دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۰۴۰

مولوی
جفا از سر گرفتی یاد می دار نکردی آن چه گفتی یاد می دار
نگفتی تا قیامت با تو جفتم کنون با جور جفتی یاد می دار
مرا بیدار در شب های تاریک رها کردی و خفتی یاد می دار
به گوش خصم می گفتی سخن ها مرا دیدی نهفتی یاد می دار
نگفتی خار باشم پیش دشمن چو گل با او شکفتی یاد می دار
گرفتم دامنت از من کشیدی چنین کردی و رفتی یاد می دار
همی گویم عتابی من به نرمی تو می گویی به زفتی یاد می دار
فتادی بارها دستت گرفتم دگرباره بیفتی یاد می دار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، گله‌نامه‌ای پرشور و صریح از سوی شاعری است که از بی‌وفایی و دگرگونیِ رفتار محبوب خود رنج می‌برد. درونمایه اصلی اثر، تقابل میان قول‌ها و قرارهای پیشینِ محبوب با رفتارهای متناقض و آزاردهنده‌ی کنونی اوست. شاعر با تکرار عبارت «یاد می‌دار»، همچون آینه‌ای عمل می‌کند که سعی دارد خطاهای یار را به او بازتاب دهد و او را به تأمل در عهدشکنی‌هایش وادارد.

لحن این اثر در عین گلایه‌مندی، متین و پرسشگرانه است و تصویری از یک رابطه یک‌طرفه را ترسیم می‌کند که در آن، شاعر از محبوبِ ناپایدار، صبوری و وفاداری طلب می‌کند اما در عوض، سردی و بی‌مهری می‌بیند.

معنای روان

جفا از سر گرفتی یاد می دار نکردی آن چه گفتی یاد می دار

مجدداً راه جفا و ستم را در پیش گرفتی، این را به خاطر داشته باش؛ و بدان که به عهدهایی که با من بسته بودی، عمل نکردی.

نکته ادبی: ترکیب «از سر گرفتن» به معنای دوباره شروع کردن و تکرار یک عمل است.

نگفتی تا قیامت با تو جفتم کنون با جور جفتی یاد می دار

مگر نه این بود که به من قول دادی تا روز قیامت همراه و یارِ من باشی؟ اکنون می‌بینم که با ستم کردن، با رقیبی یا کاری دیگر جفت شدی؛ این را به یاد داشته باش.

نکته ادبی: ایهام در واژه «جفت» که می‌تواند هم به معنای همراهی باشد و هم به معنای همنشینی با دشمن یا رقیب.

مرا بیدار در شب های تاریک رها کردی و خفتی یاد می دار

در حالی که من در شب‌های تاریک و تنهایی، بیدار و چشم‌انتظار بودم، تو مرا تنها رها کردی و به خواب رفتی؛ این بی‌توجهی را به یاد داشته باش.

نکته ادبی: تقابل میان «بیدار» و «خفتن» برای نشان دادن تفاوت در میزان اهمیت دادن دو طرف به رابطه.

به گوش خصم می گفتی سخن ها مرا دیدی نهفتی یاد می دار

تو با دشمن من سخن می‌گفتی و گفتگو می‌کردی، اما وقتی مرا دیدی، خود را پنهان کردی؛ این رفتار دوگانه را به یاد داشته باش.

نکته ادبی: واژه «نهفتن» به معنای پنهان کردن است که در اینجا به صورت کنایی به دوری گزیدن و بی‌اعتنایی اشاره دارد.

نگفتی خار باشم پیش دشمن چو گل با او شکفتی یاد می دار

مگر نگفتی که در برابر دشمنان من همچون خارِ تیز و آزاردهنده خواهی بود؟ اما اکنون می‌بینم که برای او همچون گلی زیبا شکفته‌ای؛ این تناقض را به یاد داشته باش.

نکته ادبی: تضاد میان «خار» (مظهر درد و دفع) و «گل» (مظهر مهر و جذب) برای نشان دادن دگرگونی رفتار محبوب.

گرفتم دامنت از من کشیدی چنین کردی و رفتی یاد می دار

وقتی برای التماس و درخواستِ ماندن، دامنت را گرفتم، تو خود را از دست من کشیدی و رها کردی؛ تو چنین کردی و رفتی، این را به یاد داشته باش.

نکته ادبی: «گرفتن دامن» کنایه از تمنا، التماس و درخواستِ بخشش یا یاری است.

همی گویم عتابی من به نرمی تو می گویی به زفتی یاد می دار

من با نرمی و ملایمت از تو گله می‌کنم و سخن می‌گویم، اما تو در پاسخ با خشونت و تندی با من رفتار می‌کنی؛ این را به یاد داشته باش.

نکته ادبی: «زفت» در زبان کهن به معنای درشت‌خویی، تندی و سختی است که در برابر «نرمی» قرار گرفته است.

فتادی بارها دستت گرفتم دگرباره بیفتی یاد می دار

بارها در زندگی زمین خوردی و من دستت را گرفتم و بلندت کردم؛ بدان که روزی دوباره زمین خواهی خورد؛ این حقیقت را به یاد داشته باش.

نکته ادبی: اشاره به قانونِ پاداش و مکافات عمل و ناپایداریِ موقعیت انسان.

آرایه‌های ادبی

تکرار (ردیف) یاد می دار

تکرار عبارت «یاد می‌دار» در پایان تمام ابیات، علاوه بر ایجاد موسیقی، بر تأکید و یادآوریِ عهدشکنی‌های محبوب دلالت دارد.

تضاد (طباق) خار و گل / بیدار و خفتن

استفاده از واژگان متضاد برای نشان دادن تغییر موضع و رفتار نامناسب محبوب در برابر دشمن و عاشق.

کنایه گرفتن دامن

کنایه از استغاثه، تمنای ماندن و درخواست از محبوب برای تجدید نظر در رفتارش.

تمثیل فتادی بارها دستت گرفتم

تمثیلی از حمایت‌های بی‌پاسخ عاشق و پیش‌بینیِ شکست و ناکامیِ آینده‌ی محبوب.