دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۳۲۰

مولوی
اندرآ با ما نشان ده راستک ماجرا را در میان نه راستک
چون کمانی با من آخر پیش آ همچو تیری کید از زه راستک
ای فضولی سو به سو چندین مجه ور جهی باری برون جه راستک
ده خدایی نیست جز تو هیچ کس کو بگوید حال این ده راستک
چون تو آدینه نخواهی آمدن وعده مان ده روز شنبه راستک
در دروغ و مکر ذوقی هست لیک آن نمی ارزد همان به راستک
گر بدیدی شمس تبریزی بگو یک نشان با کهترین که راستک

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری است در ستایش صداقت و بی‌پرده‌گویی و نکوهشِ دورویی و تعلل در وصل. شاعر با زبانی که آمیخته به طنزِ تلخ و گلایه است، مخاطب را به صراحت و دوری از رفتارهای پیچیده و فریبنده فرا می‌خواند. فضای شعر، فضایی صمیمانه، جسورانه و در عین حال عارفانه است که در آن، حقیقت تنها معیار سنجش ارزش‌هاست.

مفهوم محوریِ این ابیات، عبور از پیچیدگی‌هایِ مکرآمیزِ نفس و رسیدن به ساحتِ راستی است که در آن، معشوق یا پیر، تنها پناهِ این دهِ تنِ خاکی و سرگشته است.

معنای روان

اندرآ با ما نشان ده راستک ماجرا را در میان نه راستک

نزدیک بیا و با ما صادق باش و حقیقت را آشکار کن؛ این ماجرا و کشمکش را به پایان برسان و حقیقت را در میان بگذار.

نکته ادبی: واژه راستک در اینجا علاوه بر معنای راستی و درستی، دارای پسوند تصغیر یا تزیین برای حفظ قافیه و وزن است.

چون کمانی با من آخر پیش آ همچو تیری کید از زه راستک

مانند کمان به سوی من بیا و بدون درنگ همانند تیری که از چله رها می‌شود، با شتاب و راستی به مقصد برس.

نکته ادبی: استعاره و تشبیه در اینجا پیوندِ میانِ آمدنِ یار و حرکتِ تیر از کمان را نشان می‌دهد که بر سرعت و دقت تاکید دارد.

ای فضولی سو به سو چندین مجه ور جهی باری برون جه راستک

ای کسی که بیهوده و فضولانه در هر سو سرک می‌کشی، دیگر خود را به این سو و آن سو نینداز؛ اگر قصد حرکت داری، یک‌بار برای همیشه از قید و بندها بپر و به بیرون و حقیقت گام بگذار.

نکته ادبی: فضولی در اینجا صفت فاعلی است برای کسی که مداخله بی‌جا می‌کند و جهیدن به معنای حرکت‌های بی‌ثمر است.

ده خدایی نیست جز تو هیچ کس کو بگوید حال این ده راستک

در این دیار، هیچ‌کس جز تو فرمانروا و پناه نیست؛ چه کسی بهتر از تو می‌تواند از حال و احوال این سرزمین با راستی سخن بگوید؟

نکته ادبی: ایهام در کلمه ده؛ یک بار به معنای روستا و مکان، و بار دیگر به معنای امر کردن از ریشه دادن است.

چون تو آدینه نخواهی آمدن وعده مان ده روز شنبه راستک

از آنجا که وعده کرده‌ای و به روز جمعه (آدینه) نیامدی، اکنون قولی برای روز شنبه بده و بر آن پایبند باش.

نکته ادبی: اشاره به آدینه که روز تعطیل یا وعده ملاقات بوده و اکنون به شنبه موکول شده است.

در دروغ و مکر ذوقی هست لیک آن نمی ارزد همان به راستک

اگرچه دروغ و فریب ممکن است لذت و هیجانِ زودگذری داشته باشد، اما این لذت به هیچ نمی‌ارزد و حقیقت داشتن، بهتر و ماندگارتر است.

نکته ادبی: تقابل میان دروغ و راست در این بیت محور اصلی اخلاقی است.

گر بدیدی شمس تبریزی بگو یک نشان با کهترین که راستک

اگر شمس تبریزی را دیده‌ای، به این بنده کوچک و ناچیز خبری بده و بگو که کدام یک از ما بر مسیرِ حقیقت هستیم.

نکته ادبی: کهترین به معنای کوچک‌ترین و خوارترین است که نشان‌دهنده تواضع شاعر در برابر مراد است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون کمانی... همچو تیری

تشبیه آمدنِ یار به تیرِ رها شده از کمان برای نشان دادنِ سرعت و دقت در دیدار.

ایهام ده

اشاره به ده (روستا) و ده (فعل امر از دادن).

تضاد دروغ و مکر در برابر راست

تقابلِ میانِ حیله‌های نفسانی و حقیقتِ جوهری.