دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۱۱۵

مولوی
ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر وی آنک در ضمیری آنی و چیز دیگر
اسرار آسمان را اندیشه و نهان را احوال این و آن را دانی و چیز دیگر
تاریخ برگذشته بر انسی و فرشته خط های نانبشته خوانی و چیز دیگر
از غیب حصه ها را بدهی به مستحقان وز سینه غصه ها را رانی و چیز دیگر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در ستایشِ حقیقتی مطلق، اعم از خداوند یا مرشدِ کامل سروده شده است. شاعر با زبانی عرفانی و ستایش‌آمیز، بر این باور است که معبود یا مخاطبِ شعر، دارای احاطه‌ی کامل بر تمامِ ابعادِ هستی است؛ از اسرارِ پنهانِ آسمان تا احوالِ تک‌تک موجودات و رویدادهای تاریخی.

ساختارِ تکرارشونده‌ی عبارت «و چیز دیگر» در پایان هر بیت، نشان‌دهنده‌ی این حقیقتِ بنیادین در عرفان است که ذاتِ مخاطبِ این اشعار، فراتر از هرگونه وصف، ادراک یا حد و مرزی قرار دارد و هرچه از صفات او گفته شود، باز هم حقیقتی در پسِ پرده باقی می‌ماند که عقلِ بشری قادر به احاطه بر آن نیست.

معنای روان

ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر وی آنک در ضمیری آنی و چیز دیگر

ای که آینه‌ی فقر و نیازِ جانِ ما هستی، اما تو فراتر از این تعریفی؛ تو همان حقیقتی هستی که در اعماق ضمیرِ ما حضور داری و باز هم فراتر از آن هستی.

نکته ادبی: واژه «ضمیر» در اینجا به معنای باطن و درونِ انسان است و «فقیری» به مفهومِ فقرِ الی‌الله (نیازمندیِ مطلق به حق) اشاره دارد.

اسرار آسمان را اندیشه و نهان را احوال این و آن را دانی و چیز دیگر

تو بر تمام رازهای آسمانی، اندیشه‌های نهان و وضعیتِ تمامی موجودات آگاهی داری و علاوه بر این دانشِ بی‌کران، برتر از آن نیز هستی.

نکته ادبی: عبارت «اندیشه و نهان» به عنوان مفعول برای فعل «دانی» به کار رفته است و بر گستردگیِ دانشِ مخاطب تأکید دارد.

تاریخ برگذشته بر انسی و فرشته خط های نانبشته خوانی و چیز دیگر

تو به تاریخِ گذشته‌ی تمامیِ انسان‌ها و فرشتگان احاطه داری و قادری سرنوشت‌های نوشته‌نشده (تقدیرات الهی) را بخوانی، و جایگاه تو والاتر از این‌هاست.

نکته ادبی: «خط‌های نانبشته» استعاره‌ای از علمِ غیب و تقدیراتِ الهی است که هنوز در عالمِ ماده پدیدار نشده‌اند.

از غیب حصه ها را بدهی به مستحقان وز سینه غصه ها را رانی و چیز دیگر

تو از خزانه‌ی غیب، روزی و بهره‌ی شایسته را به نیازمندان می‌بخشی و غم و اندوه را از سینه‌ی دردمندان دور می‌کنی و باز هم فراتر از این قدرت‌نمایی، حقیقتی بزرگ‌تر هستی.

نکته ادبی: «حصه» به معنای سهم و بهره است و «رانی» در اینجا به معنای دور کردن و دفع کردنِ غم از سینه‌ است.

آرایه‌های ادبی

ردیف و چیز دیگر

تکرارِ این عبارت در پایان تمامی ابیات، تأکیدی بر متعالی بودنِ ذاتِ مخاطب از هرگونه توصیف و تحدید است.

تضاد (طباق) انسی و فرشته

مقابل هم قرار دادنِ انسان و فرشته برای نشان دادنِ شمولِ دایره‌ی آگاهیِ مخاطب بر تمامِ عوالمِ وجود.

استعاره خط‌های نانبشته

اشاره‌ای کنایی به علمِ الهی و تقدیراتِ پنهان که از دیدگانِ عادی پنهان است.