دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۰۵۱

مولوی
شب گشت ولیک پیش اغیار روزست شب من از رخ یار
گر عالم جمله خار گیرد ماییم ز دوست غرق گلزار
گر گشت جهان خراب و معمور مستست دل و خراب دلدار
زیرا که خبر همه ملولیست این بی خبریست اصل اخبار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به ترسیم تضاد میان دیدگاه اهل دنیا و نگاه عاشقانه‌ی عارفانه می‌پردازد. در این فضا، حقایق ظاهری جهان مانند شب و روز یا خرابی و آبادانی، در پرتو عشق به محبوب رنگ می‌بازند و معنایی دیگر می‌یابند. شاعر در پی اثبات این نکته است که حضور معشوق، تاریکی‌های جهان را به روشنایی بدل می‌کند و غم‌های دنیا را به نشاطِ مستی می‌آمیزد.

در نهایت، نگاهِ شاعر به مقوله‌ی «دانستن» و «آگاهی» به چالش کشیده می‌شود. از نظر او، دانشِ معمول و اخبارِ دنیوی تنها مایه‌ی ملال و خستگی روح است. حقیقتِ غایی در «بی‌خبری» است؛ یعنی همان حالتِ رهایی از قید و بندهای عقلی و تعلّقات دنیوی که در اصطلاح عرفانی، اوجِ کمال و رسیدن به درکِ حقیقی هستی است.

معنای روان

شب گشت ولیک پیش اغیار روزست شب من از رخ یار

اگرچه اکنون در دنیای مادی شب فرا رسیده است، اما برای من که در پرتو سیمای دل‌انگیز یار هستم، تاریکی شب به روزی روشن بدل شده است؛ تفاوتی که بیگانگان از آن بی‌بهره‌اند.

نکته ادبی: استفاده از تضاد میان «شب» و «روز» برای نمایش تفاوت جهان‌بینی عاشق و غیرعاشق.

گر عالم جمله خار گیرد ماییم ز دوست غرق گلزار

حتی اگر تمام دنیا پر از خار و مصیبت شود، ما به دلیل برخورداری از عشق دوست، گویی در میان باغی پر از گل و زیبایی غرق شده‌ایم.

نکته ادبی: تضاد میان «خار» (نماد رنج و دنیا) و «گلزار» (نماد وصل و معشوق).

گر گشت جهان خراب و معمور مستست دل و خراب دلدار

برای دل‌باختگان فرقی نمی‌کند که جهان پیرامون آباد باشد یا ویران؛ زیرا دل ما از عشق سرشار و مست است و محبوب نیز در عالمِ بی‌خودی و مستی غرق شده است.

نکته ادبی: واژه «خراب» در اینجا ایهام دارد؛ هم به معنای ویران است و هم به معنای مست و رها از قیود دنیوی.

زیرا که خبر همه ملولیست این بی خبریست اصل اخبار

چرا که آگاهی‌های معمول دنیوی همگی موجب رنج و ملال خاطر هستند؛ بنابراین، این بی‌خبری (رسیدن به مقام فنا و رهایی از عقل جزوی)، حقیقت و اصلِ آگاهی است.

نکته ادبی: پارادوکس (تناقض‌نمایی) در ترکیب «بی‌خبری اصلِ اخبار است» برای تبیین برتری شهود بر دانش اکتسابی.

آرایه‌های ادبی

تناقض (پارادوکس) روزست شب من

شاعر تاریکی شب را با حضور یار به روشنایی روز بدل کرده است که یک تصویرسازی خلاف عادت است.

تضاد (طباق) خراب و معمور / شب و روز

استفاده از کلمات متضاد برای برجسته‌سازی بی‌اهمیت بودن احوالات دنیا در برابر عشق.

ایهام خراب

در مصراع دوم بیت سوم، به دو معنای ویرانی و مستی به کار رفته است.