دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۱۸۴

مولوی
بیا با تو مرا کارست امروز مرا سودای گلزارست امروز
بیا دلدار من دلداریی کن که روز لطف و ایثارست امروز
دل من جامه ها را می دراند که روز وصل دلدارست امروز
بخندان جان ما را از جمالی که بر گلبرگ و گلنارست امروز
چرا جان ها بر آن لب مست گشتند که آن جا نقل بسیارست امروز
نوای طوطیان آفاق پر شد که شکرها به خروارست امروز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل در فضایی از سرور و اشتیاقِ عرفانی سروده شده است که در آن شاعر با زبانی پرشور، لحظه وصل به معشوق ازلی را توصیف می‌کند. در این نگاه، جهان همچون گلزاری است که با تجلیِ جمالِ الهی، آکنده از عطر و زیبایی شده است و جانِ سالک در این فضا به وجد می‌آید.

شاعر با استفاده از نمادهایِ ملموس و عاشقانه، عطشِ درونیِ خود برای دیدار را به تصویر می‌کشد؛ عطشی که با رسیدنِ روزِ وصال، به سرمستی و شکرگذاری بدل گشته و فضایِ هستی را برای او به مکانی سرشار از نعمت و برکت تبدیل کرده است.

معنای روان

بیا با تو مرا کارست امروز مرا سودای گلزارست امروز

امروز با تو کاری مهم دارم و دلم هوایِ رفتن به گلزار (مقامِ قدسی و زیبایی) را کرده است.

نکته ادبی: کار داشتن کنایه از اشتیاق به وصال و سودای گلزار استعاره از میل به عالم بالا و جمال الهی است.

بیا دلدار من دلداریی کن که روز لطف و ایثارست امروز

ای دلدار من! بیا و تسلایی بر دلِ من باش، چرا که امروز روزِ بخششِ بی‌کران و مهربانی‌هایِ ویژه است.

نکته ادبی: دل‌داری کردن به معنای آرامش‌بخشی و لطف و ایثار نماد تجلیاتِ خاصِ الهی است.

دل من جامه ها را می دراند که روز وصل دلدارست امروز

دلِ بی‌قرارِ من، در شور و شعفی وصف‌ناپذیر، گریبانِ خود را می‌درد، زیرا امروز موعدِ دیدار با معشوق است.

نکته ادبی: جامه دریدن کنایه از بی‌خویشتنی، از خود بیخود شدن و شیداییِ عاشق است.

بخندان جان ما را از جمالی که بر گلبرگ و گلنارست امروز

با آن زیباییِ درخشانی که امروز بر گلبرگ‌ها و گل‌های انارِ جهان می‌تابد، جانِ مرا نیز غرق در خنده و سرور کن.

نکته ادبی: گلنار استعاره از سرخیِ لبِ معشوق یا زیباییِ تند و آتشین است.

چرا جان ها بر آن لب مست گشتند که آن جا نقل بسیارست امروز

می‌پرسی چرا جان‌هایِ عاشقان از بوسیدنِ آن لب‌هایِ دلربا مست شده‌اند؟ چون امروز آنجا سرچشمه‌یِ حکمت و فیضِ الهی است.

نکته ادبی: نقل در اینجا به معنی شیرینی و کنایه از معارف و فیوضاتِ روحانی است که نصیبِ عاشق می‌شود.

نوای طوطیان آفاق پر شد که شکرها به خروارست امروز

آوازِ عاشقانِ حقیقت در سراسرِ گیتی طنین‌انداز شده است، زیرا امروز برکت و حقایقِ الهی به وفور یافت می‌شود.

نکته ادبی: طوطیان نمادِ عاشقانِ شیرین‌سخن و شکر نمادِ معارف و الطافِ الهی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سودای گلزار

تمایل به عالمِ قدسی و زیبایی و مقام قرب.

کنایه جامه دریدن

نشان‌دهنده‌یِ نهایتِ شیدایی و از خود بیخود شدنِ عاشق.

نماد طوطیان

نمادی از عاشقانِ حقیقت‌جو که به شیرینی سخن می‌گویند.

استعاره شکر

استعاره از معارف و الطافِ الهی که نصیبِ سالک می‌شود.