دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۰۷۱

مولوی
معده را پر کرده ای دوش از خمیر و از فطیر خواب آمد چشم پر شد کنچ می جستی بگیر
بعد پرخوردن چه آید خواب غفلت یا حدث یار بادنجان چه باشد سرکه باشد یا که سیر
سوز اگر از روح خواهی خواجه کم کن لقمه را گوز اگر مفتوح خواهی کاسه را در پیش گیر
ای خدا جان را پذیرا کن ز رزق پاک خویش تا نماند چون سگان مردار هر لقمه پذیر
وقت روزه از میان دل برآید ناله زار بعد خوردن از ره زیرین گشاید پرده زیر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده با زبانی صریح و گاه طنزآمیز، پیوند میان پرخوری و غفلتِ روحانی را به تصویر می‌کشد. شاعر هشدار می‌دهد که انباشتن معده نه تنها موجب سنگینی تن و خواب‌آلودگی می‌شود، بلکه سدی در برابر تعالی روح و رسیدن به انوار الهی است و آدمی را به سطح حیوانیت تنزل می‌دهد.

تفاوت میانِ روزه‌داری و افراط در خوردن، محتوای اصلی این ابیات است؛ جایی که پرخوری راه را بر حقیقت بسته و تنها رهاییِ ناخوشایندِ جسمانی بر جای می‌گذارد، اما گرسنگیِ ارادی و روزه‌داری، زمینه را برای ناله‌های عاشقانه و تضرعِ قلبی فراهم می‌سازد.

معنای روان

معده را پر کرده ای دوش از خمیر و از فطیر خواب آمد چشم پر شد کنچ می جستی بگیر

دیشب معده خود را از نان‌های سنگین و خمیرین پر کردی؛ در نتیجه خواب بر تو چیره شد و در پیِ گوشه‌ای بودی تا بخوابی و استراحت کنی.

نکته ادبی: خمیر و فطیر استعاره از غذاهای سنگین و نپخته است که مانع هوشیاری معنوی می‌شود.

بعد پرخوردن چه آید خواب غفلت یا حدث یار بادنجان چه باشد سرکه باشد یا که سیر

پس از پرخوری چه چیزی جز خوابِ غفلت یا آلودگیِ جسمانی نصیب می‌شود؟ همان‌طور که خوردن بادنجان نیازمندِ مصلحاتی چون سرکه و سیر است، افراط در خوردن نیز عوارض خاص خود را دارد.

نکته ادبی: حدث در اینجا کنایه از دفعِ فضولات و آلودگی‌های بدنی ناشی از پرخوری است.

سوز اگر از روح خواهی خواجه کم کن لقمه را گوز اگر مفتوح خواهی کاسه را در پیش گیر

اگر خواهان سوز و گدازِ روحانی و اشتیاقِ قلبی هستی، لقمه را کم کن؛ اما اگر می‌خواهی به راهِ افراط و آلودگیِ جسمانی ادامه دهی، پیوسته غذا بخور.

نکته ادبی: شاعر از تقابل میان سوزِ روحانی و گوز (دفع باد) برای نشان دادن دو مسیر متفاوت استفاده کرده است.

ای خدا جان را پذیرا کن ز رزق پاک خویش تا نماند چون سگان مردار هر لقمه پذیر

خدایا جانِ مرا با روزیِ پاکیزه و معنوی تغذیه کن تا روحِ من همچون سگ، در پیِ هر مردار و غذای ناپاکی نیفتد و پست نگردد.

نکته ادبی: سگ در ادبیات عرفانی نمادِ نفسِ اماره، حرص و پلیدی است که به جای حقیقت، به دنبال پسماندها می‌رود.

وقت روزه از میان دل برآید ناله زار بعد خوردن از ره زیرین گشاید پرده زیر

هنگام روزه‌داری، ناله‌های سوزناک از عمقِ جان برمی‌خیزد، اما پس از پرخوری، تنها صدایی که از بدن شنیده می‌شود، صدای دفعِ فضولات از راهِ پایین است.

نکته ادبی: پرده زیر کنایه از ناهنجاری‌های جسمانیِ ناخوشایند پس از پرخوری است که در تضاد با ناله زارِ روحانی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه خواب غفلت

اشاره به بیگانگی از حقیقت و ناتوانی در درکِ معنوی به دلیل اشتغالات دنیوی.

تمثیل چون سگان مردار

تشبیه نفسِ زیاده‌خواه به سگی که به جای غذای پاک، به دنبال مردار می‌گردد.

تضاد سوز روح و پرده زیر

تقابل میانِ ناله‌های عاشقانه و روحانی در حالت روزه‌داری با اصواتِ ناخوشایند جسمانی در حالت پرخوری.