دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۰۲۹

مولوی
جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر من نیک سبک گشتم آن رطل گران زوتر
از باده بسی ساغر فربه کن هر لاغر هر چند سبک دستی ای دست از آن زوتر
ای بر در و بام تو از لذت جام تو جان ها به صبوح آیند من از همگان زوتر
سودای تو می آرد زان می که نه قی آرد از سینه به چشم آید از نور عیان زوتر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات سرشار از عطشِ درونی و شور و اشتیاقِ عارفانه‌ای است که برای رسیدن به وصال و دریافتِ فیضِ الهی بی‌تابی می‌کند. شاعر با تصویرسازی‌هایِ متکی بر "باده" و "جام" که نمادِ معرفت و جذبه‌های عرفانی است، فضایِ شوریدگیِ روح را ترسیم می‌کند.

لحنِ سخن، آمرانه اما از سرِ نیاز است؛ گویی عاشق در طلبِ آنچنان مرتبه‌ای است که زمان را نمی‌شناسد و خواهانِ پیش‌دستی در دریافتِ حقایق است. این متن، بیانگرِ رهایی از سنگینی‌های دنیوی برای رسیدن به سبکی و نورانیتِ معنوی است.

معنای روان

جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر من نیک سبک گشتم آن رطل گران زوتر

ای همراهِ جانِ من، تو که جانت را در کفِ دست نهاده‌ای و آماده‌یِ جان‌فشانی هستی، زودتر بیا. من از تعلقاتِ مادی رها و سبک‌بار شده‌ام، پس آن جامِ سنگینِ معرفت را زودتر به من ببخش.

نکته ادبی: رطل گران در اینجا کنایه از شرابِ ناب و معرفتِ سنگین و باارزش است که برای عارفِ سبک‌بال گواراست.

از باده بسی ساغر فربه کن هر لاغر هر چند سبک دستی ای دست از آن زوتر

از آن باده‌یِ معرفت، چنان پیاله‌هایی پُر کن که جان‌هایِ ناتوان و تهی را توانمند سازی. با آنکه تو در بخشش بسیار سریع و دست‌ودلباز هستی، از تو می‌خواهم که از این هم پیشی بگیری و زودتر عطا کنی.

نکته ادبی: تضادِ میان لاغر و فربه به معنای استعاریِ روحِ بی‌بهره و روحِ بهره‌مند از فیض است.

ای بر در و بام تو از لذت جام تو جان ها به صبوح آیند من از همگان زوتر

ای کسی که به واسطه‌یِ لذتِ شرابِ وجودت، جان‌هایِ مشتاق برایِ رسیدن به مستیِ سحرگاهی پشتِ در و بامِ خانه‌ات صف کشیده‌اند، من برایِ دریافتِ این فیض، از همگان پیشی می‌گیرم.

نکته ادبی: صبوح به معنای شرابِ صبحگاهی است که در عرفان نمادِ فیضِ خاصِ الهی در وقتِ سحر است.

سودای تو می آرد زان می که نه قی آرد از سینه به چشم آید از نور عیان زوتر

شور و عشقِ تو شرابی را به همراه می‌آورد که برخلافِ شرابِ دنیوی، رنج و ناخوشی (قی) در پی ندارد؛ بلکه چون نوری است که از دل به چشم می‌تابد و حقیقت را زودتر از هر چیزی آشکار می‌سازد.

نکته ادبی: سودا به معنای عشقِ تند و گرم است و در مقابلِ قی (ناخوشی/مسمومیت) قرار گرفته تا پاکیِ شرابِ معنوی را نشان دهد.

آرایه‌های ادبی

استعاره رطل گران

اشاره به دانش و فیض سنگین و پرمایه الهی که وجودِ انسان را لبریز می‌کند.

نماد صبوح

اشاره به شرابِ سحرگاهی که در عرفان نمادِ فیضِ خاصِ الهی در وقتِ عبادت و نیایش است.

تضاد فربه کن هر لاغر

جان‌های تهی از معرفت (لاغر) با باده‌ی عشق (فربه) به کمال و توانمندی می‌رسند.

تصویرسازی از سینه به چشم آید

توصیفِ تجلیِ نورِ حقیقت که از باطنِ عارف به ظاهر و دیدگانِ او می‌تابد.