دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۴۹۴

مولوی
افتادم افتادم در آبی افتادم گر آبی خوردم من دلشادم دلشادم
بر دف نی بر نی نی یک لحظه بیگارم بر خم نی بر می نی پیوسته بنیادم
در عشق دلداری مانند گلزاری جان دیدم جان دیدم دل دادم دل دادم
می خوردم می خوردم در شهرت می گردم سرتیزم سرتیزم پربادم پربادم
گر خودم گر جوشن پیروزم پیروزم گر سروم گر سوسن آزادم آزادم
از چرخی از اوجی بر بحری بر موجی خوش تختی خوش تختی بنهادم بنهادم
مولایم مولایم در حکم دریایم در اوجش در موجش منقادم منقادم
ای کوکب ای کوکب بگشا لب بگشا لب شرحی کن شرحی کن بر وفق میعادم
هر ذره هر پره می جوید می گوید ز ارشادش ز ارشادش استادم استادم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این منظومه سرشار از شور و جذبه عرفانی است که در آن شاعر با زبانی موزون و پرشتاب، از تجربه‌ی غرق شدن در دریای بی‌کرانِ حقیقت سخن می‌گوید. فضای کلی اثر، حاکی از رهایی از قیدوبندهای عالم خاکی و رسیدن به مرتبه‌ای از سرخوشی روحانی است که در آن، عاشق وجود خود را در اراده‌ی معشوق ازلی فانی می‌بیند.

شاعر در این ابیات با تکرار واژگان، ضرب‌آهنگی ایجاد کرده است که گویی تپش قلبِ یک سالک در مسیر رسیدن به کمال است. تمایز میان منِ خاکی و منِ روحانی در این کلام مشهود است؛ جایی که او خود را نه محدود به ابزارهای دنیوی، بلکه آزاد و پیروز در ساحتِ عشق و تسلیمِ محض به درگاهِ حضرت حق توصیف می‌کند.

معنای روان

افتادم افتادم در آبی افتادم گر آبی خوردم من دلشادم دلشادم

در دریای رحمت الهی غرق شدم و از این غرق‌شدن در فیضِ حق، چنان سرمست و مسرورم که گویی گواراییِ آن را چشیده‌ام.

نکته ادبی: تکرار کلمات برای تأکید بر حالت وجد و ایجاد وزن موسیقایی است.

بر دف نی بر نی نی یک لحظه بیگارم بر خم نی بر می نی پیوسته بنیادم

من به ساز و نوا و ابزارهای دنیوی (دف و نی) نیازی ندارم و لحظه‌ای را در آن‌ها به هدر نمی‌دهم؛ بلکه در پیِ رسیدن به حقیقتِ اصلی (می و خم) هستم و بر همین بنیاد پایدار مانده‌ام.

نکته ادبی: بی‌گار به معنای بی‌کار و بیکاری است و اشاره به نفی تعلقات دنیوی دارد.

در عشق دلداری مانند گلزاری جان دیدم جان دیدم دل دادم دل دادم

در عشقِ آن محبوبِ دل‌نواز که همچون گلزاری پرطراوت است، حقیقتِ جان را یافتم و با جان و دل، قلب خود را به او پیشکش کردم.

نکته ادبی: گلزار استعاره‌ای برای جلوه‌گری و زیبایی معشوق است.

می خوردم می خوردم در شهرت می گردم سرتیزم سرتیزم پربادم پربادم

من از شرابِ معرفت می‌نوشم و در کوی و برزنِ هستی مست می‌گردم؛ در این حال، احساس قدرت و سربلندی می‌کنم و همچون کسی که سرشار از هیجان است، پرشور و پرشتاب هستم.

نکته ادبی: پر باد بودن کنایه از سرشار بودن از غرورِ مقدس یا شور و نشاط معنوی است.

گر خودم گر جوشن پیروزم پیروزم گر سروم گر سوسن آزادم آزادم

چه در مقامِ دفاع باشم و چه در مقامِ فخر، همواره پیروز میدانم؛ همچون درخت سرو و سوسن که نماد آزادگی و رهایی‌اند، من نیز در این جهان آزاد و رهایم.

نکته ادبی: سرو و سوسن به دلیل قامت و شکوه، در ادبیات نماد آزادگی و بلندی‌طبع هستند.

از چرخی از اوجی بر بحری بر موجی خوش تختی خوش تختی بنهادم بنهادم

از آسمان تا دریا، از اوج تا فرود، گویی تخت پادشاهیِ وجود خود را در مقامِ معنوی استواری بنا کرده‌ام.

نکته ادبی: استفاده از تضادها (چرخ و اوج در مقابل بحر و موج) برای نشان دادن احاطه بر تمام مراتب هستی است.

مولایم مولایم در حکم دریایم در اوجش در موجش منقادم منقادم

محبوبِ من، مولای من است و من در برابر اراده‌ی او همچون قطره‌ای در دریایم؛ در اوج و فرودِ امواجِ عشقِ او، سراپا تسلیم و فرمان‌بردارم.

نکته ادبی: منقاد به معنای فرمان‌بردار و مطیع است که نشان‌دهنده فنای عاشق در اراده معشوق است.

ای کوکب ای کوکب بگشا لب بگشا لب شرحی کن شرحی کن بر وفق میعادم

ای ستاره‌ی هدایت و ای نورِ راه، لب به سخن بگشا و این رازِ نهفته را طبقِ وعده و پیمانی که داریم، برایم شرح و تفسیر کن.

نکته ادبی: کوکب استعاره از پیر، مرشد و راهنمای معنوی است.

هر ذره هر پره می جوید می گوید ز ارشادش ز ارشادش استادم استادم

هر ذره‌ای از هستی و هر پاره‌ای از آفرینش، در جست‌وجوی حق است و دم می‌زند؛ من نیز از طریقِ آموزش‌ها و ارشادهایِ الهی، به مقام استادی و کمال رسیده‌ام.

نکته ادبی: ارشاد اشاره به هدایت‌های پیر و دریافت حقایق عرفانی از طریق الهام الهی دارد.

آرایه‌های ادبی

تکرار (واج‌آرایی و واژگانی) افتادم افتادم، دلشادم دلشادم

تکرار کلمات برای افزایش تأثیر عاطفی، تأکید بر حالت وجد و ایجاد وزن موسیقایی در شعر.

استعاره آبی، گلزاری، می، کوکب

واژگانی که به ترتیب برای توصیف فیض الهی، زیبایی معشوق، عشق و راهنمای معنوی به کار رفته‌اند.

تشبیه مانند گلزاری، گر سروم گر سوسن

مانند کردن حالِ جان به گلزار و تشبیه خود به سرو و سوسن برای نشان دادن زیبایی و آزادگی.

تضاد و تناسب از چرخی از اوجی بر بحری بر موجی

استفاده از واژگان متضاد جهت نشان دادن گستره و فراگیریِ تسلط معنوی شاعر بر کل عالم هستی.