دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۱۸۰

مولوی
سیدی انی کلیل انت فی زی النهار اشتکی من طول لیلی الفرار این الفرار
لیلتی مدت یداها امسکت ذیل الصباح لیلتی دار قرار دونها دار القرار
ربنا اتمم لنا یوم التلاقی نورنا ربنا و اغفر لنا ثم اکسنا ذاک الغفار
انما اجسامنا حالت کسور بیننا حبذا یا ربنا من جنه خلف الجدار
ربنا فارفع جداراء قام فیما بیننا ربنا و ارحم فانا فی حیاء و اعتذار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات نیایشی عرفانی و سوزناک است که در آن سالکِ طریقِ حق، از بار سنگینِ دوری و فراق و تاریکی‌هایِ عالمِ مادی به درگاه خداوند شکوه می‌برد. شاعر با بهره‌گیری از نمادهایِ «شب» برای دورانِ دوری و «روز» برای لحظاتِ وصل، تمنایِ دیدارِ محبوبِ ازلی را دارد و جسم را حجابی می‌بیند که میان او و حقیقتِ مطلق فاصله انداخته است.

درونمایه اصلیِ این اثر، اعتراف به ناتوانی، درخواستِ بخشش و طلبِ گشایش برای عبور از موانعِ دنیوی و رسیدن به ساحتِ قدسیِ پروردگار است. شاعر با زبانی سرشار از تواضع، از خداوند می‌خواهد تا دیوارهایِ جدایی را که ناشی از تعلقاتِ جسمانی است بردارد و نورِ ایمان و معرفت را بر وجودِ او بتاباند تا به آرامشِ ابدی دست یابد.

معنای روان

سیدی انی کلیل انت فی زی النهار اشتکی من طول لیلی الفرار این الفرار

ای مولای من، من در برابر جلوه‌ی روزِ تو، ناتوان و درمانده‌ام. از طولانی شدنِ شبِ هجران شکایت دارم و مدام می‌پرسم که راه گریز از این تاریکی کجاست؟

نکته ادبی: استفاده از واژه «کلیل» به معنای خسته و ناتوان، اشاره به عجزِ عارف در برابر نورِ الهی دارد.

لیلتی مدت یداها امسکت ذیل الصباح لیلتی دار قرار دونها دار القرار

شبِ تاریکِ من چنان طولانی شد که گویی دست‌هایش را به دامنِ صبحگاه رسانده و آن را نگه داشته است. این شبِ من، جایگاهِ موقتِ ماندن است، در حالی که منزلگاهِ حقیقی و اصلی در آن سویِ این تاریکی قرار دارد.

نکته ادبی: تشخیصِ «دست داشتنِ شب» و «گرفتنِ دامنِ صبح» استعاره‌ای است از پیوندِ میانِ ناامیدی و امید، یا کشمکشِ میانِ عالمِ ناسوت و لاهوت.

ربنا اتمم لنا یوم التلاقی نورنا ربنا و اغفر لنا ثم اکسنا ذاک الغفار

پروردگارا، در روزِ دیدار، نورِ ما را کامل کن و ما را ببخشای؛ ای کسی که پوشاننده‌ی گناهانی، ما را با جامه‌ی مغفرتِ خویش بپوشان.

نکته ادبی: ترکیبِ «یوم التلاقی» اشاره به روزِ رستاخیز یا لحظه‌ی دیدارِ معنوی دارد که در عرفان بسیار پربسامد است.

انما اجسامنا حالت کسور بیننا حبذا یا ربنا من جنه خلف الجدار

بدن‌های مادی ما چون دیواری میان ما و تو حائل شده‌اند. پروردگارا، چه خوش است آن بهشتِ وصالی که در پشتِ این دیوارِ جسمانی نهفته است.

نکته ادبی: واژه «کسور» جمع کسر به معنای شکستگی‌ها یا موانع است که در اینجا به معنای حصار و دیوارِ بدن به کار رفته است.

ربنا فارفع جداراء قام فیما بیننا ربنا و ارحم فانا فی حیاء و اعتذار

پروردگارا، این دیواری را که میان ما و تو بنا شده است، از میان بردار. بر ما رحم آور که ما اکنون در شرمساری و عذرخواهی به درگاهت ایستاده‌ایم.

نکته ادبی: تکرارِ «ربنا» در این ابیات، نشان‌دهنده‌ی استغاثه و عجزِ شدیدِ سالک و تکیه بر رحمتِ الهی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره لیل (شب) و نهار (روز)

شب نمادِ هجران و عالمِ خاکی و روز نمادِ وصل و حضورِ حق است.

تشخیص (جان‌بخشی) لیلتی مدت یداها

دادنِ ویژگیِ انسانی (دست داشتن) به شب برای نشان دادنِ شدتِ سلطه‌ی آن بر زندگیِ شاعر.

نماد جدار (دیوار)

اشاره به جسم و تعلقاتِ مادی که مانعِ رسیدنِ روح به سرچشمه‌ی وجودیِ خود است.