دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۲۰۹

مولوی
ای دل بی بهره از بهرام ترس وز شهان در ساعت اکرام ترس
دانه شیرین بود اکرام شاه دانه دیدی آن زمان از دام ترس
گر چه باران نعمتست از برق ترس شاد ایامی تو از ایام ترس
لطف شاهان گر چه گستاخت کند تو ز گستاخی ناهنگام ترس
چون بخندد شیر تو ایمن مباش آن زمان از زخم خون آشام ترس
ای مگس دل با لب شکر مپیچ چشم بادامست از بادام ترس

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار اندرزی، هشداری است جدی و خردمندانه به انسان در مواجهه با صاحبان قدرت و سلاطین. شاعر با بهره‌گیری از تمثیل‌های دقیق، بیان می‌دارد که نباید فریب ظاهرِ فریبنده و الطافِ ناگهانیِ حاکمان را خورد، زیرا این الطاف اغلب بسانِ طعمه‌ای در دام، برای شکارِ غافلان و ساده‌لوحان است.

درونمایه‌ی اصلی این ابیات، تأکید بر هوشیاریِ دائمی، میانه‌روی و پرهیز از دلبستگی به خوشی‌های ظاهری است؛ چرا که در پسِ هر لبخندِ مقتدران، خطری نهفته است و هیچ‌گاه نباید در روزگارِ آسایش، از تغییرِ احوالِ روزگار و مکرِ صاحبانِ قدرت غافل شد.

معنای روان

ای دل بی بهره از بهرام ترس وز شهان در ساعت اکرام ترس

ای دل، از فریب و مکرِ حاکمان بی‌خبر و غافل نباش و حتی در لحظاتی که پادشاهان به تو لطف و احسان می‌کنند، از آن‌ها بترس و جانب احتیاط را هرگز رها نکن.

نکته ادبی: بهرام در اینجا علاوه بر تلمیح به اسطوره، استعاره‌ای از حاکم و پادشاه است که به سرکشی و تندیِ طبع شهرت دارد.

دانه شیرین بود اکرام شاه دانه دیدی آن زمان از دام ترس

احسانِ پادشاه مانند دانه‌ای شیرین برای به دام انداختن است؛ پس زمانی که این دانه را می‌بینی، همواره مراقب باش که در آن لحظه اسیرِ دامِ بلا نشوی.

نکته ادبی: دانه استعاره از عطای شاه و دام استعاره از مجازات یا عواقبِ آن است.

گر چه باران نعمتست از برق ترس شاد ایامی تو از ایام ترس

اگرچه بارانِ نعمت و بخششِ شاه، زندگی‌بخش است، اما از برقِ آن که می‌تواند نشانه‌ی خشم و رعد باشد بترس؛ در روزگارِ خوشی و آسایش نیز همواره نگرانِ تغییرِ احوال باش.

نکته ادبی: برق نمادِ خشمِ ناگهانی و غیرمنتظره‌ی شاه است که می‌تواند پس از لطف رخ دهد.

لطف شاهان گر چه گستاخت کند تو ز گستاخی ناهنگام ترس

اگرچه مهربانیِ پادشاهان موجب می‌شود که جسور شوی و خود را راحت‌تر نشان دهی، اما تو از این گستاخی و بی‌پروا بودن در زمان نامناسب بپرهیز و حدِ خود را نگه دار.

نکته ادبی: تأکید بر لزومِ حفظِ ادب و حریم در برابرِ بزرگان، حتی هنگامِ صمیمیتِ ظاهری آن‌ها.

چون بخندد شیر تو ایمن مباش آن زمان از زخم خون آشام ترس

هنگامی که شیر می‌خندد و دندان‌هایش را نشان می‌دهد، احساس امنیت مکن؛ چرا که آن لحظه دقیقاً زمانِ حمله و زخمِ خون‌آشامِ اوست.

نکته ادبی: شیر استعاره از پادشاهِ خشمگین و لبخندِ او نمادِ فریب و نشان دادنِ دندان‌ها برای دریدن است.

ای مگس دل با لب شکر مپیچ چشم بادامست از بادام ترس

ای دلی که مانند مگس، طمع‌کار و به‌دنبالِ شیرینی هستی، خود را گرفتارِ ظاهرِ شیرین مکن؛ بدان که در پسِ زیبایی‌های ظاهری که چشم‌نواز است، خطر و مکر پنهان است.

نکته ادبی: تشبیه مگس به دلِ طمع‌کار و بازی با واژه‌ی بادام برای نشان دادن اینکه زیبایی (چشم بادامی) می‌تواند پوششی برای تلخیِ درون باشد.

آرایه‌های ادبی

استعاره دانه و دام

تشبیه الطاف شاه به دانه (طعمه) و مجازات شاه به دام برای شکار انسان.

تشبیه خندیدن شیر

تشبیه نشان دادن دندان‌های شیر به لبخند برای القای مفهوم فریبندگیِ خطر.

جناس و ایهام بادام

بهره‌گیری از کلمه‌ی بادام هم برای زیبایی چشم و هم اشاره به تلخی و خطری که درونِ پوسته‌ی ظاهریِ زیبا پنهان است.