دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۵۱۴

مولوی
خداوندا مده آن یار را غم مبادا قامت آن سرو را خم
تو می دانی که جان باغ ما اوست مبادا سرو جان از باغ ما کم
همیشه تازه و سرسبز دارش بر او افشان کرامت ها دمادم
معظم دارش اندر دین و دنیا به حق حرمت اسمای اعظم
وجودش در بنی آدم غریب است بدو صد فخر دارد جان آدم
مخلد دار او را همچو جنت که او جنات جنات است مبهم
ز رنج اندرون و رنج بیرون معافش دار یا رب و مسلم
جهان شاد است وز او صد شکر دارد که عیسی شکرها دارد ز مریم
دعاهایی که آن در لب نیاید که بر اجزای روح است آن مقسم
مجاب و مستجابش کن پی او که تو داناتری والله اعلم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری سرشار از سوز و گداز و ارادت است که در آن گوینده دست نیاز به سوی پروردگار بلند کرده و خواستار سلامت، عزت و پایداریِ شخصِ محبوب خویش است. فضای کلی کلام، نیایش‌گونه و آکنده از مهرِ خالصانه است و شاعر، وجودِ این عزیز را به مثابه‌ی روح و جانِ هستیِ خویش می‌داند که نبودش خللی بزرگ در جهانِ او ایجاد می‌کند.

شاعر با بهره‌گیری از استعاره‌هایی چون «سرو» و «باغ»، جایگاه رفیع و طراوتِ وجودِ محبوب را ترسیم می‌کند. پیامِ اصلی این ابیات، استدعا برای حفظ و مصونیتِ محبوب از تمامی رنج‌های درونی و بیرونی است تا این «جانِ عزیز» همچنان منشأِ خیر و افتخار برای آدمیان باقی بماند و همواره در اوجِ کمال و طراوت بماند.

معنای روان

خداوندا مده آن یار را غم مبادا قامت آن سرو را خم

پروردگارا، آن یارِ نازنین را گرفتار اندوه مکن و قامت بلند و استوارش را به خمیدگی و ضعف و پیری دچار مساز.

نکته ادبی: «سرو» در ادبیات فارسی نماد بلندبالایی، زیبایی، آزادگی و استواری است که در اینجا به قامتِ محبوب نسبت داده شده است.

تو می دانی که جان باغ ما اوست مبادا سرو جان از باغ ما کم

تو خود آگاهی که او به منزله‌ی روح و جانِ هستیِ ماست؛ پس چنان کن که این «سروِ جان» از گلستانِ زندگیِ ما کم نشود و سایه‌اش مستدام بماند.

نکته ادبی: «جانِ باغ» استعاره از هستی و محیطِ زندگیِ شاعر است که محبوب، روحِ آن محسوب می‌شود.

همیشه تازه و سرسبز دارش بر او افشان کرامت ها دمادم

او را همیشه شاداب، سرزنده و باطراوت نگه دار و پیوسته کرامت‌ها و بخشش‌های بی‌کرانت را بر او بباران.

نکته ادبی: «دمادم» قیدی به معنای پی‌در‌پی و متوالی است که بر تداومِ نزولِ رحمت الهی تأکید دارد.

معظم دارش اندر دین و دنیا به حق حرمت اسمای اعظم

او را در نظرِ مردمان و در جایگاهِ دینی و دنیوی، ارجمند و بزرگوار بدار؛ به حقِ حرمتِ اسمایِ بزرگ و مقدسِ خودت.

نکته ادبی: «اسمای اعظم» اشاره به نام‌های خداوند است که در عرفان و دعا، کلیدِ استجابت دانسته می‌شود.

وجودش در بنی آدم غریب است بدو صد فخر دارد جان آدم

وجودِ او در میانِ انسان‌ها بسیار کمیاب و بی‌همتاست، تا جایی که جانِ تمامیِ بنی‌آدم به واسطه‌ی وجودِ او به خود می‌بالد و افتخار می‌کند.

نکته ادبی: «غریب» در اینجا نه به معنای ناآشنا، بلکه به معنای کمیاب، یگانه و بی‌نظیر به کار رفته است.

مخلد دار او را همچو جنت که او جنات جنات است مبهم

او را همچون بهشت، جاودان و مخلد بدار، چرا که او برترینِ بهشت‌ها و منشأِ رازی نهفته و والا در هستی است.

نکته ادبی: «جنات جنات» تعبیری است برای تأکید بر والاییِ مقام او که گویی بهشتی برتر از بهشت‌های دیگر است.

ز رنج اندرون و رنج بیرون معافش دار یا رب و مسلم

ای پروردگار، او را از رنج‌های درونی (مانند اندوه و اضطراب) و سختی‌های بیرونی (مانند بلاها و حوادثِ روزگار) محفوظ و سلامت بدار.

نکته ادبی: «مسلم» در اینجا به معنای در امان، سالم و رها از آسیب است.

جهان شاد است وز او صد شکر دارد که عیسی شکرها دارد ز مریم

جهان به خاطر وجودِ او شادمان است و صدها شکرگزاری دارد؛ همان‌طور که حضرت عیسی (ع) برای وجودِ مادرش، مریم (س)، سرشار از سپاس و شکر است.

نکته ادبی: «تلمیح» به داستان حضرت عیسی و مریم، برای نشان دادن پیوندِ عمیق و سپاس‌گزاریِ یک شخصیتِ بزرگ به شخصِ عزیزِ زندگی‌اش.

دعاهایی که آن در لب نیاید که بر اجزای روح است آن مقسم

آن دعاها و حاجاتی که حتی بر زبان نمی‌آید و فرصتِ ابراز نمی‌یابد را برآورده کن؛ چرا که تو آگاهی که آن دعاها در ژرفای روحِ او نهفته است.

نکته ادبی: «مقسم» در اینجا به معنای تقسیم‌شده یا نهفته در اجزای روح است؛ یعنی دعاها در ذاتِ او مستترند.

مجاب و مستجابش کن پی او که تو داناتری والله اعلم

این دعاهای مرا در حقِ او بپذیر و اجابت کن، زیرا تو داناتر به احوالِ بندگانت هستی و خداوند از همه چیز آگاه‌تر است.

نکته ادبی: «والله اعلم» بخشی از دعاهای پایانی و عباراتِ قرآنی است که بر فروتنی و تسلیمِ دعا‌کننده دلالت دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره سرو

تشبیه محبوب به درخت سرو برای نشان دادن قامت موزون، زیبایی و آزادگیِ او.

تلمیح عیسی شکرها دارد ز مریم

اشاره به رابطه خاص و قداستِ حضرت مریم نزد حضرت عیسی به عنوان نمونه‌ای از حق‌شناسی و محبتِ عمیق.

کنایه قامتش را خم مکن

کنایه از پیری، شکست، بیماری و از دست دادنِ سلامت و شادابی.

واج‌آرایی و تکرار جنات جنات

استفاده از تکرار برای تأکید بر والاییِ مقامِ معنویِ محبوب که فراتر از توصیف است.