دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۱۶۳

مولوی
عار بادا جهانیان را عار از دو سه ماده ابله طرار
شکلک زاهدان ولی ز درون لیس فی الدار سیدی دیار
به دو پول سیاه بتوان یافت زین چنین خربطان دو سه خروار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در نکوهش ریاکاران و تظاهرکنندگان به دینداری سروده شده است. شاعر با لحنی طنزآمیز و تند، نسبت به زودباوریِ مردم در برابر کسانی که تنها ظاهری زاهدانه دارند، ابراز تأسف کرده و پرده از چهره واقعی آنان برمی‌دارد.

شاعر با به‌کارگیری تعابیر کوبنده و تحقیرآمیز، پوچی و بی‌مایگیِ این گروه را عیان می‌سازد و تأکید می‌کند که حقیقتِ وجودی آنان، برخلاف ظاهرشان، تهی از هرگونه فضیلت و آگاهی است و آنان به سبب فراوانی و حقارتشان، ارزش چندانی ندارند.

معنای روان

عار بادا جهانیان را عار از دو سه ماده ابله طرار

ننگ و شرم بر همه جهانیان باد که فریبِ این چند شخص احمق و حیله‌گر را می‌خورند و به آن‌ها بها می‌دهند.

نکته ادبی: واژه طرار به معنای دزد و حیله‌گر است و در اینجا کنایه از افرادی است که با مکر و ریا، ایمان و باورهای مردم را می‌ربایند.

شکلک زاهدان ولی ز درون لیس فی الدار سیدی دیار

این افراد در ظاهر خود را زاهد و پرهیزگار نشان می‌دهند، اما در حقیقت و باطنشان هیچ‌گونه اثر و نشانی از معنویت و کمال انسانی یافت نمی‌شود و گویی خانه دلشان خالی است.

نکته ادبی: استفاده از عبارت عربی «لیس فی الدار دیار» که ضرب‌المثلی به معنای «هیچ‌کس در خانه نیست» می‌باشد، کنایه از خالی بودن وجود این افراد از فضیلت و اندیشه است.

به دو پول سیاه بتوان یافت زین چنین خربطان دو سه خروار

این جماعتِ نادان آن‌قدر بی‌ارزش و فراوان هستند که می‌توان با بهایی بسیار ناچیز و اندک، خروارها از آنان را یافت.

نکته ادبی: خربطان جمع مکسر و واژه‌ای تحقیرآمیز برای افراد نادان و بی‌خرد است و «دو پول سیاه» کنایه از اوج بی‌ارزشی و حقارت است.

آرایه‌های ادبی

کنایه لیس فی الدار دیار

کنایه از تهی بودن باطن و فقدان انسانیت و فضیلت در وجود افراد ریاکار.

تضاد شکلک زاهدان ولی ز درون

تقابل میان ظاهرِ مقدس‌مآبانه و باطنِ ناپاک و پوچِ ریاکاران.

تحقیر و نمادگرایی خربطان

به‌کارگیری واژه برای نشان دادن حماقت و پستیِ فکری این افراد.