دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۰۰۹

مولوی
طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد
جاء نا میزاننا کی نختبر اوزاننا ربنا اصلح شأننا اوجد به عفو یا جواد
اضحکوا بعد البکاء نعم هذا المشتکی قد خرجتم من حجاب و انتبهتم من رقاد
پارسی گوییم شاها آگهی خود از فواد ماه تو تابنده باد و دولت پاینده باد
هر ملولی که تو را دید و خوش و تازه نشد آب و نانش تیره باد و آتشش بادا رماد
خوابناکی که صباحت دید وز جا برنجست چشم بختش خفته بادا تا الی یوم المعاد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه ترکیبی از نصایح اخلاقی و مدح و ستایش است که با مهارت زبانی، نیمه‌ای به عربی و نیمه‌ای به فارسی سروده شده است. شاعر در بخش نخست با بهره‌گیری از واژگان عربی، مخاطب را به بیداری از غفلت، سنجش اعمال و روی آوردن به درگاه الهی فرا می‌خواند تا جان آدمی از حجاب‌های تاریک پاک شود.

در بخش دوم، شاعر با تغییر لحن به فارسی، به ستایش شاه می‌پردازد و حضور او را مایه روشنایی و نشاط می‌داند. در اینجا، میانِ بینشِ معرفت‌شناسانه (در بخش عربی) و بینشِ سیاسی-درباری (در بخش فارسی) پیوندی عمیق برقرار می‌کند؛ به طوری که بی‌‌توجهی به شکوه شاه، گویی نشانی از خفتگیِ بخت و زوالِ سعادتِ فرد است.

معنای روان

طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد

ای بندگان خدا، کتاب‌های پربار و ارزشمند از جانب بزرگان و صاحبان حکمت آشکار شده است؛ پس از خواب غفلت بیدار شوید و برای دستیابی به دانش و کمال تلاش کنید.

نکته ادبی: واژه 'طارت' به معنای پرواز کردن است که اینجا کنایه از انتشار و آشکار شدن دانش و معرفت است.

جاء نا میزاننا کی نختبر اوزاننا ربنا اصلح شأننا اوجد به عفو یا جواد

ترازوی سنجش اعمال برای ما آمده است تا وزن و ارزش رفتارمان را بیازماییم. پروردگارا، کار ما را اصلاح کن و به واسطه این ترازوی عدل، عفو و بخشش خود را بر ما ارزانی دار، ای خدای بخشنده.

نکته ادبی: میزان کنایه از معیار سنجش اعمال در روز جزا یا وجدان بیدار است که در اینجا با استعاره ترازوی فقهی و اخلاقی همراه شده است.

اضحکوا بعد البکاء نعم هذا المشتکی قد خرجتم من حجاب و انتبهتم من رقاد

پس از رنج‌ها و گریه‌ها، اکنون زمان خنده و شادمانی است. آری، این همان چیزی است که شکایت‌کننده (یا شاکی) می‌جست. شما از حجاب غفلت بیرون آمده‌اید و از خواب سنگین نادانی بیدار شده‌اید.

نکته ادبی: عبارت 'خرجتم من حجاب' اشاره به عرفان نظری دارد که در آن سالک از پرده‌های مانع دیدن حقیقت عبور می‌کند.

پارسی گوییم شاها آگهی خود از فواد ماه تو تابنده باد و دولت پاینده باد

ای شاه، به زبان فارسی با تو سخن می‌گوییم و تو خود از قلب و جان ما آگاهی. امید که چهره درخشان تو همواره فروزان و دولت و سلطنت تو جاودانه باشد.

نکته ادبی: فواد در عربی به معنای دل و قلب است. 'ماه' استعاره از چهره زیبا و تابناک شاه است.

هر ملولی که تو را دید و خوش و تازه نشد آب و نانش تیره باد و آتشش بادا رماد

هر فرد افسرده‌حالی که چهره تو را دید و دلش شاد و تازه نگشت، نان و آبش گوارا مباد و خانه‌اش ویران و خاکستر شود.

نکته ادبی: استفاده از نفرین برای تاکید بر عظمت شاه؛ رماد به معنای خاکستر است که کنایه از تباهی و بی‌اثری است.

خوابناکی که صباحت دید وز جا برنجست چشم بختش خفته بادا تا الی یوم المعاد

کسی که خواب‌زده است و با دیدن چهره نورانی و زیبایی‌های تو از جا برنخاست، بخت و اقبالش تا روز قیامت در خواب و زوال باقی بماند.

نکته ادبی: صباحت در اینجا به معنای زیبایی چهره و همچنین ایهام به معنای 'صبح' دارد که نشان از روشنی و هدایت‌گری شاه است.

آرایه‌های ادبی

تلفیق زبانی (ملام‌الکلام) کل ابیات

ترکیب هوشمندانه زبان عربی برای مفاهیم دینی و حکمی و زبان فارسی برای مضامین مدحی و احساسی.

استعاره ماه تو تابنده باد

تشبیه چهره یا مقام پادشاه به ماه که نماد زیبایی و روشنایی است.

کنایه از خواب بیدار شدن

کنایه از آگاهی یافتن و خارج شدن از جهل و غفلت نسبت به حقایق هستی.

تضاد (طباق) ضحکوا بعد البکاء

قرار دادن خنده و گریه در کنار هم برای نشان دادن تغییر وضعیت از سختی به آسایش.