دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۴۵۳

مولوی
در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرم آیینه نخواهد دم ای وای ز گفتارم
در آب تو را بینم در آب زنم دستی هم تیره شود آبم هم تیره شود کارم
ای دوست میان ما ای دوست نمی گنجد ای یار اگر گویم ای یار نمی یارم
زان راه که آه آمد تا باز رود آن ره من راه دهان بستم من ناله نمی آرم
گر ناله و آه آمد زان پرده ماه آمد نظاره مه خوشتر ای ماه ده و چارم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل در فضای عرفانی و با نگاهی عمیق به ناتوانی واژگان در توصیف حقیقتِ محبوب سروده شده است. شاعر در این ابیات به زیبایی بیان می‌دارد که هرگونه تلاش برای کلامی کردنِ تجربه‌ی شهودی و دیدنِ رویِ یار، نه تنها به وصال نمی‌انجامد، بلکه با دمِ سردِ کلمات و دست‌درازی‌های مادی، زلالِ جان و تصویرِ یار را تیره و تار می‌کند.

در واقع، پیام اصلی این است که وصال حقیقی در سکوت و تماشایِ درونی رخ می‌دهد و زبان، که ابزاری مادی است، چون حجابی میان عاشق و معشوق حائل می‌شود. شاعر به این نتیجه می‌رسد که برای رسیدن به آن ماهِ کامل، باید راهِ ناله و گفتگو را بست و در خاموشیِ مطلق، به تماشایِ بی‌واسطه‌یِ جمال نشست.

معنای روان

در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرم آیینه نخواهد دم ای وای ز گفتارم

وقتی در آینه تصویر تو را می‌بینم و می‌خواهم آن را با زبان شرح دهم، با دمِ نفسِ من، آینه بخار می‌گیرد و تیره می‌شود؛ افسوس که کلام من آینه‌یِ جانم را تار می‌کند.

نکته ادبی: دم در اینجا هم به معنای نفسِ فیزیکی است و هم به معنای سخن گفتن، که هر دو باعث تیرگی آینه‌یِ صافِ ضمیر می‌شوند.

در آب تو را بینم در آب زنم دستی هم تیره شود آبم هم تیره شود کارم

تو را در آب می‌بینم و برای به دست آوردنت دست در آب می‌برم، اما آب متلاطم و تیره می‌شود و به جای رسیدن به تو، کارم خراب می‌شود.

نکته ادبی: استعاره از اینکه تلاش برای وصالِ مادی و دست‌یافتنی کردنِ یارِ معنوی، منجر به بی‌ثباتی و دوری بیشتر می‌شود.

ای دوست میان ما ای دوست نمی گنجد ای یار اگر گویم ای یار نمی یارم

ای دوست، میانِ ما حتی کلمه‌ی «دوست» هم نمی‌گنجد، زیرا این کلمه خود نشان‌دهنده‌ی دوری است؛ اگر بگویم «ای یار»، توانِ گفتنش را ندارم چون نمی‌خواهم فاصله‌ای میانمان فرض شود.

نکته ادبی: مفهوم وحدت وجود؛ در اوجِ نزدیکیِ عاشق و معشوق، وجودِ دوگانه‌ی من و تو و واژگانی که برای خطاب به کار می‌روند، بی‌معناست.

زان راه که آه آمد تا باز رود آن ره من راه دهان بستم من ناله نمی آرم

از همان راهی که آه و ناله بیرون می‌آید، می‌خواهم آن را دوباره به درون بازگردانم؛ از این رو، راهِ دهانم را بسته‌ام و دیگر ناله نمی‌کنم.

نکته ادبی: اشاره به این نکته که بازگشتِ آه به درون، نشانه سکوتِ عارفانه و حفظِ حریمِ دل است.

گر ناله و آه آمد زان پرده ماه آمد نظاره مه خوشتر ای ماه ده و چارم

اگر ناله‌ای به گوش می‌رسد، از دوریِ آن ماهِ پشتِ پرده است؛ پس به جای ناله کردن، تماشایِ خودِ آن ماه (محبوب) بسیار بهتر و خوش‌تر است؛ ای کسی که چون ماهِ چهارده‌شبه در کمال زیبایی هستی.

نکته ادبی: پرده به معنای حجاب و ماهِ ده و چار (چهارده‌شبه) کنایه از اوجِ کمال و جمالِ محبوب است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آینه

نمادِ قلبِ صافِ عاشق که تصویرِ محبوب در آن منعکس می‌شود.

کنایه تیره شدن آب

کنایه از دست دادنِ حالِ خوش و معرفتِ قلبی به دلیلِ دخالتِ عقل و مادیات.

ایهام ماه

هم به معنای ماهِ آسمانی است و هم استعاره‌ای از محبوبِ درخشان و کامل.