دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۴۱۶

مولوی
ترش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیدستم ز افسون هاش مجنونم ز افسان هاش سرمستم
بتان بس دیده ام جانا ولیکن نی چنین زیبا تویی پیوندم و خویشم کنون در خویش درجستم
همه شب از پریشانی چنان بودم که می دانی ولیک این دم ز حیرانی کریما از دگر دستم
از این حالت که دل دارد بگیر و برجهان او را که من خاکی ز سعی تو ز روی خاک برجستم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، بیانگر حال‌وهوای عاشقی است که در برابر چهره‌ی محبوب، حتی تندخویی و خشم او را شیرین می‌یابد. شاعر در این ابیات، از سحر و جادوی کلام و رفتار معشوق سخن می‌گوید که او را به وادی جنون و مستی کشانده است.

مفهوم محوری اثر، گذار از خودِ خاکی و دنیایی به سوی حقیقتِ هستی است. عاشق در سایه‌ی عنایت معشوق، از دغدغه‌های پریشان‌کننده رهایی یافته و به حیرتی روحانی دست می‌یابد که او را از بند خاک و تعلقات مادی فراتر می‌برد.

معنای روان

ترش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیدستم ز افسون هاش مجنونم ز افسان هاش سرمستم

هرگز خشم و اخم کسی را چنین دلپذیر ندیده‌ام؛ من از جادوی رفتار تو دیوانه و از قصه‌هایت سرمست گشته‌ام.

نکته ادبی: ترش‌رویی و خشمینی را متضاد با شیرینی دانسته که آرایه تضاد و پارادوکس ایجاد کرده است.

بتان بس دیده ام جانا ولیکن نی چنین زیبا تویی پیوندم و خویشم کنون در خویش درجستم

ای جان من! زیبا‌رویان بسیاری دیده‌ام اما هیچ‌کدام به زیبایی تو نبودند. تو برای من حکم خویشاوند و پیوند اصلی را داری؛ اکنون دریافتم که در حقیقت، خودم را درون وجود تو پیدا کرده‌ام.

نکته ادبی: بتان استعاره از محبوبان زیباروی است و درجستم به معنای جستن و یافتن در وجود خویش است.

همه شب از پریشانی چنان بودم که می دانی ولیک این دم ز حیرانی کریما از دگر دستم

تمام طول شب را در آشفتگی و پریشانی سپری کردم، همان‌گونه که خودت آگاهی؛ اما اکنون از شدت حیرت و سرگشتگیِ عرفانی، ای بخشنده، حالتی متفاوت از همیشه پیدا کرده‌ام.

نکته ادبی: کریما به معنای ای بخشنده و کریم (خطاب به معشوق الهی) است.

از این حالت که دل دارد بگیر و برجهان او را که من خاکی ز سعی تو ز روی خاک برجستم

این دلی که اکنون به این حالت رسیده را از من بگیر و به مراتب بالاتر ببر؛ چرا که منِ خاکی، به لطف و کوشش تو از قید زمین و مادیات رهایی یافته‌ام.

نکته ادبی: برجهان به معنای بالا بردن و عروج دادن است که اشاره به تعالی روح دارد.

آرایه‌های ادبی

پارادوکس (متناقض‌نما) ترش‌رویی شیرین

خشم و شیرینی در کنار هم جمع شده‌اند که بیانگر اوج تسلط معشوق بر دل عاشق است.

جناس افسون و افسان

شباهت لفظی دو واژه که موسیقی کلام را تقویت کرده است.

استعاره بتان

اشاره به زیبایی خیره‌کننده معشوق که جایگاهی فراتر از انسان‌های عادی دارد.