دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۳۲۳

مولوی
ای ظریف جهان سلام علیک ان دائی و صحتی بیدیک
داروی درد بنده چیست بگو قبله لو رزقت من شفتیک
از تو آیم بر تو هم به نفیر آه المستغاث منک الیک
گر به خدمت نمی رسم به بدن انما الروح و الفواد لدیک
گر خطابی نمی رسد بی حرف پس جهان پر چرا شد از لبیک
نحس گوید تو را که بدلنی سعد گوید تو را که یا سعدیک

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر در قالب ملمع، گویای حال و هوای عرفانی و تجلیگاه اشتیاق عاشق به معشوق ازلی است. شاعر با بهره‌گیری از مفاهیم دینی و زبانی دوزبانه، به بیان این نکته می‌پردازد که همه هستی و آنچه بر عاشق می‌گذرد، از درد تا درمان، در دستان پرمهر معشوق قرار دارد و جدایی فیزیکی مانعی برای اتصال قلبی نیست.

درونمایه اصلی اثر، اعتراف به ناتوانی و در عین حال، ایمان به حضور همیشگی و پاسخگوی محبوب است. شاعر معتقد است که جهان سراسر ندای لبیک خداوند است، حتی اگر گوش جان آدمی به دلیل تفاوت درک و بینش، آن را به گونه‌ای متفاوت بشنود؛ چنان‌که نیک‌بختان و بدبختان هر کدام بر اساس آینه دل خود، جلوه‌ای از محبوب را می‌بینند.

معنای روان

ای ظریف جهان سلام علیک ان دائی و صحتی بیدیک

سلام بر تو ای زیباترین و نازنین‌ترینِ عالم، که تمامِ دردها (بیماری‌ها) و تندرستی‌های من در دستانِ توست.

نکته ادبی: واژه ظریف در ادب کهن به معنای صاحب‌ذوق و لطیف‌طبع است. ملمع‌گویی در اینجا پیوندِ صمیمانه‌ای میانِ زبانِ فارسی و عربی ایجاد کرده است.

داروی درد بنده چیست بگو قبله لو رزقت من شفتیک

بگو که دارویِ دردِ من چیست؟ ای قبله‌گاهِ من، اگر من از لب‌هایِ تو بهره‌مند شوم (و تو مرا مورد خطاب قرار دهی)، شفا خواهم یافت.

نکته ادبی: قبله استعاره از معشوق و هدفِ نهاییِ عبادت است که در اینجا برای نشان دادنِ مرکزیتِ محبوب در زندگی عاشق به کار رفته است.

از تو آیم بر تو هم به نفیر آه المستغاث منک الیک

من از سویِ تو آمده‌ام و دوباره با ناله و فریاد به سویِ تو بازمی‌گردم، چرا که تنها پناهگاه و فریادرسِ من، خودِ تو هستی.

نکته ادبی: اشاره به آیه استرجاع (انا لله و انا الیه راجعون) که بیانگرِ بازگشتِ تمامِ هستی به سوی مبدأ آفرینش است.

گر به خدمت نمی رسم به بدن انما الروح و الفواد لدیک

اگرچه از نظر جسمی نمی‌توانم به پیشگاهت برسم، اما روح و دلِ من همواره نزدِ تو حاضر است.

نکته ادبی: تقابلِ میانِ بدن (جسمِ خاکی) و روح (جانِ مجرد) برای تبیینِ این نکته که عشق، فارغ از محدودیت‌هایِ مکانی است.

گر خطابی نمی رسد بی حرف پس جهان پر چرا شد از لبیک

اگر سخنی و خطابی از سویِ تو بی‌کلامِ لفظی شنیده نمی‌شود، پس چرا گوشِ جهان پُر از ندایِ لبیکِ تو شده است؟

نکته ادبی: لبیک به معنایِ پاسخِ عاشق به دعوتِ معشوق است؛ شاعر می‌پرسد اگر محبوب ساکت است، پس چرا تمامِ جهان در حالِ پاسخگویی به اوست؟

نحس گوید تو را که بدلنی سعد گوید تو را که یا سعدیک

انسانِ تیره‌بخت تو را عاملِ دگرگونی و رنج می‌خواند، اما انسانِ سعادتمند تو را مایه‌یِ خوشبختی و شادیِ خویش می‌داند.

نکته ادبی: نحس و سعد نمادِ نگرشِ ذهنیِ فرد به قضا و قدر است؛ یعنی جهان برایِ هر کس همان‌گونه است که او در درونِ خویش می‌بیند.

آرایه‌های ادبی

ملمع تمامی ابیات

ترکیب هوشمندانه زبان فارسی و عربی برای انتقال مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی.

تضاد (تقابل) دائی و صحتی / نحس و سعد

به کارگیری کلمات متضاد برای نشان دادن دوگانگیِ حالاتِ عاشق و درکِ انسان از جهان.

تلمیح المستغاث و لبیک

اشاره به اصطلاحات و مفاهیم قرآنی و عرفانی که به متن رنگ و بوی تقدس و معنویت بخشیده است.