفاهیمی چون زمان و مکان (پیش و پس) معنایی ندارند، اما ما در پیشگاهِ آن آفریدگارِ با عظمت حضور داشتیم.

نکته ادبی: جبار از صفاتِ الهی به معنای صاحبِ قدرت و عظمت است که در اینجا بر مقامِ بلندِ قربِ حق دلالت دارد.

عجب نبود اگر ما را ندیدند که ما در مخزن اسرار بودیم

جای تعجب نیست که مردمِ عامه ما را ندیدند، زیرا ما در جایگاهِ مستور و نهانِ اسرارِ الهی جای داشتیم.

نکته ادبی: مخزنِ اسرار اضافه تشبیهی است که بر مرتبه‌ای بلند از قربِ الهی دلالت دارد که از دیدِ نامحرمان پوشیده است.

بیاوردیم درها ارمغانی که یعنی ما به دریابار بودیم

ما مرواریدهایی (دانش‌ها و حقایق) به ارمغان آوردیم که نشان‌دهنده این است که ما به دریایِ بیکرانِ حقیقت دست یافته بودیم.

نکته ادبی: در در اینجا استعاره از حقایق و حکمت‌های نابی است که از دریایِ معرفت به دست آمده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد بیدار - خفتند

تقابلِ میانِ بیداریِ عارفان و غفلتِ مردمِ عادی برای تأکید بر تفاوتِ مقامِ آنان.

استعاره دریا

دریابار استعاره از منبعِ بی‌پایانِ حکمت و حقیقتِ الهی است.

کنایه طرار

صفتِ دزد برای زلفِ معشوق، کنایه از ربودنِ عقل و ایمانِ عاشق توسطِ زیبایی‌های ظاهری.